اعلام حمایت حزب مجمع ایثارگران از بیانیه جبهه اصلاحات ایران

اعلام حمایت حزب مجمع ایثارگران از بیانیه جبهه اصلاحات ایران/
بیانیه جبهه اصلاحات ایران، علاوه بر یادآوری مجدد توجه به تهدیدهای جدی دشمنان در شرایط آتش بس ناپایدار بویژه در آستانه تهدید فعالسازی مکانیزم ماشه، بر تغییر رویکردهای غلط گذشته و تمکین نظام حاکم نسبت به پذیرش اصلاحات ساختارمند و به رسمیت شناختن حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش اصرار نموده است.
جبهه اصلاحات در ایران میخواهد ایران را از وابستگی به اقلیت در ساختار حقیقی قدرت که آنرا به سمت جنگ و نابودی می کشاند نجات داده و با احیای ظرفیتها و قابلیتهای ساختار حقوقی قدرت، ایران را ضمن نجات از جنگ، به سمت حاکمیت ملی سوق دهد.
دغدغه جبهه اصلاحات ایران نسبت به خلاء قدرت در آینده ایران است و به دنبال جایگزینی این خلاء با حاکمیت ملی و تسلط مردم بر سرنوشت شان برآمده است تا از این رهگذر اهداف کشورهای متخاصم و اشرار و اذناب داخلی آنها را خنثی نموده و از سر ملت ایران باز نماید.
یادداشت حسین احمدی (عضو شورای مرکزی و سخنگوی حزب مجمع ایثارگران)
شرایط شکننده و ناپایدار روابط بینالمللی ایران و سوءاستفاده دشمن صهیونی با دیپلماسی فعال خود و رخنه جریانات نفوذ امنیتی در کشور، نهایتاً میهن مان را به جنگ ۱۲ روزه کشانید. نوعی انزوای جهانی که ناشی از سیاست های غلط پیشین بوده و فرصت های برتر ایران از جمله «برنامه راهبردی جامع اقدام مشترک» (برجام) توافق هستهای ایران با غرب را به حاشیه راند. درواقع خروج یکطرفه رئیس جمهور آمریکا، ترامپ اول از توافق برجام و هم رسوخ جریانات نفوذ سیاسی و امنیتی دشمنان از داخل، امروز ایران اسلامی را به ورطه تهدیدات جدی تجزیه و طمع ورزی دشمنان این مرز و بوم درانداخته است.
تهدیدهای جدی دشمنان و نوعی اتحاد غرب با اسرائیل غاصب و اعلام زمان بندی مجدد ۶۰ روزه، در آستانه فعالسازی مکانیزم ماشه و غیرمتعادل بودن رفتارهای دو شخصیت نتانیاهو و ترامپ؛ عملاً پایان تابستان امسال را آبستن نگرانیها و سایه تهاجمات مجدد جنگی نموده است. بعلاوه ایران با بحرانهای اقتصادی، ناپایداری و ناترازی در بسیاری از ذخایر و منابع ملی و طبیعی کشور که علامتهای آن به انحای مختلف نمایان شده و با کمبود آب و برق، تورم افسار گسیخته و افزایش نرخ ارز نیز دست به گریبان است.
در این میان، با وجود بحران حکمرانی، نوعی غفلت و بازگشت به رویکردهای ناصواب و دشمن شادکن با وجود پشت سر گذاشتن جنگ ۱۲ روزه رخ داده است؛ و جبهه اصلاحات ایران با صدور بیانیه اخیر در صدد هشدار دادن به حاکمان در جمهوری اسلامی برآمده است که به باور طرفداران عقلانیت در ایران، بیانیه ۱۱ مفادی جبهه اصلاحات ایران این استعداد را دارد تا به گفتمان سازی غالبی برای شرایط ایران اکنون مبدل شود.
به رغم جنجالهای مخالفان که به نوبه خود تجزیه و تحلیل آن، برای شناخت جریانات نفوذ امنیتی در کشور، به مسئولان امنیتی توصیه مؤکد میگردد؛ لذا طیفهای متنوع از سلطنتطلبان، صهیونیستها و دشمنان برون مرزی ایران تا افراطیون داخلی از روزنامه کیهان و متأسفانه رسانههای رسمی داخلی اعم از صدا و سیما یکسویه نگر و برخی تریبونهای حکومتی و افراطی نظیر نماز جمعهها و غیره؛ که متأسفانه بجای ایجاد همفکری و همبستگی ملی با تضارب آراء و تعاطی افکار، به تخطئه دلسوزان و طرفداران انقلاب و ایران میپردازند و همچنان بر طبل غفلت و رسوایی میکوبند، مسئله این بیانیه در یک کلام بسیار آشکار و روشن است و آن، این است که سرنوشت مردم باید توسط خود مردم تعیین گردد.
مردم ایران یکبار دیگر در کارزار جنگ ۱۲ روزه در منصه عمل ضمن اعلام مخالفت همیشگی خود، با استبداد داخلی و استبداد دینی، اینبار نیز صراحتاً با پس زدن دستان شوم دشمن صهیونی و شرارت های آمریکای ترامپ، مخالفت شان را با استعمار خارجی اعلام نموده اند.
از همین رو، بیانیه جبهه اصلاحات ایران با ۱۱ بند اعلامی در متن آن، درواقع به خواست مردم در مورد تغییر در نظام حاکمیتی ایران با خاستگاه درونی و با مصونیت سازی در برابر طمع ورزی های دشمنان خارجی تأکید نموده است. دغدغه جبهه اصلاحات ایران نسبت به خلاء قدرت در آینده ایران است و به دنبال جایگزینی این خلاء با حاکمیت ملی و تسلط مردم بر سرنوشتشان برآمده است تا از این رهگذر اهداف کشورهای متخاصم و اشرار و اذناب داخلی آنها را خنثی نموده و از سر ملت ایران باز نماید.
نظام بینالملل بر پایه زورگویی و تزویر و نیرنگ و ناجوانمردی و عهدشکنی استوار است. عهدشکنیهایی نظیر عهدشکنی اخیر پیمان ان.پی.تی در جنگ ۱۲ روزه و شکسته شدن حقوق ملت ها و فجایع انسانی تاریخی در غزه، که به تلخی از منظر جهانیان در حال سپری شدن هستند.
اما این واقعیت تلخ را نیز نباید از نظر دور داشت؛ که دولت ایران و حاکمیت نظام جمهوری اسلامی آمادگی جنگیدن را ندارد و آرمانگرایی غیر قابل اتکاء و خرج کردن از کیسه ملتی که هیچگاه از او پرسش نشده است و نمایندگان واقعی منتخب آنان نیز وجود خارجی ندارند، تا اراده ملت را حاکم نمایند و صدا و سیمای مردم نیز در رسانه ملی غایب بوده و اقلیتی هیجانی دست در دست جریانات نفوذی دشمن بر شیپور جنگ می دمند و ایران را به کام دشمنان می اندازند.
اگرچه بیانیه جبهه اصلاحات ایران و عقبه و گذشته این جبهه نیز اثبات کننده ضدیت او با هرگونه براندازی است و براندازی را نه ممکن می داند و نه مطلوب؛ اما جبهه اصلاحات باز هم در کمال امیدواری سعی بر واسطهگری میان خواست ملت و حاکمیت دارد و بیان مصائب ملت و راهکارهای اصلاح ساختاری برون رفت از انسداد سیاسی و امنیتی و دفع تهدیدهای مجدانه دشمنان هرچند با مواضع رادیکال باشد اما براندازانه نبوده و نیست. حاکمیت فعلی برای ماندگاری ایران و ایرانی و دفع تهدید تجزیه طلبان به نوعی موازنه قوا در کشور و رویکرد بهره مندی حداکثری از ظرفیت قانون اساسی نیازمند است.
جبهه اصلاحات در ایران میخواهد ایران را از وابستگی به اقلیت در ساختار حقیقی قدرت که آنرا به سمت جنگ و نابودی میکشاند نجات داده و با احیای ظرفیتها و قابلیتهای ساختار حقوقی قدرت، ایران را ضمن نجات از جنگ، به سمت حاکمیت ملی سوق دهد.
در حقیقت جبهه اصلاحات دارد حاکمیت را از حرکت افراطی به سمت خلاء قدرت در ایران پرهیز میدهد تا ایران به کام دشمنان و تجزیهطلبان نغلطد. در ایران اکنون خلاء قدرت به شدت زیانبار است. خلاصه آنکه فارغ از هوچیگریهای هوچی گران بیانیه اصلاح طلبان اهرم فشاری برای جا انداختن تغییر رفتار حاکمان و ایجاد فرصتهای اعمال مردم سالاری و پذیرش مطالبات مردمی است.



