تحلیلسیاسی

نوبت جهاد بزرگ‌تر

نوبت جهاد بزرگ‌تر/

تمام امکانات کشور صرف توهمات آخرالزمانی پیروزی در پیکار و تشکیل امت اسلامی شده است/

علی اصغر خدایاری (عضو شورای مرکزی انجمن مدرسین دانشگاه‌ها)

از قول امیرالمومنین نقل شده است که پیامبراکرم به گروهی که از جنگ برگشته بودند فرمودند: آفرین بر کسانی که جهاد کوچک‌تر را به جای آوردند و جهاد بزرگ‌تر بر دوش آن‌ها باقی است. پرسیدند: ای رسول خدا! جهاد بزرگ‌تر چیست؟ فرمودند: جهاد با نفس!

وقتی در نیمه‌ی اول سال ۱۳۶۷ با سیلی واقعیت از خواب غرور و طغیان بیدار شدیم و قطعنامه‌ی ۵۹۸ را پذیرفتیم، گمان می‌کردیم که جهاد کوچک‌تر به پایان رسیده است و اکنون نوبت جهاد بزرگ‌تر، زمان بازگشت به درون و اداره‌ی کشور با آرامش و در چارچوب قانون اساسی براساس خواست و نیاز مردم است.

در این رؤیای شیرین به سر می‌بردیم که دوباره چفیه‌ها را حمایل شانه‌ها دیدیم و شعارها از استمرار نبرد کوچک‌تر خبر داد. از آن زمان تاکنون کشور در مسیر بی‌چشم‌انداز نبرد کوچک‌تر قرار دارد و تمام امکانات کشور صرف توهمات آخرالزمانی پیروزی در این پیکار و تشکیل امت اسلامی شده است. اگر چه در برهه‌هایی فرصت پایان آبرومندانه‌ی نبرد کوچک‌تر و پرداختن به جهاد بزرگ‌تر فراموش شده فراهم بود، ولی این فرصت‌ها به تهدید تبدیل شد و سرعت حرکت در مسیر سراشیبی سقوط افزایش یافت.

در نبرد کوچک‌تر چهل و چند سال گذشته مفهوم زندگی برای ایرانیان به تنفر از دشمن تقلیل یافته و عمده‌ی ظرفیت ملی و سرمایه‌ی کشور که می‌توانست صرف پایدارسازی منابع و توسعه‌ی کشور و بهبود زندگی مردم شود، در مقابله‌ی بی‌ثمر با این دشمن هدر رفته است و نتیجه‌ی کار رسیدن کشور به این نقطه‌ی خطرناک و قرار گرفتن ایران بر لبه‌ی پرتگاه فلاکت است. اکنون که رخدادهای چندماه گذشته به مثابه‌ی تازیانه‌ی روزگار رؤیای احساس بی‌نیازی و توهم خود پیامبرپنداری ما را به هم زده است، شاید بتوان با بصیرت و واقع‌بینی این تازیانه‌ی عذاب را به تازیانه‌ی بیداری و فرصتی برای بازگشت به مسیر رستگاری تبدیل کرد.

در نظام حکومتی ایران که علاوه بر مقامات قانونی اصل قانون هم تحت ولایت فرمان قرار دارد و چیزی که حکم می‌راند نه قانون که فرمان است، نقطه‌ی آغازین هر حرکت اصلاحی کم‌هزینه‌ی اثربخش برای رهایی از بحران پیچیده‌ی فعلی آن است که صاحب فرمان رسماً از نبرد کوچک‌تر دست بردارد، رزم‌جامه از تن درآورد، و قصد و اراده‌ی ورود به عرصه‌ی جهاد بزرگ‌تر و گام زدن در این وادی سلام کند.

پیش‌فرض پذیرش این تغییر رویکرد، اولویت دادن به مصالح و منافع ملی در مقابل توهمات ایدئولوژیک و منافع فردی و جناحی است. این جهاد را می‌توان با پذیرش رسمی مسئولیت پیامدهای تصمیم و عملکرد گذشته، اعلام آشتی ملی، آزادی زندانیان سیاسی، رفع حصر و محدودیت از شخصیت‌های ایران‌دوست و مورد اعتماد و احترام مردم، تغییر رویکرد رسانه‌ی ملی، رفع فیلترینگ و بازگرداندن نظامیان از عرصه‌های اقتصادی، سیاسی و دیپلماسی، فرهنگی، و اطلاعاتی به پادگان‌ها و عرصه‌ی نظامی آغاز کرد. خداوند وعده کرده است که با شروع جهاد بزرگ‌تر خودش راه را نشان خواهد داد.

نفس قرار داشتن در نقطه‌ای که انسان بتواند با تصمیم درست خود به حرکت در مسیر سعادت و رستگاری ملت کمک کند، نعمت بزرگی است که انتخاب درست در این نقطه مصداق کامل عاقبت به خیری است و برای چنین عاقبتی فدا کردن نام، قدرت، آبرو و حتی جان سزاست.

بالاخره این‌که، از میان موانع تصمیم‌گیری درست در بزنگاه‌ها، توجه به سه عامل اصلی زیر سودمند است:

۱- اطرافیان و مشاورانی که هنرشان اظهار ارادت است و سال‌ها است از آن‌ها جز تعریف، تمجید، تملق، تحلیل‌بافی و توجیه‌سازی برای تصمیمات و عملکردها و تأیید بدون چون و چرای آن‌ها، دیده نشده است، دشمنان خطرناکی‌اند که مسیر هر اصلاحی را سد می‌کنند، به شیب و شتاب حرکت در مسیر نادرست می‌افزایند، و تا انسان را وارد جهنم نکنند، ول‌کن نیستند. این افراد یا نفوذی‌اند، یا گمراه‌اند، یا فرصت‌طلب و دنبال منافع شخصی‌اند، و یا در بهترین حالت محافظه‌کار و ترسویند، و شاید همان‌هایی باشند که در روز حسرت انسان‌ها آرزو می‌کنند ای‌کاش با آن‌ها رفیق نبودند.

۲- با افزایش سن هم به‌دلیل ناتوانی‌های طبیعی جسمی و هم به‌دلیل افزایش دلبستگی به انباشته‌های ذهنی گذشته، قیام برای جهاد بزرگ‌تر و تصمیم به تغییر رویکرد که مستلزم دست برداشتن از انبوه اندوخته‌های عمر طولانی سپری شده است، مشکل‌تر می‌شود.

۳- تسویف و فردافکنی که فرزند توهم جاودانگی است، بزرگ‌ترین بازدارنده‌ی انسان، به‌خصوص انسان مذهبی، و به‌ویژه انسان مذهبی کهنسال از اقدام به‌موقع است. گورستان‌ها پر از درگذشتگانی است که هم قصد و هم اراده‌ی کار خیر داشته‌اند، ولی به‌دلیل فردافکنی مؤفق به انجام آن نشده‌اند.

امروز و فردا کردن، در حالت تعلیق نگهداشتن تصمیمات، و تأخیر در اقدام به امید بهبود شرایط عمل در آینده، برای ما ایرانی‌ها موضوعی کاملاً آشناست که همواره موجب شده است فرصت‌های گرانبهایی را از دست بدهیم و حسرت عدم‌اقدام به‌موقع را بخوریم. در متون دینی از تسویف با عنوان بزرگ‌ترین عامل ناله و حسرت اهل جهنم یاد شده است.

آیا مقاومت اطرافیان متحجر و تندرو، تردید در دست برداشتن از توهمات چند ده‌ساله، و وسوسه‌ی فردافکنی اجازه خواهد داد نوبت به جهاد بزرگ‌تر برسد؟ پاسخ تجربه به این پرسش منفی است، ولی پاسخ اراده‌ی انسان به آن ممکن است مثبت باشد.

خبرهای مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا