اخبار انجمنتحلیل

گفتمان بیعت نوعی انحراف از مبانی مردم‌سالاری نظام جمهوری اسلامی است

♦بیعت و انتخاب غیرمستقیم: دو الگوی متفاوت در نظریه‌های مشروعیت سیاسی

♦گفتمان بیعت نوعی انحراف از مبانی مردم‌سالاری نظام جمهوری اسلامی است/

♦بیعت بیشتر به سنت‌های تاریخی و پیمانی مشروعیت سیاسی تعلق دارد، در حالی که انتخاب غیرمستقیم به الگوهای نهادی و نمایندگی در نظریه‌های جدید حکومت مربوط می‌شود/

محمود صادقی (عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها)

در تاریخ اندیشه سیاسی، شیوه‌های گوناگونی برای شکل‌گیری و مشروعیت‌بخشی به قدرت سیاسی مطرح شده است. در میان این شیوه‌ها، دو مفهوم «بیعت» و «انتخاب غیرمستقیم» از نظر ساختار و کارکرد تفاوت‌های قابل توجهی دارند، هرچند هر دو به نحوی با پذیرش اجتماعی قدرت ارتباط پیدا می‌کنند.

بیعت در سنت سیاسی اسلامی در اصل نوعی پیمان وفاداری و پذیرش اجتماعی نسبت به حاکم و خلیفه محسوب می‌شود. این پیمان معمولاً پس از آن شکل می‌گیرد که شخصی به‌عنوان حاکم یا پیشوا شناخته یا معرفی شده باشد. در این فرایند، افراد یا گروه‌ها با اعلام بیعت، تعهد خود را به اطاعت و حمایت از حاکم بیان می‌کنند. از این رو، بیعت بیشتر جنبه تأییدی و تعهدی دارد و نقش آن تثبیت و اعلام پذیرش اقتدار حاکم در سطح جامعه است.

در مقابل، «انتخاب غیرمستقیم» مفهومی است که در نظریه‌های مدرن حکومت و نمایندگی سیاسی مطرح می‌شود. در این الگو، مردم به‌طور مستقیم مسئول یا رهبر نهایی را برنمی‌گزینند، بلکه ابتدا نمایندگانی را انتخاب می‌کنند و این نمایندگان در مرحله بعد مسئول گزینش مقام یا مقامات عالی می‌شوند. بنابراین فرایند تصمیم‌گیری به‌صورت دو مرحله‌ای انجام می‌گیرد و عنصر «نمایندگی» نقش محوری در آن دارد.

از نظر مفهومی، نخستین تفاوت میان این دو الگو در «جایگاه انتخاب و تأیید» است. در الگوی بیعت، تعیین یا معرفی حاکم معمولاً مقدم بر بیعت است و بیعت بیشتر بیانگر پذیرش و تعهد نسبت به حاکم از پیش موجود است. اما در انتخاب غیرمستقیم، فرایند گزینش مقام سیاسی در چارچوب یک سازوکار نهادی و از طریق رأی نمایندگان انجام می‌شود و در واقع خودِ انتخاب، بخشی از سازوکار تعیین حاکم است.

تفاوت دوم به «ساختار نهادی» مربوط می‌شود. بیعت در تاریخ بیشتر به‌صورت یک عمل اجتماعی و سیاسی نسبتاً ساده و گاه نمادین انجام می‌شد و الزاماً به یک ساختار پیچیده نهادی وابسته نبود. در حالی که انتخاب غیرمستقیم معمولاً در چارچوب نهادهای مشخص، قواعد حقوقی مدون و رویه‌های رسمی صورت می‌گیرد.

سومین تفاوت به «نقش مردم در فرایند مشروعیت‌بخشی» بازمی‌گردد. در سنت بیعت، نقش مردم غالباً در قالب اعلام وفاداری, تبعیت، اطاعت محض و پذیرش اقتدار حاکم تجلی می‌یابد. اما در الگوی انتخاب غیرمستقیم، مردم از طریق انتخاب نمایندگان در شکل‌گیری تصمیم نهایی مشارکت می‌کنند. در این حالت، اراده عمومی از مسیر نهاد نمایندگی به تصمیم سیاسی تبدیل می‌شود و حاکم منتخب مردم و متعهد به پاسخگویی به آنان است.

با این حال، میان این دو مفهوم یک نقطه اشتراک نیز وجود دارد و آن پیوند هر دو با ایده «پذیرش اجتماعی قدرت» است. چه در قالب پیمان وفاداری و چه در قالب سازوکارهای نمایندگی و انتخاب، هر دو تلاش می‌کنند نشان دهند که اقتدار سیاسی بدون نوعی رضایت یا پذیرش اجتماعی پایدار نخواهد بود.

در نتیجه می‌توان گفت بیعت بیشتر به سنت‌های تاریخی و پیمانی مشروعیت سیاسی تعلق دارد، در حالی که انتخاب غیرمستقیم به الگوهای نهادی و نمایندگی در نظریه‌های جدید حکومت مربوط می‌شود. این دو مفهوم، اگرچه هر دو با مسئله پذیرش قدرت سیاسی ارتباط دارند، اما از نظر زمان‌بندی، ساختار و کارکرد در دو چارچوب متفاوت اندیشه سیاسی قرار می‌گیرند.

در نظام جمهوری اسلامی ایران براساس اصول مختلف قانون اساسی، تمام مقامات با رأی مستقیم با غیرمستقیم مردم انتخاب می‌شوند. طبق اصل ششم «در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکاء آراء عمومی اداره شود از راه انتخابات: انتخاب رئیس جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و نظایر اینها، …»

در مورد مقام رهبری نیز پس از رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی که در فرایند نهضت از جانب اکثریت قاطع مردم به عنوان رهبر پذیرفته شد، وفق اصل یکصد و هفتم، رهبر توسط خبرگان منتخب مردم انتخاب می‌شود و طبق اصل صد و یازدهم، خبرگان منتخب مردم بر رفتار او «نظارت» دارند و درصورت از دست دادن هریک از شرایط و اوصاف مقرر در اصل صدونهم او را از رهبری «عزل» می‌کنند.

بنابراین، صرف نظر از اختلالی که در فرایند تأیید صلاحیت نامزدهای انتخابات مجلس خبرگان رهبری به علت نظارت استصوابی شورای نگهبان پدید آمده است، اعضای مجلس خبرگان رهبری منتخب و نمایندگان مردم‌اند و به نمایندگی از طرف مردم رهبر را انتخاب می‌کنند.

بنابراین بکاربردن واژه‌ی «بیعت» برای اعلام حمایت از رهبر منتخب خبرگان تداعی کننده مفهوم بیعت در نظام سنتی خلافت در عصر پیشامدرن است و با ماهیت جمهوری اسلامی و با آنچه در قانون اساسی درباره فرایند انتخاب رهبری پایه‌ریزی شده مغایرت دارد.

براین اساس توجه کسانی که در پیام‌های تبریک خود به رهبر جدید جمهوری اسلامی از واژه «بیعت» استفاده می‌کنند، به‌ویژه احزاب سیاسی با رویکرد اصلاح‌طلبی را به این نکته جلب می‌نماید که این گفتمان نوعی انحراف از مبانی مردم‌سالاری نظام جمهوری اسلامی است. طرفه اینکه در بعضی از این پیام‌ها نسبت به توجه بیشتر به مردم‌سالاری در دوره جدید نیز اظهار امیدواری شده است!

خبرهای مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا