
روز مبادای ایران فرا رسیده است/
صرف خواندن ای ایران در این ایام کفایت نمیکند/
کاوه فخاری
کم و بیش ملتها در تاریخ خود روز مباداهایی داشتهاند که برخی در آن مقاطع تاریخی از صفحه روزگار محو شدند برخی دیگر آسیبهای جدی دیدند و برخی نیز به سلامت از آن گذر کردند و ماندند.
به نظر میرسد با شروع جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر روز مبادای دیگری و شاید مهمترین آن برای ایران آغاز شده است که سرانجام آن مشخص نیست. باید دانست که اسرائیل پس از واقعه ۷ اکتبر، جنگهای خود را معرکه وجودی و نبرد رستاخیز تعریف کرده است و از نحوه ورود او به جنگ با ایران، تارگتهایی که انتخاب کرده است، شکل مواجهه او با غزه و لبنان و سوریه و همچنین رصد رفتارهای رسانه ای او میشود استنباط کرد که این جنگ برای ایران نیز معرکه وجودی خواهد بود.
واقعیت این است که ایران در یکی از مهمترین بزنگاههای تاریخی خود در برابر دشمنی قدرتمند، سفاک، هوشمند و در عین حال متکی بر حمایت بزرگترین قدرتهای تاریخ جهان و مجهز به پیشرفته ترین و روزآمدترین تکنولوژی ها قرار گرفته است.
بر اساس الگوی رفتاری شخص بنیامین نتانیاهو و هیئت حاکمه خونخوار اسرائیل و همچنین شخصیت و کاراکتر دونالد ترامپ میتوان با قاطعیت گفت که جنگ، محدود به این ۱۲ روز نخواهد ماند و حتی اگر به دلیل دفاع جانانه نیروهای مسلح ایران و پاسخهای سختی که به دشمن متجاوز دادند قصد ادامه نبرد با شیوه قبلی را نداشته باشند حتما با اشکال دیگری آن را ادامه خواهند داد تا در نهایت به نتیجه مطلوب خود که تبدیل ایران به سرزمینی سوخته، تکه پاره و ناتوان است برسند.
این سوال که آیا ایران در نهایت میتواند از این نبرد بزرگ به سلامت گذر کند یا خیر بستگی به عوامل متعددی دارد که بخش بزرگی از آن مربوط است به حاکمیت و شیوه حکمرانی او و این که آیا این خرد، تدبیر و درایت را دارد که همچنان ایرانیان را حول امر ملیِ دفاع از موجودیت ایران بسیج کند یا خیر؟
آیا از این ۱۲ روز تاریخی به اندازه کافی درس گرفته است و به این فهم رسیده است که دچار چنان انزوا و تنهایی ژئوپولتیک و استراتژیکی است که در چنین روز مبادایی، در نهایت روی هیچ کشور و نیروی خارجی جز مردم خود نمیتواند حساب کند و البته رسیدن به چنین درکی، الزامات و مقتضیاتی در پی دارد که باید به آن عمل کند و وفادار بماند.
حاکمیت جمهوری اسلامی با وجود چنین دشمنان قوی پنجهای و ماشین جنگی مخوف دشمن، اگر میخواهد بماند و اگر قرار است که ایران را نیز با خود فرو نکشد، باید بداند که دوران زینت المجالس تصور کردن مردم به سر رسیده است و دیگر نمیتوان با تکیه بر یک اقلیت چند درصدی و افراطی بقای ایران را تامین و تضمین کرد.
دیگر دوگانههای انقلابی غیر انقلابی مذهبی غیر مذهبی با حجاب بیحجاب و از این قبیل و خودی و غیرخودی کردن مردم پاسخگوی شرایط سخت فعلی نیست و باید همه آن ۹۰ میلیون ایرانی را که به اهمیت امر ملی باور و دل در گرو این آب و خاک دارند فارغ از همه افتراقات و تفاوتها، نه ریاکارانه و فرصت طلبانه بلکه پدرانه و عاشقانه و صادقانه در آغوش بکشد و به همه آنها به صورت مساوی و عادلانه و بر اساس شایستگیها و توانایی ها، فرصتهای برابر در همه عرصه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و غیره بدهد.
برای غلط بودن رفتارهای پیشین و خودی غیر خودی کردنهای فاجعه باری که در نهایت به این وضعیت ناگوار و خطرناک ختم شد، نمونه های فراوانی را میتوان مثال زد اما یک نمونه کوچک آن در میانه جنگ و در اوج حملات دشمن متجاوز رخ داد و در حالی که کاملا آشکار بود که ایجاد آشوب و ناامنی و درگیریهای داخلی مهمترین پلن و تکمیل کننده نقشه این هجوم برنامهریزی شده است فردی که همه کاره و دایر مدار اصلی رسانه ملی کشور است و همواره جزو افراد خودی و از فرزندان تنی حاکمیت محسوب میشده و همیشه در صدر نشسته و قدر دیده است به صورت زنده مصاحبهای میکند و علنا و رسما در مقابل چشمان بهت زده مردم، کشور را به آغل تشبیه میکند و در مقابل در همان ایام یک نابغه روزنامه نگاریِ مطرود و مغضوب و ممنوع الکار و ممنوع الخروجِ زندان رفته و استاد مسلم امر رسانه که از سر ناچاری به کار کشاورزی روی آوردهاست یکتنه و در چند دقیقه کوتاه، در همان رسانه به ظاهر ملی یکی از خطرناک ترین پروپاگانداهای دشمن مبنی بر فرار و پنهان شدن فرمانده کل قوا را که میتوانست آسیب جدی به اراده و روحیه نیروهای مسلح بزند بر باد میدهد.
همین یک نمونه مشتی است از خروارها و خروارها و کاری نداریم به اینکه اگر این دو فرد در جای واقعی و شایسته خود بودند احتمالا رسانه ملی در جایگاهی برابر یا حتی فراتر از الجزیره در خاورمیانه و جهان قرار داشت و قدرت نرم ایران در این وانفسا میتوانست مرزها را درنوردد.
کاری به این نداریم که اگر مصوبه شرم آور عفاف و حجاب که دستپخت خودیترینهای نظام بود اجرایی میشد و با درایت جلوی آن گرفته نمیشد چه آسیبهایی ممکن بود به امنیت ملی وارد شود و چه میزان میتوانست به تکمیل پازل حرامیان کمک کند.
در نهایت باید گفت جنگ تازه آغاز شده و روزهای سخت و دشواری در پیش است در برابر خطرات عظیم پیش رو و برای عبور از این پیچ مهم تاریخی چاره ای نیست جز اینکه همه توانایی های مردم وفادار به ایران، فارغ از جنسیت، قومیت، دین، مذهب، مسلک، سبک زندگی، نوع پوشش دیدگاه سیاسی ووو به میدان بیاید و هم افزایی کند.
صرف خواندن ای ایران و تعریف و تمجید از همبستگی ملی و انسجام اجتماعی در این ایام کفایت نمی کند و بقای ایران به تغییر رویکرد اساسی در مواجهه با مردم و تغییر پارادایم چه در داخل وچه در خارج نیاز دارد و باید دانست که فرصتها بسیار اندک و زودگذر است.
انتهای پیام/



