اقتصادی و اجتماعیخوزستان

دچار انزوای سیاسی هستیم و هیچ دوستی در جهان نداریم

عباسی‌نژاد: دچار انزوای سیاسی هستیم و هیچ دوستی در جهان نداریم/

عزتی: تغییرات نرخ ارز خواست سیاستگذاران است/

فرازمند: دولت در سال اول دولت ۹۳ درصد از اهداف برنامه هفتم را اصلا مورد توجه قرار نداده است/

افقه: اولویت سیاستگذار، تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز ما اصلا پیشرفت اقتصادی و رفاه مردم نیست/

دوباره باید مذاکره و التماس کنید که تو را به خدا اجازه دهید نفتمان را دوباره بفروشیم/

میزگرد «بررسی و تحلیل تحولات اقتصادی اخیر ایران»، توسط انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه شهید چمران اهواز و با حضور سید مرتضی افقه دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز، حسن فرازمند استاد دانشگاه شهید چمران اهواز، حسین عباسی‌نژاد استاد دانشگاه تهران و مرتضی عزتی استاد دانشگاه تربیت مدرس، در روز یک‌شنبه ۱۴۰۴/۱۰/۷ برگزار شد.

حسین عباسی‌نژاد، استاد اقتصاد دانشگاه تهران، در این نشست، سخنان رئیس جمهور در مجلس موقع تقدیم لایحه بودجه را بسیار ناامیدکننده دانست و گفت: ایشان درک درستی از عدد و رقم ندارد و به نظر من مهمترین عامل درک مسائل اقتصادی این است که ما با عدد و رقم مأنوس باشیم؛ در غیر این صورت عین عوام حرف می‌زنیم. در واقع جمهوری اسلامی از روز اول استراتژی اقتصادی معینی نداشته؛ تفکر اقتصادی ما این است که دولت در اقتصاد دخالت کند یا دخالت نکند. ابزاری که برای این دخالت دارد هم «پول نفت» بوده و خیلی هم به نظر کارشناسان اهمیت نمی‌داده است.

استاد اقتصاد دانشگاه تهران با اشاره به اینکه بعد از تحریم‌ها در واقع، دولت ارز ناشی از فروش نفت ندارد، افزود: این بی‌ارزی مشکلات خیلی زیادی می‌تواند برای دولت ایجاد کند و برای بخش خصوصی که عمدتا هم پتروشیمی‌ها هستند، عاقلانه نیست که ارز خود را در اختیار دولت بگذارد.

یادم هست که مهندس موسوی از امام سؤال کرد و ایشان گفت باید ارز را تحویل بدهند. ولی ما خودمان را جای صادرکننده‌ها بگذاریم، کالایی را صادر کرده‌ایم و ارز آن برای خودمان است و نباید تقدیم دولت کنیم. قانون می‌گوید باید تحویل بدهند ولی نمی‌دهند.

وی تأکید کرد: به دلیل اینکه تقاضا زیاد است، بانک مرکزی هرقدر هم ارز وارد بازار کند، نمی‌تواند قیمت را پایین بیاورد. الآن باید بحث ما این باشد که آیا این حکومت اصلا علم اقتصاد را قبول دارد؟ اقتصاد یعنی صرفه‌جویی کردن و یعنی اینکه اگر ندارید، خرج نکنید؛ اگر دارید هم درست خرج کنید. به رئیس جمهور می‌گوید حقوق‌ها را افزایش بده و می‌گوید از کجا؟ ولی در این فشار اقتصادی، سه ماهواره از شرق مسکو پرتاب می‌کنند، اینها یادآور بلندپروازی‌های شوروی در مقابل کارهای آمریکا است.

عباسی‌نژاد با تأکید بر اینکه تحریم ام‌المشکلات است، اظهار داشت: هرکس می‌گوید تحریم به نفع ما است، یا خیلی دارد به او خوش می‌گذرد و یا اصلا فهمی از تحریم ندارد. تحریم فقط این نیست که نمی‌توانیم چیزی بفروشیم و ارز وارد کشور کنیم؛ دچار انزوای سیاسی در جهان هستیم و هیچ دوستی در جهان نداریم و همچنان ما جهان را تهدید می‌کنیم.

مرتضی عزتی استاد دانشگاه تربیت مدرس، نیز در این نشست در خصوص مهمترین عوامل وضع کنونی اقتصاد کشور، گفت: اولین مسأله، سیاستگذاری و تصمیم‌گیری در کشور است که ابتنای بر علم اقتصاد ندارد و خیلی از تصمیم‌ گیری ها، فارغ از علم اقتصاد است. دومین مسأله، تحریم است که در بحث‌ صادرات، واردات، درآمدهای ارزی، فرار سرمایه، نیامدن سرمایه و مشابه اینها، فشارهایی را روی اقتصاد آورده است. سومین مسأله، درگیر شدن سیاستگذاران، برنامه‌ریزان و مجریان به امور روزمره است.

استاد اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس با تأکید بر اینکه دولت ما گرفتار روزمرگی است، افزود: وقتی ما دچار روزمرگی شویم، نمی‌توانیم برنامه‌ریزی درستی انجام بدهیم. تحریم‌ها، فضای سیاسی و فضای بد اقتصادی باعث شده که سرمایه گذاری داخلی نشود و از خارج هم کسی سرمایه داخل کشور نیاورد. سرمایه‌گذاری نباشد، تولید نیست و تولید نباشد، وضع موجود اقتصادی ایجاد می‌شود. نکته بعدی وضعیت کلی سیاستگذاری و بودجه دولت و در کنار آن بحث تورم است.

وی تصریح کرد: سال‌ها است که در بودجه دولت فقط به سمت هزینه‌کرد توجه می‌شود و دولتی‌ها و غیردولتی‌ها تلاش می‌کنند که بخش بیشتری از این بودجه را برای واحد خود بگیرند. از سوی دیگر بحث تورم است که تقریبا می‌شود گفت از سی سال پیش، همیشه تورم ما دو رقمی بوده و مسئولین و سیاستگذاران هم هیچ‌گاه روی اصلاح وضعیت تمرکز نکرده‌اند. وقتی تمرکز نشود و اقدامات درستی انجام نشود، این تورم نهادینه می‌شود. اما تغییرات نرخ ارز، خواست سیاستگذاران است. درست است که ما با کمبود ارز مواجه هستیم ولی قاعده این است که زمانی که کشور مسائل خاص دارد، سیاستگذاری و اقداماتی انجام شود که نابسامانی‌ها را کنترل کند.

