
صرف نظر از قومیت، نژاد، مذهب و … ایران را برای همه ایرانیان بخواهیم/
مصاحبه پایگاه اینترنتی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها با آقای دکتر غریب فاضلنیا
موضوع: کالبدشکافی ناآرامیهای دی ماه ۱۴۰۴
دکتر غریب فاضلنیا متولد سال ۱۳۴۶ در روستای سیفآباد کازرون است. کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی خود را در رشته جغرافیا و برنامهریزی روستایی در دانشگاه تربیت مدرس گذراند و از سال ۱۳۸۳ تا کنون به عنوان عضو هیئت علمی رسمی در دانشگاه زابل مشغول به خدمت است. فاضل نیا که در حال حاضر دانشیار است، بیش از ۵۰ مقاله علمی پژوهشی چاپ شده در مجلات علمی پژوهشی، ارائه بیش از ۸۰ مقاله علمی پژوهشی در کنفرانسهای داخلی و بین المللی، اجرای بیش از ۱۰ طرح تحقیقاتی، راهنمایی و مشاوره بیش از ۱۰۰ پایان نامه دانشجویان کارشناسی ارشد و تألیف ۴ کتاب را در کارنامه پژوهشی خود دارا میباشد. ایشان از سال ۳۹۹ تا ۱۴۰۲ ریاست دانشگاه سلمان فارسی کازرون را به عهده اشته است.
دکتر فاضل نیا در کنار کارهای علمی خود از فعالیتهای اجتماعی و سیاسی دور نبوده، عضویت در انجمن اسلامی دانشجویان و بعدها انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها را به عنوان راهی برای ادای دین در برابر مردم و میهن انتخاب کرده است. بیش از ده سال دبیری انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه های منطقه سیستان، دو دوره عضویت در شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین و کاندیدای نمایندگی در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی از شهرستان کازرون از جمله سوابق سیاسی ایشان است.
مدرسین پرس: جغرافیای روستایی تخصص شماست. تا حالا پژوهش رسمی یا غیررسمی در مورد روند توسعه استان سیستان و بلوچستان به طور عام و مناطق روستایی آن به طور خاص در طول ۴۷ سال پس از انقلاب داشته اید؟ کار چطور پیش رفته است؟
فاضل نیا: اینجانب از مهرماه ۱۳۸۳ که فعالیت خود را به عنوان عضو هیئت علمی در دانشگاه زابل آغاز نمودهام و در منطقه سیستان سکنی گزیدهام، تا کنون راهنمایی و مشاوره بیش از۱۰۰ پایان نامه دانشجویان کارشناسی ارشد را بر عهده داشتهام و همچمین مقالات علمی پژوهشی متعددی در مجلات علمی پژوهشی و همایشها و کنفرانسهای داخلی و بین المللی، ارائه دادهام که مطالعات موردی آنها عموما به همین منطقه سیستان اختصاص داشته است.
بنابراین به طور نسبی به منظومهای نسبتا کامل از مسایل و مشکلات به خصوص منطقه سیستان و نیز اقدامات توسعه ای انجام شده در این منطقه در ادوار گذشته، به ویژه در حیطه تخصصی خودم، جغرافیا و برنامهریزی توسعه روستایی، اشراف داشته و تقریبا ورود تحقیقاتی و پژوهشی در قالب راهنمایی و مشاوره پایان نامه های دانشجویان کارشناسی ارشد داشتهام.
توضیح اینکه به لحظ اوضاع خاص و شرایط ویژه سرزمینی و جغرافیایی، در هم تنیدگیهای اجتماعی- فرهنگی و سازههای سیاسی – اجتماعی اثر گذار و ملاحظات خاص قومی – مذهبی، به مسایل منطقه و استان سیتان و بلوچستان که پهنه وسیعی و البته تا حدودی مستقل از هم را هم شامل میشود، ( منطقه سیستان و منطقه بلوچستان) به طور خاص و با در نظر داشت ظرافت های این درهم تنیدگیها و احیانا ناپیوستگیها و حساسیتهای امنیتی و الزامات زیست مسالمتجو و هم افزای قومی – مذهبی، در یک فضای کاملا علمی و ژرفا نگر مورد مداقه قرار گیرد.
حقیقتا، تشریح و تبیین تفصیلی روندهای توسعهای در طول ۴۷ سال گذشته در منطقه سیستان زمان زیادی را میطلبد، اما به اختصار عرض میکنم، در مجموع، اگر با نگاهی کارشناسی و منصفانه به کارنامه نظام در بخشها و حوزههای مختلف عملکردی و از جمله بخش اقتصادی، کشاوری و منابع طبیعی، مدیریت منابع آب، تأسیسات زیربنایی و و زیرساختی، توسعه شهری و روستایی، امنیت و مدیرت مرز، و آموزشی و به ویژه حوزه آموزش عالی، در منطقه سیستان نگاه کنیم، بدون شک باید اذعان بداریم که قطعا حل و برطرف کردن تمام و کمال، کاستیها، ناملایمات و مسایل و مشکلات انباشت شده و متعددی که در این منطقه ریشه دارد، زمان و اهتمام و جدیت بیشتری را میطلبد.
علاوه بر آن، سنجش و قضاوت دقیق و علمی در مورد اینکه اقدامات توسعهای که تا کنون در این منطقه به مورد اجرا درآمده است، تا چه اندازه رهین موفقیت بوده و چه دستآوردهایی داشته است، نیازمند داده کاوی و ارزیابیهای دقیق علمی و مستقل می باشد، که در این مختصر نمیگنجد.
در این ارتباط فقط به یک نکته اشاره میکنم که اگر چه از منظر برنامهریزی توسعه جامع و همه جانبه و پایدار، معطوف به حل مرحلهای و اولویتدار مسائل و مشکلات منطبق با اسناد توسعهای، میتوان برخی ایرادت شکلی و محتوایی بر شناسایی، دستهبندی و اولویتبندی مسائل و مشکلات منطقه سیستان در ابعاد مختلف اقتصادی، معیشتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، نهادی، مدیریتی، اجرایی، سیاستگذاری، تصمیمگیری و برنامهریزی که در برخی موارد به درستی ادراک، فهم و عمل نشده و شاهد برخی کجبینیها و هدر رفت منابع بوده و هستیم، اما در یک قضاوت کلی می توان گفت که الحق والانصاف و صرف نظر از ارزیابی علمی و در یک نگاه کلی میتوان گفت، در هر حوزه تحولات چشمگیرو قابل توجهی در ادوار مختلف و در طول ۴۷ سال گذشته رخ داده است.
به عبارت دیگر، صرف نظر از اینکه اقدامات توسعه ای انجام شده در منطقه سیستان، تا چه اندازه منجر به تغیر و تحول و توسعه در این منطقه شده و رهین موفقیت بوده و با تاکید دوباره بر اینکه ناکامیها و کارهای روی زمین مانده زیادی هم وجود دارند، برخی از آن اقدامات به بار نشسته و ثمرات مثبت متعددی حداقل برای این منطقه داشته است. به طور مشخص یکی از اقدامات بایسته توسعهای در این منطقه تأسیس و راه اندازی دانشگاه زابل می باشد که از جمله اقدامات توسعه ای این دوران محسوب میشود.
تا قبل از تأسیس دانشگاه زابل در سال ۱۳۷۸، منطقه سیستان در ابعاد مختلف جغرافیایی (محدودیتهای محیطی)، خدمات شهری، اقتصاد شهری، روابط شهر و روستا، چشمانداز کالبدی شهر زابل، زمینههای اشتغال و سایر زمینههای آموزشی و فرهنگی با مشکلات عدیدهای مواجه بوده است. به باور اکثر ناظرین به موازات ایجاد واحد دانشگاهی زابل روند رشد و توسعه منطقه سیستان در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و کالبدی به نحو چشم گیری شدت یافته است.
بدین ترتیب میتوان گفت واحد دانشگاهی زابل به مثابه موتور محرکه رشد و توسعه منطقه سیستان در ابعاد مختلف عمل نموده است. بنده خود و با همکاری تنی چند از همکاران دانشگاهی در قالب یک طرح پژوهشی اثرات دانشگاه زابل را بر منطقه سیستان مورد ارزیابی قرار دادیم که در بسیاری از شاخصها اثرگذاری مثبت داشته و دانشگاهیان و نیز مردم منطقه را به آینده ای روشنتر امیدوار کرده است.
مدرسین پرس: استان سیستان و بلوچستان یک ویژگی دارد که بعضی استانها ندارند و آن داشتن جمعیتی است دو قومیتی (سیستانی و بلوچ) و دو مذهبی (شیعه و سنی). آیا این موضوع عامل بروز مشکلات ویژهای در منطقه بوده است یا نه؟ رابطه این دو گروه با هم در شهرها و روستاهایی که هر دو قومیت و مذهب با هم زندگی میکنند با یکدیگر چگونه است؟
فاضل نیا: در ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که سرزمین پهناور ایران عریز، فقط از حیث تنوع جغرافیایی، حائز توجه و جلوه گر چشم انداز های زیبا و چشم نواز نبوده و نیست، بلکه از حیث وجود مجموعه متنوع و رنگارنگی از فرهنگ ها و آداب و رسوم، قومیت ، مذهب، زبان و لهجه و غیره نیز حائز توجه است. از این حیث استان پهناور سیتان و بلوچستان واجد همه این نوع تنوعهای رنگانگ بوده و به عبارتی سیمای یک ایران کوچک را نمایان می سازد. در عین حال وجود انواع تنوع و بویژه تنوع قومی – طایفه ای و مذهبی – دینی می تواند هم فرصت و هم تهدید تلقی شده و لذا در تحیل و تبینن این موضوع این ظرافت را نباید از نظر دور داشت.
در نگاه اول، تنوع قومی قاعدتا باید باعث تقویت هویت یابی مکانی و افزایش تعلق خاطر به سرزمین شود. لذا فرصت باید تلقی شود. در این میان یک سئوال مهم قابل طرح این سئوال است که اساسا در منطقه سیستان تنوع قومی عموماُ به عنوان یک عامل تهدید توسعه عمل کرده و میکند، یا به عنوان یک عامل فرصتساز توسعه. بدون شک پاسخ به این سئوال و شناخت جامع الطراف این موضوع مستلزم یک تحقیق و پژوهش جامع و مستقل میباشد.
اما بنده خود، حداقل در چند مورد و زمینه خاص، تحقیقات علمی و پژوهشی داشتهام که نتایج حاصل از آنها، به نحوی اثرات بازدارنگی و اختلالی پدیده تنوع قومی و تعصب طایفهای در فرایندهای توسعهای را تأیید میکند. در همین ارتباط، بررسیها نشان میدهد، به ویژه در هنگامهها و رویدادهای سیاسی، تأثیر سوگیریها و تعصبات قومی– طایفه ای و مذهبی رخنون بیشتر و آشکارتری دارد و البته مشکلات دیگر هم از هین جا رشد و نمو میکند.
بنابراین به نظر میرسد، تا زمانی که ترجیحات طایفهای – قومی و تعصبات محلی – مذهبی در مناسبات اجتماعی و بویژه تصمیم گیریهای راهبردی و سرنوشتساز مثل انتخابات (نمایندگان مجلس شورای اسلامی و شورای اسلامی شهر و روستا، انتخابات کارگزاران و مدیران اجرایی در ردههای فرماندار، بخشدار، دهیار و اعضای شورای اسلامی) حاکمیت تام دارد، این روند اختلال ادامه خواهد داشت.
به نظر میرسد، لازم است تلاشهایی صورت گیرد، تا این انگاره عقب برنده که به مثابه یک چرخهی معیوب، افق توسعه و پیشرفت منطقه را برای تودههای مردم و بویژه جوانان مبهم کرده است، در هم شکند و به جای آن ارزشهای دموکراتیک و مردم پایه، جایگزین گردد، که البته قطعا، موفقیت در این مسیر، یک نقشه راه و مجموعه و بسته کاملی از انواع اقدامات و تمهیدات را میطلبد.
مدرسین پرس: جنابعالی به عنوان استاد دانشگاه در یکی از محرومترین مناطق کشور یعنی در استان سیستان و بلوچستان خدمت میکنید. استان گاهی درگیر خشونتهای شدیدی از سوی گروههای مسلح مخالف بوده است ولی در جریانات دی ماه ۱۴۰۴ و بر خلاف انتظار از مناطق آرام کشور بود. به طور اجمال دلیل چنین امری به نظر شما چیست؟ بر اساس گزارشهای رسمی یا مشاهدات شخصی، آیا در جریانات دی ماه تفاوتی بین قسمتهای شمال و جنوب استان وجود داشت؟ در هر صورت اگر جواب مثبت باشد یا منفی، ارزیابی شما از آن چیست؟
فاضل نیا: همگان شاهد بودیم که در جریانات دی ماه ۱۴۰۴، خطه پهناور استان سیستان و بلوچستان به جز چند مورد، تحرکات معدود و ایذائی و نیز عملیات کور تروریستی که متاسفانه هر از چند گاهی در این استان رخ می دهد، و شاهد آن هستیم، موضع و کنش خاصی را آنچنان که در برخی نقاط دیگر کشور داشتیم، شاهد نبودیم که البته این موضوع هر دو بخش شمالی و جنوبی را شامل می شود.
در این مجال، شاید بتوان در مقام ارزیابی کلی این موضوع به یکی از مولفههای مهم و از جمله، علم و آگاهی یقینی، عمیق و ملموس عموم مردم، بزرگان، ریش سفیدان و معتمدین سراسر استان به عمق فاجعه ناامنی و پیش آمد منازعه و وقوع خطر بزرگ و در کل، به مخاطره افتادن تمامیت ارضی کشور، اشاره داشت، در عین اینکه، گلایهها و مطالبات همیشگی مطرح شده، «ایران را برای همه ایرانیان بخواهیم، صرف نظر از قومیت، نژاد، مذهب و …» سر جای خود باقی است.
مطالبهای که پس از رویدادهای دی ماه ۴۰۴ ، همگان بر ضرورت و اهمیت فهم و درک این سازه مهم و ینیادین در حفظ انسجام ملی و وحدت بخش، بیشتر از پیش اذان می دارند. همچنین این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که اصولا ساکنین نواحی مرزی، بیش از ساکنین نواحی داخلی در هنگام وقوع مخاطرات و بروز تشنج، آسیب پذیرند و لذا ملاحظه کاری آنها در این جور مواقع را باید یک واکنش کاملا طبیعی و قابل درک محسوب کرد.
در ارتباط با این ژرفای فهم و نگرش بلند نظرانه مردمان این سرزمین و این خطه پهناور از ایران بزرگ و عزیز قبلا متنی تا حدودی احساسی و ادبی در وصف مردمان این دیار نگاشته بودم که به نظرم جای دارد اینجا دوباره آن را یاداور کنم:
اینجا دیار سیستان و بلوچستان است.
کهن سرزمینی که صفا و صمیمیت مردمانش به پاکی امواج خروشان خلیج همیشه فارس و دریای عمان است و گرمای سینه شان بمانند، خورشید عالم تاب نیمروز.
سرزمینی که شیر زنان و دلاور مردانش همچون کویر صبورند و بسان تفتان استوار و بیادعا.
دیار مرزدارانی دلیر و میهن دوست، با تاریخی پر از رشادت، ایثار و جوانمردی.
سرزمین دلسوختگانی پرشور و غیور که در راه حراست از کیان نیاکانی و عزت و آزادگی خود گرانبهاترین گوهر هستی خویش را به مسلخ عشق بردهاند، تا مباد آن روزی که پاک دیارشان جولانگاه اهریمنان و بدخواهان شان گردد.
منزلگاه نیک مردمانی که هیچگاه تفاوت در مذهب و قومیت، شهری بودن و یا روستایی بودن، سفید یا سیاه بودن، و انواع مرزبندیها و تنگنظریهای خودساخته اینچنینی و حتی اختلاف سلیقه سیاسی و دستهبندیهای معمول جناحی – حزبی که امری مذموم نیست و با این وجود در خیلی از مناطق دیگر خانمان سوز و دودمان افکن بوده، دلیلی بر تفرقه و جدایی شان نبوده است.
سرزمین مردمانی مرد، دوراندیش و شجاع که با جوهره تدبیر و به یمن اتحاد و همبستگی همگانی، همراهی عموم مردم، پیشگامی ریش سفیدان، به صحنه آمدن همه نخبگان و مهمتر از همه حمایت و تقوای پیشگی بزرگان، صاحب منصبان و صاحبان تریبونها و رسانهها، و نیز پرهیز عالمانه و عاقلانه از تفرقه افکنی، در سایه الطاف و فضل الهی و خواست عمومی مردم در ستاندن و دفاع از حق و حقوق خود و با استحکام و در چارچوب اندیشههای متعالی وطن دوستی، وحدت و انسجام ملی معطوف به خیرخواهی و حفظ برادری دینی و حاکمیت ارادی ملی همه ایرانیان در اداره امور حاکمیتی ایران بزرگ، موضعی شجاعانه و فعال دارند.
مدرسین پرس: گروههای تروریستی مسلح معمولا از شکاف بین دولت و ملت برای توجیه و مقبولیت اقداماتشان استفاده میکنند. توصیه شما به دولت جمهوری اسلامی برای این که چنین امکانی در استان به عوامل تجزیهطلب داده نشود چیست؟
فاضل نیا: واقعیت این است که در این ارتباط بهترین، بیشترین و کارآمد ترین موعضهها، توصیهها، درسها و عبرتها را را میتوان در اصول و مبانی شرع مقدس، سیرههای نبوی و علوی، منظوفه فکری و نظری بنیانگذار جمهوری اسلامی و همچنین تجارب تاریخی و موفق دیگر ملل در ارائه یک حکمرانی مطلوب، معطوف به توسعه و تحولطلبی مستمر، مردم مدار و کارآمد، استخراج و استنباط و عمل نمود. در عین حال عجالتا در حد بضاعت فهم و حیطه تخصصی خود، و معطوف به نتایج تحقیقات و پژوهشهای دانشگاهی برخی نکات مهم و کلیدی را در این ارتباط گوشزد میکنم:
اول) توجه بایسته و اهتمام جدی به عدالت گستری و کاهش نابرابری های منطقه ای از طریق کاربست رویههای نوین توسعهای به عنوان یک اقدام بایسته ترمیم تعلق خاطر به سرزمین: قرائن و شواهد زیادی، آشکارا حکایت از وجود تضادهای فراوان و دوگانگی شدید از حیث برابری در دسترسی به فرصتهای توسعه و بهرهمندی از خدمات وامکانات ونیز برخورداری از امتیازات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی میان یک اقلیت ثروتمند و خیل بیشماری از مردم، بویژه مردمان مناطق دور از مرکز، حاشیهای، مناطق روستایی کشور و از جمله در استان محروم سیستان و بلوچستان، که در فقر و تنگدستی و انواع مسائل و مشکلات به سر میبرند، دارد.
عمق چنین تضادها و نابرابریها را که در ذیل نابرابریهای فضایی یا جغرافیایی قرار میگیرند، میتوان میان مناطق شهری و روستایی، مرکز و پیرامون، پایتخت و استانها و شهرستانها، محلات فقیر نشین- حاشیه نشین و محلات مرفه و غیره مشاهده نمود.
بیگمان این دوگانگیها و نابرابریها محصول نگرشهایی است که تاکنون بر سیاستها و رویکردهای کلان کشوری، و به ویژه نظام برنامهریزی و توسعه کشور حاکم بوده است. سیاستها و نگرشهایی که غالباً یک سویه نگر ، مکانیکی، فن محور، رشد مدارانه و فاقد پیوستهای عدالت محورانه و مشارکت جویانه عموم مردم بودهاند.
پی آمد و نتیجه قهری حاکمیت چنین سیاستها و نگرشهایی بر رویکردهای حکمرانی و نظام برنامهریزی و توسعه کشور همانا، دوگانگی و نابرابری و معالاً نادیده انگاشتن کرامت و حقوق انسانها و مکانهاست. قاعدتاً نگرشهای مبتنی برآموزههای دینی چنین تضادها و نابرابریهایی را بر نمیتابد. به عبارت دیگر، در قاموس اصول و مبانی ارزشی نظام جمهوری اسلامی که مبتنی بر دین اسلام ترسیم و تعریف می شود، وجود هرگونه تضاد و نارابری بین افراد و بین مناطق مختلف جغرافیایی، پدیدهای ناخوشایند و مغبون تلقی شده و آن را برنمیتابد. از این رو توجه به عدالت گستری و رفع موانع آن و نیز کاربست رویههای نوین توسعهای به عنوان یک اقدام بایسته ترمیم تعلق خاطر به سرزمین در این ارتباط بسیار مهم و بایسته است.
دوم) توجه به کم و کیف و نیز قانون مندیهای خاص جدایی گزینی سرزمینی: انزوای جغرافیایی به معنای رایج آن “جدایی گزینی سرزمینی” در منطقه سیستان یک واقعیت انکار ناپذیر جفرافیایی بوده و اساسا نوع و شدت مسایل در این منطقه را تاحدودی تعین میکند. لذا توجه به کم و کیف و نیز قانون مندیهای خاص آن در تبیین و تدوین سیاستگذاریها و استراتژیهای توسعهای در این منطقه امری بسیار ضروری و اجتنابناپذیر میباشد.
سوم) مقوله توسعه و ملاحظات امنیتی–دفاعی در منطقه سیستان و بلوچستان، بسیار بهم گره خورده و لذا توجه به این مهم در سیاست گذاری توسعه مهم است: واقعیت این است منطقه سیتان به لحاظ جغرافیای سیاسی نیز از جمله مناطق بسیار مهم و سوق الجیشی محسوب می شود که به این منطقه موقعیت ژئوپلتیکی ویژه ای داده است.
لذا مقوله توسعه و ملاحظات امنیتی – دفاعی بسیار بهم گره خورده و توجه به این مهم در سیاستگذاری توسعه در این منطقه مهم به نظر میرسد. لذا در انجام هر بررسی علمی و تحقیقاتی در خصوص تبین سیاستگذاریهای توسعهای در منطقه سیستان در نظر داشتن این مهم ضرورت دارد.براین اساس باید در نظر داشت انزوای جغرافیایی منطقه سیستان و تمهیدات دفاعی – امنیتی به صورت توامان باید مورد امعان نظر قرار گیرد.
خوشبختانه در تبیین استراتژی دفاعی و امنیتی، جمهوری اسلامی ایران در زمینه امنیت و دفاع مطلوب این فرض و ملاحظه مهم مورد توجه قرارگرفته که: «جمهوری اسلامی ایران به دلیل تنوع در محیطهای امنیتی خود و همچنین گوناگونی تهدیدات، با یک استراتژی چند وجهی برای مقابله با تهدیدات نامتقارن در امری دفاعی مواجه است». بدیهی است این فرض به عنوان یک رهنمود کلی برای مواجهه مطلوب با مسائل و حوزه های تهدید زا در هر منطقه تلقی شده و معالا می تواند مبنای استراتژی های دفاعی–امنیتی مناطق ویژه از جمله مناطق و سکونتگاه های مرزی در منطقه شرق کشور نیز قرار گیرد.
از طرف دیگر باید در نظر داشت که اساساً از منظر توسعهای نیز تبیین و تحلیل مسائل سکونتگاههای نواحی مرزی با نگاه صرفا امنیتی کارآمد و مقرون فایده نخواهد بود. از این رو ضروری است، دکترین و استراتژی های دفاعی-امنیتی ویژه در مناطق و سکونتگا های مرزی با جهت گیری توسعه ای- امنیتی و دفاعی تهیه و مورد توجه قرار گیرد.
معالوصف اعمال سیاستهای توسعهای در سکونتگاه های مرزی ایجاب می کند که صرفا از منظرگاه توسعهای و البته با در نظر داشتن ملاحظات امنیتی – دفاعی و از جمله ملاحظات پدافند غیرعامل به آن نگریسته شود. قابل توجه اینکه هم «منظرگاه توسعهای که در قالب پارادایم و مفهوم زیست پذیری زیستی و فعالیتی عینیت مییابد» و هم «ملاحظات امنیتی–دفاعی که غالباً در مفهوم ملاحظات پدافند غیرعامل تجلی می یابد» هر دو عنصر، فراهمآوری بسترها و زمینههای «فعالیت و زیست پایدار» در سکونتگاه های مرزی و «حفظ مطلوب و پایدار امنیت سرزمینی» را کانون توجه خود قرار داده و در قالب یک استراتژی چند وجهی راهکار ها و افق روشنی برای مقابله با انواع تهدیدات متقارن و نامتقارن در سکونتگا های مرزی ارائه می دهد که به نظر می رسد می بایست بیش از پیش مورد امعان نظر باشد.
چهارم) توجه به قواعد وفاق، وحدت و همبستگی ملی به عنوان پیشنیازهای انسجام و هویت یکپارچه ملی: این قاعده و مانیفست مهم را همواره باید در نظر داشت که اساسا، وفاق، وحدت و همبستگی ملی از پیش نیاز های تشکیل هویت یکپارچه ملی محسوب میشود، و هم از این منظر، پیش برد سیاست ها و اقدامات توسعه ای در قالب برنامه ها، طرحها و پروژهها، تا حد زیادی مستلزم وجود حد مطلوبی از وفاق، وحدت و همبستگی(تشکیل هویت یکپارچه ملی – سرزمینی) در بین ارکان مهم جامعه، هم در مقیاس ملی و هم در مقیاس منطقه ای می باشد.
بنابراین در هنگام سیاست گذاری های راهبردی و نیز تهیه و تدوین برنامه های توسعهای، چه برای کلان کشور و چه برای مناطق مختلف جغرافیایی، میبایست، به نحو شایستهای، مجوعه عوامل، عناصر و زمینه هایی که به طور بالقوه و یا احیاناً به طور بالفعل میتوانند ایجاد کننده و یا تهدید کننده وفاق، وحدت، و همبستگی ملی، باشند را به خوبی شناسایی و چندو چون آنها را مورد ارزیابی و مداقعه علمی قرار داد. واقعیت این است که مطالعات، قرائن و شواهد متعددی حکایت از روند رو به رشد هویتهای قومی – محلی و گرایش های خاص گرایانه – که غالباً هم ناشی از رشد آگاهیهای قومی در مطالبه گری و پیگیری درخواست ها و مطالبات جدید به ویژه درخواست فرصت های کاملاً برابر در دسترسی به انواع فرصتهای توسعهای از جمله: آموزش، منابع و فرصتهای اقتصادی، و غیره، به موازات حذف تبعیض مبتنی بر قومیت، نژاد و فرهنگ یا مذهب می باشند- در برخی مناطق مستعد و از جمله منطقه سیستان و بلوچستان، دارد.
این در حالی است که به نظر میرسد تاکنون، به رغم تبیین سیاست ها واصول کلی درچارچوب قانون اساسی و برخی قوانین عادی، رویه عملی مدون و مشخصی در برخورد و مواجهه مؤثر بامسائل اقوام اینگونه مناطق اتخاذ نشده است. در واقع، رویکردها و سیاست هایی که تا کنون اتخاذ شده و حتی برخی اقدامات انجام شده، به شدت متأثراز شرایط تهدیدزای داخلی وخارجی، غالباً جنبه واکنشی – اقتضایی و مقطعی – موردی داشته است.
بر این اساس، تصور میشود، به علت فقدان نگرش راهبردی به مبانی، اصول و الگوی های مدیریت مطلوب وفاق وهویت ملی از یک طرف و عدم توجه به ملاحظات و مؤلفه های بستر ساز توسعهای از طرف دیگر، همواره اجرای طرح های توسعهای در مناطق با تنوع قومی، با اما و اگر همراه بوده است که شایسته و بایسته توجه است.
انتهای پیام/



