ماجرای استاندار مازندران و چند نکته

«ماجرای استاندار مازندران و چند نکته»
کاوه فخاری (پژوهشگر)
ظاهرا جناب یونسی استاندار مازندران در همایشی گفته است «تا وقتى مردم گرسنهاند، به عفاف و حجاب اعتقادى ندارم». گفتن همین یک جمله از سوی استاندار مازندران کافی بود تا توپخانههای وابستگان یک جریان خاص سیاسی از هر سو به ایشان نشانه رود و آتشبار سنگینی آغاز شود.
از نماینده تندخو و ترشرو و درشتگوی مجلس گرفته که بانمکیاش گل کرده بود و مدرک فوق تخصص استاندار در رشته پزشکی را به سخره میگرفت تا نماینده محترم دیگری که رسما زبان به اهانت گشوده و با ادبیاتی همچون «تو غلط کردی استاندار شدی» و «من اگر به جای دربان استانداری بودم استاندار را به استانداری راه نمیدادم» او را نواختند و مورد لطف و مرحمت قرار دادند و در نهایت هم همه ۱۴۰۰۰ شهید گرانقدر استان مازندران را به نام نگاه و نگرش و جناح خود سند زدند و مال خود کردند. جناب استاندار نیز در مواجهه با این حملات بیامان به سرعت صحبتهای خود را تصحیح کرد و اظهار داشت که منظورش طرح عفاف وحجاب بوده نه اصل موضوع حجاب.
در لابلای این منازعه و نوع برخوردی که با این موضوع شده اما نکاتی وجود دارد که شاید ریشه بسیاری از مشکلات کنونی مملکت در آن نهفته باشد که نمیتوان و نباید از آن غفلت کرد اول از همه باید گفت که نظارت بر عملکرد و انتقاد و پرسشگری از کنشهای یک مدیر اجرایی حق و وظیفه نمایندهگان مجلس است و در آن شکی نیست اما مشکل اینجاست، وقتی اظهار نظر یک مدیر در مورد اعتقاد شخصیاش، چنین واکنشهایی را برمیانگیزد نشان میدهد ظاهرا در نگاه بعضی حضرات، مملکت ملک طلق و ارث پدری شان است و هرکس اندک زاویهای با نگاههای تنگ و ترش جریانی آنها داشته باشد حق هیچگونه فعالیت اجرایی در کشور را نداشته و باید از همه مناصب و مصادر حذف شود.
البته چنبن دیدگاههای رادیکالی از طرف وابستگان جریان مذکور قابل درک است چون اگر شرایط مملکت عادی بود و مناسبات حاکمیتی در این حد بسته نبود و اگر نبودند دستگاههای نظارتی بالا دستی که با گزینشهای بیمنطق، و خلاف قانون اساسی، ۹۵ درصد مردم یک جامعه را از هرگونه تاثیرگذاری بر سرنوشت خود و دخالت در تصمیم گیریها و تصمیم سازیها حذف کنند، آنهم در کشوری با این همه نیروهای انسانی دانا و خردمند و کاردان، هرگز نوبتِ به تن کردن قبای وکالت و وزارت و ریاست به کسانی نمیرسیدکه هم از نظر هوش هم از نظر دانایی و هم از نظر کارآمدی و کاردانی معلوم نیست شایستگی دربانی همان استانداری را داشته باشند یا خیر و اگر کار کشوری با اینهمه منابع و ثروت و دارایی به اینجا میکشد که در اولیات و ابتدایی ترین امور خود مانده و سرمایههای عظیم انسانی خود را فوج فوج از دست میدهد دقیقا به خاطر وجود چنین دیدگاهی و قبضه شدن قدرت در دست آنان است.
نکته بعد اینکه ایکاش جناب نماینده و همکاران محترمشان که خیلی دغدغه شریعت و دیانت دارند و پس از وقایع سهمگین سال ۱۴۰۱ که عملا جامعه ایران را چند پاره کرد و شکاف بیسابقهای میان ملت و دولت و اقشار مختلف مردم ایجاد کرد و با وجود آن همه خسارتی که هم بر مردم و هم بر حاکمیت تحمیل شد که عوارضش و نتایجش همچنان مشهود است باز هم طرح عفاف و حجاب را در مجلس تصویب میکنند، عنایت بفرمایند و یک مورد دستور یا توصیه در مورد الزام و اجبار به حجاب (نه اصل موضوع حجاب و وجوب و عدم وجوب آن) و مجازاتِ بی یا بد حجاب را در میان دهها و صدهاهزار آیه و حدیث و روایت مثال بزنند.
در تاریخ اسلام رسول مکرم اسلام حکمران سرزمین حجاز بودند و حکمرانی کردند حضرت علیابنابیطالب (ع) حکمران یکی از بزرگترین امپراتوری های زمان خود بودند که مرزهایش از مصر تا ایران و ماورالنهر امتداد داشت، حضرت امام رضا(ع) ولیعهد یکی از مقتدر ترین امپراطوری های زمان خود بودند، یک مورد در سیره و سنت و رویه این بهترینهای عالم مثال بزنند که دستوری برای مجازات بی حجاب یا اجبار و الزام به پوششی خاص را صادر کرده باشند و ایضاً سایر معصومین.
واقعا این سوال مهم مطرح است که آیا اینهمه اصرار و ابرام بر طرحها و برنامه هایی که نتیجه ای جز قطبی کردن بیشتر جامعه، انشقاق و شکاف بین مردم و ایجاد اشمئزاز و بیزاری بیشتر در بخشهایی مهم ازجامعه نسبت به نظام حکمرانی ندارد صرفا ناشی از یک نگاه بنیادگرایانه به شریعت و سخت آیینی مذهبی است یا دلایل و علل دیگری دارد و لایههای پیچیده تری نیز در پس این ماجراست.
اگر به جنگ تحمیلی اخیر و حمله حرامیان صهیونیست به سرزمین مقدس ایران و دست آوردهای محیرالعقول آنها در شب اول، نگاهی بیافکنیم مبرهن است که این حمله نمیتواند دفعتا صورت گرفته باشد و قطعا پیش از آن برنامهریزیهای گسترده چندین ساله و نفوذ در لایه های عمیق امنیتی و نظامی صورت گرفته است به نظر میرسد زمان آن فرا رسیده این موضوع نیز بررسی شود که آیا ماجرای نفوذ و جاسوسی، صرفا در لایه های امنیتی و نظامی بوده یا پیوستهای اقتصادی، فرهنگی و از همه مهمتر اجتماعی هم داشته است؟
اگر نظام حکمرانی از این ماجرا درس گرفته است و در پی آن است که راه تکرار دوباره آن را ببندد لازم است با جدیت بررسی کند و ببینند که آیا این همه ناکارآمدی و اشکال در موضوع اقتصاد و فسادهای گسترده و آسیبهای وارده به محیط زیست و منابع طبیعی، این همه نواختن بر طبل تندروی و سخت آیینی، این همه ایجاد شکاف میان مردم، این همه تحریک اقوام ایرانی و اختلاف افکنی بین بخشهای مختلف جامعه ووو صرفا ناشی از نادانی و بلاهت و ندانمکاری است یا ارتباطی با مقاصد شوم قدرتهای خارجی برای مستهلک کردن و کلنگی کردن همه جانبه ایران دارد؟
انتهای پیام/