عزتی با اشاره به نوسانات نرخ ارز در ۲۰ سال گذشته، اظهار داشت: الآن هم تمایلات عده‌ای در سیستم هست که نرخ ارز را بالا ببرند و توجیهاتی برای خودشان دارند، مثل اینکه رانت را کم کنیم، بودجه دولت تأمین شود و مشابه اینها. ولی این نرخ ارز هم، وضعیت تولیدکننده را به هم می‌ریزد و هم بازار را به هم می‌ریزد. سال گذشته همین اتفاق افتاد و تمام عرضه‌کنندگان کالاهای خارجی، کالاهایشان را در انبارها نگه داشتند و عرضه نکردند تا ببینند ارز کجا به یک نرخ لنگرگاهی تکیه می‌دهد تا بعد کالاهای وارداتی را قیمت‌گذاری کنند.
وی با تأکید بر اینکه نرخ ارز معیاری برای قیمت‌گذاری کالاهای داخل کشور است، گفت: شاید ۲۰ سال پیش و حتی ۱۰ سال پیش هم نرخ ارز معیار قیمت‌گذاری در داخل کشور نبود اما تقریبا چهار پنج سال است که کالاهای تولید داخلی که حتی مواد اولیه خارجی هم ندارند، با نرخ ارز قیمت‌گذاری می‌شوند. اگر در هفت سال گذشته تورم موردی کالاها را نگاه کنید، افزایش قیمت کالاهای تولید داخل حتی بیش از افزایش نرخ ارز بوده؛ و با تبع افزایش نوسانات، تولید هم کاهش پیدا کرده است.
عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس با تأکید بر این که وضعیت امروز اقتصاد ایران قابل پیش‌بینی بود، گفت: بسیاری از مسئولین ما دنبال این نیستند که از مبناهای علمی استفاده کنند و سیاست‌های مناسبی بگذارند. چه سیاستی می‌شود گذاشت؟ به نظر من اگر درست نگاه کنند و مبنا و نگاه استراتژیک داشته باشند، خیلی راحت می‌توانیم اقدامات مناسبی انجام بدهیم. وی تصریح کرد: فرض کنید جنگ اقتصادی واقعیت دارد و قطعا هم تحریم‌ها و فشارهای خارجی بخش قابل توجهی از مشکلات را ایجاد کرده است.
قاعده این است که مباحث مبنایی علمی در موضوع های نظامی و درگیری‌های اقتصادی می‌گویند، اگر مورد تهاجم اقتصادی، ارزی، تعرفه‌ای و یا حتی تهاجم نظامی قرار گرفتیم، اولین و مهمترین اقدام این است که شما موقعیت خودتان را تثبیت کنید. یعنی موانع تدافعی ایجاد کنید تا آن ضربات به شما وارد نشود. الآن هدف تحریم‌ها کاهش رشد اقتصادی، ایجاد تورم و ایجاد مشکلات سیاسی و فرهنگی داخل کشور است و ما باید جلوی این را بگیریم.
عزتی افزود: اولین کار این است که ما بتوانیم رشد اقتصادی را در یک نقطه هرچند پایین، تثبیت کنیم. دومین کار این است که تورم را روی یک نرخ قابل تثبیت، تثبیت کنیم. این تثبیت‌ها، قدرت و شرایط لازم برای برنامه‌ریزی را فراهم می‌کند. در این صورت، می‌توانیم بگوییم این داشته‌ها و اقدامات ما است و چقدر می‌توانیم رشد اقتصادی فراهم و تورم را کم کنیم.
حسن فرازمند استاد اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز نیز در طی سخنانی در میزگرد «بررسی و تحلیل تحولات اقتصادی اخیر ایران»، گفت: آیا اساسا امکان فهمیدن این هست که چرا این اتفاقات (مسایل اقتصادی مورد اشاره سخنرانان مزبور) رخ می‌دهد؟ آیا می‌شود پدیده‌های اقتصادی را بدون داشتن مدل تحلیل کرد؟
تردید دارم بدون داشتن یک الگو، مدل یا چارچوبی که مورد توافق عمومی است، بتوانیم با هم صحبت کنیم و نهایتا به یک توافق عمومی برسیم. متاسفانه علت‌العلل تمام مشکلات (تحلیلی بین نخبگان) این است که چارچوب مورد توافقی برای بحث در مورد مسائل ایران نداریم.
استاد اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز با اشاره به شاخص‌های اقتصادی کشور، افزود: در بخش کشاورزی علی‌رغم تمام شعارهایی که داده شد، تابستان سال جاری ۵.۵ درصد رشد منفی داشته‌ایم، در حوزه نفت و گاز دارای رشد منفی حدود ۲ درصد و در بخش صنعت و معدن دارای رشد منفی حدود ۲ درصد هستیم. تنها در بخش خدمات رشدی حدود ۱.۲ درصد داشته‌ایم. چرا وضع اقتصادی چنین است؟ مگر برنامه هفتم تدوین نکردیم؟ مگر مقرر نبود در برنامه هفتم به یک رشد اقتصادی هشت درصد برسیم؟
رشد بهره‌وری عوامل تولیدی که مقرر شد ۳۵ درصد باشد، کجا رفت؟ ایجاد سالی یک میلیون شغل کجا رفت؟ رشد ۲۳ درصدی صادرات غیرنفتی کجا رفت؟ وی تأکید کرد: کسانی که برنامه تدوین می‌کنند قائل به دستیابی به این شاخص‌ها بودند ولی فراموش کرده‌اند که دستیابی به هر هدفی، بدون وجود یک الگوی سیستمی اقتصادی اجتماعی سازگار، امکان‌پذیر نیست.
وقتی سیستمی (اقتصادی) در جامعه ما حاکم نیست که بتواند اهداف را در چارچوب مشخص خودش تعریف و مدیریت کند، چگونه می‌توان انتظار داشت، نرخ ارز کنترل و در تورم ثبات ایجاد شود؟ آیا در جامعه‌ای که گروه‌های ذی‌نفع و افراد با منافع متفاوت و نیز بدون وجود سیستمی که هدف اقتصادی مشخص را دنبال کند، می‌شود مشکلات را حل کرد یا انتظار داشت که مشکلات کمتر شود؟
فرازمند افزود: شاید بتوان گفت، هرگاه یک توافق نسبی عمومی در جامعه اقتصاد ایران حاکم شده، اصلاحاتی انجام گرفته؛ هرچند که آن الگوی مورد توافق هم خیلی جدی و مورد توافق عموم نبوده است. به سهولت می‌توان دوره هشت ساله آقای خاتمی را مثال زد. طی این دوره، علی‌رغم تمام مشکلاتی که وجود داشت، به لحاظ شاخص‌های کلیدی علم اقتصاد، توانسته بودند با درجه بالایی جامعه را کنترل و مدیریت کنند.
وی با اشاره به مبانی اولیه برای دستیابی به اهداف اقتصادی، تأکید کرد: باور دارم، در دنیای واقعی هیچ پدیده‌ای معنا پیدا نمی‌کند مگر این‌ که بگوییم پدیده را در چارچوب کدام سیستم و الگوی اقتصادی تعریف می‌کنیم. بنابراین بدون مشخص شدن الگوی اقتصادی، امکان بحث کردن و توافق در انتخاب مسیرهای درست وجود ندارد. البته این مسئله، مسئله نظام حکمرانی نیست بلکه موضوعی است که به نظام فکری حاکم در دانشگاهها و دانشکده‌های اقتصاد، جامعه شناسی، علوم سیاسی و … نیز مرتبط می‌شود.
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز افزود: دولت در سال اول برنامه هفتم، بیشتر از ۳۸ درصد برنامه را اجرا نکرد. به طوری که ۹۳ درصد از اهداف رشد اقتصادی، ۷۵ درصد از اصلاح نظام بانکی و مهار تورم، ۷۵ درصد از طرح‌های صنعت و معدن، و نیز ۱۷۱ حکم، یعنی نزدیک به ۳۱ درصد از احکام برنامه را غیرقابل اجرا عنوان کرد. پرسش این است که چرا قوه مجریه در خصوص اصلاح مواردی از برنامه هفتم که مدنظرش نیست، اقدام نکرده است؟
علت اصلی «فقدان یک الگو و سیستم مورد توافق عمومی» است لذا لازم است موانع ایجاد این سیستم جستجو شود. وی تاکید کرد: بدون توجه کلیدی به عوامل غیراقتصادی در توسعه نیافتگی و مشکلات اقتصاد ایران، راه به جایی نخواهیم برد. بدون تلاش در جهت دستیابی به یک الگوی مشترک و بین رشته‌ای، و نیز بدون تطابق و توافق این الگوها با جامعه، مشکل اقتصاد ایران حل نخواهد شد و هر روز بر مشکلات اضافه می‌شود.
سید مرتضی افقه، دانشیار اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز، نیز در این نشست با اشاره به تحولاتی که منجر به وضعیت امروز ایران شده، گفت: از نظر من بسیاری از مشکلات فعلی، نمود اقتصادی دارند اما چون ریشه‌های غیراقتصادی دارند، با نسخه‌های صرفاً اقتصادی قابل حل نیستند. کما اینکه از اول انقلاب تا امروز، حتی دوره هشت ساله جنگ، ما اقتصادخوانده‌ها هرچه نسخه بلد بودیم را تجویز کرده‌ایم ولی وضعیت امروز ما این است. بهتر آن است که ما اقتصادخوانده‌ها کنار بکشیم و بگوییم تا بسترهای غیر اقتصادی فراهم نشود، نسخه‌های ما خیلی عملیاتی نیست. چون با فرمول‌های اقتصادی نمی‌توانیم مشکلات را حل کنیم.
دانشیار دانشگاه شهید چمران اهواز تأکید کرد: از نظر من مشکلات فعلی، از جمله مشکلات اقتصادی، ریشه‌های نگرشی، فلسفی و فکری دارد. کشورهای دیگری که در زمینه‌های مختلف دارند پیش می‌روند، اولویتشان معیشت، رفاه و پیشرفت اقتصادی است. اگر تفاوتی بین نرخ رشد یا شاخص‌های اقتصادی آنها هست، روی روش‌هایی است که اعمال می‌کنند و تحولات داخلی آنها است ولی به هر حال هدف اغلب یکی است. اما در نظام فکری حاکم بر کشور ما، بعد از پایان جنگ اولویت عمدتاً بر تعلقات ایدئولوژیک و سیاسی بوده است.
وی افزود: برای من به عنوان یک اقتصادخوانده، شعارها و سخنرانی‌های مسئولین و سیاستگذاران، ملاک نیست بلکه تخصیص بودجه را نگاه می کنم. بنابراین، اگر در سخنرانی ها ادعا کنند که به دنبال حل مشکلات معیشتی و رفاهی جامعه هستند اما در تخصیص بودجه ملاحظات سیاسی و ایدئولوژیک سنگینی کند، طبیعی است که نسبت به گفته ها و شعارهایشان شک کنم. چون تخصیص بودجه نشان‌دهنده اولویت سیاستگذار و تصمیم‌گیر است. من از تخصیص بودجه عرض می‌کنم که اولویت سیاستگذار، تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز ما، اصلا پیشرفت اقتصادی و رفاه مردم نیست و بیشتر اولویت‌های ایدئولوژیک و سیاسی ارجح هستند.
استاد اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز تصریح کرد: کدهای زیادی می‌شود آورد که افراد تأثیرگذار و تصمیم گیر، توسعه را امری غربی و غیرقابل پیروی اعلام می کنند. ببینید اگر من و شما که تصمیم‌گیر و تأثیرگذار نیستیم این دیدگاه را داشته باشیم تأثیر چندانی بر تخصیص بودجه و رفاه آتی مردم ندارد ولی کسی این دیدگاه را دارد و چنین سخنانی در رسانه ها بیان کرده که در تخصیص بودجه و تصمیمات تأثیرگذار است. این نگرش ضدتوسعه بر تمام اجزا و ابعاد جامعه، بروز و ظهور داشته و وضعیت فعلی عملا نتیجه همین نگاه و دیدگاه غیر یا ضدتوسعه ای است.
وی افزود: اگر به من بگویند هدف توسعه چیست؟ می‌گویم جامعه را به سمتی ببریم که با امکانات و علم و تکنولوژی‌های روز، بتوان تمام کالاها و خدمات مورد نیاز همه افراد جامعه در حد عرف رایج را تأمین نمود. اگر این تعریف از توسعه را بپذیریم، من می‌گویم که ایدئولوژی حاکم یا ساختارهایی که در نظام تصمیم گیری و تصمیم سازی کشور شکل گرفته اصلا در جهت نیل به این هدف نیستند. این را می‌توان از تخصیص بودجه و مندرجات و نتایج برنامه‌های پنج ساله فهمید؛ چرا که قسمت‌های اقتصادی برنامه‌های پنج ساله به نتیجه نرسیده ولی قسمت‌های ایدئولوژیک به نتیجه رسیده‌اند.
افقه یادآور شد: با دوپینگ درآمدهای نفتی تا سال ۹۷ کشور در مسیری غیرتوسعه‌ای (ضدتوسعه ای) حرکت می کرد. اما بعد از ۹۷ که فروش نفت را مانع شدند و یا به شدت محدود کردند، وضعیت امروز کشور و مردم به مرور شروع شد. دولت‌های روحانی و رئیسی متأسفانه به جای اینکه ردیف‌های هزینه‌ای غیرضروری و موازی را حذف کنند تا کسری ناشی از عدم فروش نفت جبران شود، دنبال منابع دیگر رفتند. بنابراین، دولت ها هرچه اموال داشت را شروع به فروش کرد، هرچه اوراق قرضه توانستند انتشار دادند و از بانک مرکزی و صندوق توسعه ملی قرض گرفتند. به خصوص بعد از انتخاب مجدد ترامپ، دولت یا حاکمیت عملا دیگر چیزی نداشت و ندارد که جایگزین حذف درآمدهای نفتی کند.
وی افزود: تصور آقای روحانی این بود که دوره اول ترامپ موقت است و تلاش کرد به هر شکل ممکن، منابع دیگر را جایگزین درآمدهای نفتی کند به این امید که در دور بعد مجدداً دموکرات ها انتخاب شوند و به برجام برگردند و همه چیز به روال پیش از ترامپ برگردد. اما با آمدن بایدن هم سیاسی‌کاری‌ها و بازی‌های سیاسی و ممانعت های گروه های رقیب سیاسی، مانع شد که توافق برجام احیا گردد و کشور فرصت‌های زیادی را به خاطر همین، در اواخر دوره روحانی و دوره رئیسی از دست داد؛ با این توهم و تصور که یک عده‌ای گفتند تحریم‌ها هیچ اثری ندارد و از تحریم‌ها فرصت ایجاد می کنیم. یک عده هم گفتند بدون تحریم‌ها می‌توانیم مشکلات را حل کنیم. با این توهمات و تصورات متأسفانه فرصت‌های زیادی از دست رفت و کشور و مردم زیان های جبران ناپذیری دیدند و می بینند.
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز با اشاره به اینکه کشور همچنان در معرض تهدید به حمله توسط اسرائیل هست، گفت: در چنین فضایی کدام سرمایه‌گذار وارد سرمایه‌گذاری می‌شود؟ نه تنها سرمایه‌گذاری نمی‌کند، بلکه تلاش می کند سرمایه اش را از کشور هم خارج کند تا مصون بماند؛ اتفاقا یکی از دلایل افزایش شدید قیمت ارز در هفته های اخیر احتمالاً همین تقاضا برای ارز به منظور تبدیل دارائی ها به ارز و انتقال به خارج است؛ آن هم در شرایطی که دریافتی ارزی کشور به شدت کاهش پیدا کرده است.
وی افزود: این‌ که نفت بفروشیم و کالا وارد کنیم که اسمش توسعه نیست؛ یک رشد کاذب موقت زیگزاگی است. حتی زمانی که ادعا می شد کشور صادرات غیرنفتی دارد، صادرات قابل اتکاء که نیستند، عمدتاً منابع طبیعی خام یا نیمه خام هستند که تفاوت چندانی با فروش نفت خام ندارند. از نظر من موقعی توسعه در مسیر اصلی قرار گرفته که کالاهای تولیدی محصول فکر، اندیش و ابداع متخصصین خودمان باشد. ولی ما چه کردیم؟ بعد از تحریم نفت، هنر کرده‌ایم و داریم پتروشیمی و شمش فولاد صادر می‌کنیم و بقیه هم محصولات خامی است که از معادن صادر می‌کنیم.
افقه تأکید کرد: منابع کشور را شخم زده‌اند و تصور کرده اند در مسیر توسعه هستند و با همین خیال، به دنبال این‌ که توسعه و پیشرفت را به فکر و اندیشه اندیشمندان و متخصصین داخلی وصل کنند نرفته اند. به جای آن متخصصین را به بهانه‌های فرهنگی، اجتماعی و مذهبی از کشور فراری می‌دهند. طبیعی است که وقتی کشور را از نیروهای فکری یا متخصص خودتان تهی کردید، نمی‌توانید در مسیر توسعه قرار بگیرید؛ مگر اینکه دوباره به فروش درآمدهای نفتی آویزان شوید.
دوباره باید مذاکره و التماس کنید که تو را به خدا اجازه دهید نفتمان را دوباره بفروشیم. وی افزود: در شرایط فعلی کشور در مسیر توسعه نیست و اصولاً توسعه اولویتِ تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان نیست. همچنان اولویت‌های دیگری حاکم است و تمام ارکان نظام هم بر اساس اولویت های غیر یا ضدتوسعه ای شکل گرفته است. یعنی نظام انتخاب و انتصاب افراد را از این نظر که می‌توانند آن هدف ایدئولوژیک را به ثمر برسانند، انتخاب می‌کنند. به عبارت دیگر بر خلاف خیلی از افراد که می‌گویند در کشور شایسته‌سالاری حاکم نیست، از نظر من اتفاقا شایسته‌سالاری حاکم است اما شایستگی‌های مبتنی بر گرایشات ایدئولوژیک و سیاسی نه شایستگی‌های منتهی به توسعه.
عضو هیأت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز تأکید کرد: با همین تنگ‌نظری‌ها، کسانی که می‌توانند کشور را در مسیر توسعه قرار بدهند یا فراری داده‌اند و یا منزوی کرده و از آنها استفاده نمی شود. بنابراین کشور اصلا در مسیر توسعه نیست و اگر همین روند ادامه یابد، کشور همچنان محتاج فروش نفت و بنابراین آسیب پذیر خواهد ماند. در شرایط فعلی، تحریم‌ها وضعیت ما را به این روز انداخته‌اند اما آنچه که باعث شده کشور در برابر تحریم‌ها اینقدر آسیب‌پذیر باشد، همان تفکر غیر یا ضدتوسعه‌ای است. باید ساختارهای غیرتوسعه‌ای اصلاح گردد تا مسیر کشور برای توسعه هموار گردد.
انتهای پیام/

خبرهای مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا