تبعات جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران بر بازارهای جهانی و نقش بازدارندگی آنها

تبعات جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران بر بازارهای جهانی و نقش بازدارندگی آنها
تهیه و تنظیم: گودرز صادقی هشجین
الف) تبعات جنگ بر بازارهای جهانی
از آغاز جنگ جاری امریکا و اسرائیل بر علیه ایران بازارهای جهانی به شدت تحت تأثیر اخبار و نگرانیهای ژئوپلیتیکی قرار گرفتند. این تأثیر را میشود به اجمال در سه طبقهی اصلی توضیح داد:
نفت و انرژی:
قیمت نفت خام جهانی بشدت بالا رفت و در برخی روزها به بیش از ۱۰۰ دلار برای هر بشکه رسید. دلیل آن ترس از اختلال در عرضه نفت از خلیج فارس است چرا که تنگهی هرمز مسیر اصلی نفت جهان است. علیرغم نوسانات روزانه، بهطور متوسط نفت در سطح بسیار بالاتری نسبت به قبل از جنگ معامله شد. این یعنی هزینه سوخت در سطح جهانی برای کارخانهها، مصرفکنندگان و حملونقل بالا رفته است.
بورسها و سهام:
شاخصهای بورس در آسیا، اروپا و امریکا اغلب کاهش یافته یا بسیار بیثبات بودهاند، چون سرمایهگذاران از داراییهای پرریسک (مثلاً سهام) خارج شدند. گروههای خاص مثل شرکتهای دفاعی و نفتی بعضی روزها رشد داشتند، چون سرمایه به سمت آنها منتقل شد. معنای ساده اتفاقات فوق این بود که وقتی جنگی بزرگ شروع میشود، سرمایهگذاران محتاطتر میشوند، سهام میافتد، و به داراییهای امن و کالاهای ضروری پناه میبرند.
داراییهای امن و ارزها:
آمارها نشان میدهد که در دورهی تنش، بعضی داراییهای امن مثل طلا و دلار آمریکا در لحظاتی جذب سرمایه شدند. بیتکوین و دیگر رمزارزها هم نوسان زیادی داشتند، چون سرمایهها از داراییهای پرریسک به سمت داراییهای امن حرکت کردهاند.
ب) نقش بازدارندگی وضعیت بازار جهانی در ادامه تهاجم امریکا
اگر روند فعلی بازارها و واکنشها ادامه پیدا کند، احتمال انصراف آمریکا از ادامه جنگ مستقیم علیه ایران را نمیتوان بهطور مطلق رد یا تأیید کرد، اما چند نکته قابل توجه است:
فشار اقتصادی و بازارها:
افزایش شدید قیمت نفت و گاز باعث میشود هزینه سوخت و انرژی در آمریکا و جهان بالا برود، تورم فشار بیاورد و مصرفکنندگان ناراضی شوند. افت شاخصهای بورس و سرمایهگذاری محتاطانه، به ویژه در بخشهای غیرنفتی، میتواند باعث فشار سیاسی داخلی بر دولت شود. به عبارت ساده، اقتصاد و بازارها میتوانند یک محدودیت غیرمستقیم برای ادامه عملیات نظامی ایجاد کنند.
هزینه نظامی و خطرات منطقهای:
درگیری مستقیم با ایران پرریسک و هزینهبر است، به خصوص که ایران توانایی پاسخهای موشکی و سایبری دارد و متحدان منطقهای نیز ممکن است وارد شوند. اگر هر روز اخبار تلفات بالا و خطر گسترش جنگ منتشر شود، فشار داخلی بر سیاستمداران آمریکا افزایش مییابد.
فاکتورهای سیاسی و ژئوپلیتیکی:
جنگ مستقیم همیشه آخرین گزینه است؛ آمریکا معمولاً ترجیح میدهد از تحریمها، عملیات نیابتی، و فشار دیپلماتیک استفاده کند. اگر بازارها و افکار عمومی فشار زیادی بیاورند، ممکن است دولت به استراتژیهای جایگزین غیرمستقیم روی بیاورد تا اهدافش را بدون گرفتار شدن در باتلاق درگیری گستردهتر پیش ببرد.
ج) پیشبینی چیست؟
اگر افزایش قیمت نفت و بیثباتی بازارها ادامه یابد، و هزینهها و خطرات نظامی بالا بماند، احتمال دارد آمریکا تصمیم بگیرد مسیر جنگ مستقیم را کاهش دهد یا فعلاً متوقف کند. با این حال، تصمیم نهایی بستگی دارد به اهداف استراتژیک، فشار داخلی و منطقهای، و میزان پذیرش ریسک توسط آمریکا. به زبان ساده، بازارها و اقتصاد میتوانند دکمه «ترمز» آمریکا باشند، اما همه چیز به سیاست و امنیت منطقهای مد نظر حکام امریکا هم بستگی دارد.
نکته بسیار مهم دیگر این که ایران اعلام کرده است که شروع جنگ با امریکا بوده است ولی پایان آن با ایران خواهد بود. بنابراین، در صورت عدم تمایل ایران به پایان جنگ، ممکن است امریکا به ناچار تحرکات نظامی خود را ادامه دهد. در صورت عدم در نظر گرفتن این موضوع، وضعیت شکننده بازار جهانی ممکن است امریکا را به سمت ترک مخاصمه نظامی مستقیم مجبور کند.



