
چرا پایان جنگ اخیر پیشبینی ناپذیر است؟
مراد کاویانی راد (عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی)
در حوزه ژئواستراتژی گزاره معروفی وجود دارد که پایان همه جنگها، مذاکره است. بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران نظامی و سیاسی بر این باور هستند که در نهایت، راه حل پایدار برای پایان دادن به درگیریهای مسلحانه، مذاکره و دیپلماسی است که طرفین درگیری دور میز مذاکره گرد هم میآیند تا به توافقی برای پایان جنگ دست یابند.
در این میان، پیشبینی زمان دقیق پایان درگیریها و منازعات، به ویژه آنهایی که با عنوان «پیشبینیناپذیر» شناخته میشوند، دشوار و گاه ناممکن مینماید. برایند نهایی چنین جنگهایی به مجموعهای پیچیده، متحول و درهم تنیده از عوامل سیاسی، نظامی، اجتماعی داخلی کشورها و شرایط بینالمللی بستگی دارد که هر لحظه تغییر میکنند یا امکان تغییر دارند.
نزدیک به بیست روز از جنگ تحمیلی و تجاوز دشمنان مهاجم علیه کشورمان و مقاومت و دفاع سرسختانه ملت و نظامیان قهرمان این سرزمین در برابر این تهاجم ویرانگر می گذرد. همین مقاومت و دفاع بینظیر طی این مدت، بسیاری از محاسبات پیش از جنگِ کشورها و قدرت های منطقهای و فرامنطقهای (از منظر زمانی، بازتابهای منطقهای و جهانی و سرسختی ایران) را به هم ریخت و نشان داد که ایران لیبی، سوریه و ونزوئلا نیست و ایران، ایران است.
همانگونه که پیش از جنگ اخیر اعلام شد، استراتژی تدافعی ج.ا.ایران در برابر مهاجمان بر منطقهای سازی جنگ استوار شده و در عمل گستره پهناوری از سرزمینهای اشغالی تا سراسر کشورهای کرانه جنوبی خلیج فارس را در بر گرفته است. بازتاب عملی این راهبرد عمدتا در قالب بستن تنگه هرمز، حمله به شناورها و پایگاههای نظامی و مراکز اطلاعاتی آمریکا در کشورهای منطقه و امواج پیاپی موشک باران شبانه روزی رژیم سرکش و متجاوز صهیونیستی نمود یافته است.
این در حالی است که از زمان تهاجم رژیم صهیونیستی و آمریکا در نُه اسفند ماه جاری تا کنون هزاران مرکز نظامی و غیر نظامی و زیرساختی کشور در کانون حملات شبانه روزی این دو قدرت یاغی نظام بینالملل قرار گرفته و بسیاری از مردم عادی به شهادت رسیده و تعداد زیادی از کارگزاران نظامی-سیاسی ج.ا.ایران نیز در کانون اقدامات تروریستی رژیم صهیونیستی قرار گرفته و به شهادت رسیدهاند.
ظواهر امر نشان میدهند هیچ یک از قدرتهای درگیر جنگ (ایران در مقام مدافع و رژیم صهیونیستی و ایالات متحده به عنوان متجاوز) تمایلی برای خاتمه نبرد حاضر ندارند و جنگ نیز روزانه ابعاد و پیامدهای گستردهتر و فزاینده تری در منطقه و جهان می یابد و هر یک از طرفین منازعه نیز تا اینجای جنگ، مدعی پیروزی هستند.
منازعهای که در یکی از مناطق ژئوپلیتیک جهان (نقطه تلاقی اقتصاد، انرژی و امنیت جهانی) رخ داده است. منطقهای که در کانون توجه و هماوردی قدرتهای جهانی و منطقهای برای دستیابی به امنیت، نفوذ اقتصادی، کنترل تدارک و تأثیرگذاری سیاسی قرار دارد. منطقهای که امنیت و ثبات آن مستقیماً بر اقتصاد و امنیت جهانی تأثیرگذار است.
امروز این تنگه بسته شده، همپیمان منطقهای ایالات متحده به شدت آسیب دیده، بسیاری از کشورهای مصرف کننده انرژی صادراتی نفت منطقه، درگیر بحران انرژی شده اند و اقدامات نظامی ایالات متحده نیز برای گشودن تنگه راهبردی هرمز تا کنون راه به جایی نبرده است و راهبرد ایران نیز بر گسترش قلمرو جنگ از طریق منطقهای سازی منازعه و بهرهگیری از اهرم موقعیت استراتزیک تنگه هرمز برای فشار اقتصادی بر کشورهای مصرف کننده انرژی و هم پیمانان منطقهای و برون منطقهای ایالات متحده است تا این کشور را مستقیم و رژیم صهیونیستی را به اعلام خاتمه جنگ یا کاستن از شدت جنگ وادارد.
از دیگر سو، بررسی و واکاوی تحولات سیاسی-اجتماعی کشور ایالات متحده نشان میدهد که بیشینه مردم و بسیاری از مقامات و تصمیمگیران این کشور، منتقد حمله دولت ترامپ به ایران هستند. از طرفی هم اساسا برخی از اهداف، منافع و اقدامات رژیم صهیونیستی با مصالح منطقهای ایالات متحده همسو نیست.
اما باز پرسش اصلی مبنی بر پیشبینی ناپذیر پایان جنگ برقرار است. به نظر میرسد این وضعیت را در قالب رویکرد قلمروگستری ژئوپلیتیک میتوان تبیین و تفسیر کرد.
در قلمروگستری ژئوپلیتیک بر خلاف توسعه طلبی سرزمینی، کشورها در پی گسترش حوزه نفوذ برای«بقا» و «قدرت» خود هستند. این رویکرد ابزاری برای دستیابی به تأمین امنیت ملی، منافع اقتصادی و دسترسی به منابع، افزایش قدرت چانهزنی در عرصه جهانی، حفظ و ارتقاء منزلت ژئوپلیتیک است تا کشورها بتوانند امنیت و منافع ملی شان را در برابر تهدیدها و فرصتهای متحول و متغیر جهان حفظ و ارتقا دهند.
در وضعیت موجود هر گونه تصمیمی که به خاتمه جنگ کنونی بینجامد، پیامدهایی درازمدتی بر ژئوپلیتیک منطقه و جهان خواهد گذارد. در وضعیت موجود هر یک از بازیگران اصلی این جنگ (ج.ا.ایران، رژیم صهیونیستی و ایالات متحده) در پی عملیاتی سازی قلمروگستری ژئوپلیتیک خاص خود هستند که بقا و قدرت آنها برای دهههای آینده در منطقه تضمین کند.



