طرح ترامپ برای غزه؛ تحلیل ابعاد و پیامدها

طرح ترامپ برای غزه؛ تحلیل ابعاد و پیامدها/
ایران میتواند اعلام کند که مدافع برقراری صلح فراگیر در منطقه بوده و از هر طرحی که به تشکیل کشور مستقل فلسطین و پایان دادن به جنگ و اشغالگری منجر شود، استقبال میکند/
فرهاد درویشی (استاد بازنشسته علوم سیاسی)
در روزهای گذشته و پس از تبلیغات رسانهای فراوان، ترامپ بالاخره طرح ۲۰ ماده ای خود برای پایان دادن به جنگ در غزه را ارائه داد. اگرچه نفس توقف تجاوز اسرائیل و پایان یافتن رنج و عذاب مردم فلسطین و همچنین وجود برخی بندهای انسان دوستانه در این طرح نظیر کمکهای انسانی یا بازسازی زیرساختهای حیاتی غزه، اموری مثبت به نظر میرسند، اما بررسی ماهوی و محتوایی طرح مذکور نشان میدهد که آن، بیش از آنکه پاسخی به حقوق تاریخی ملت فلسطین باشد، تلاشی برای تضمین امنیت اسرائیل و تثبیت و تقویت جایگاه آمریکا در معادلات جاری و آینده منطقه خاورمیانه است. در ادامه به برخی از ابعاد و پیامدهای این طرح و چگونگی مواجهه ایران با آن اشاره می شود:
۱. *طرح ترامپ و منافع مردم فلسطین*
از نگاه منافع ملت تحت ستم فلسطین نقدهای اساسی بر این طرح وارد است که به برخی از آنها اشاره می شود:
نخستین نقد بنیادین بر طرح ترامپ، عدم بهرسمیتشناختن کشور مستقل فلسطین است. در سراسر متن، حتی یک بار هم از «دولت فلسطین» سخن به میان نیامده و تنها بر تأسیس نوعی «کمیته تکنوکرات» یا «حاکمیت موقت» تأکید شده است. چنین چارچوبی به معنای تعویق بیپایان تشکیل دولت فلسطینی و تثبیت وضعیتی شبیه قیمومیت بینالمللی است.
دومین نکته، موقتسازی دائمی حاکمیت در غزه است. اداره غزه به نهادی تحت ریاست ترامپ یا یک هیئت بینالمللی واگذار میشود، تجربهای که در موارد مشابه به جای حاکمیت پایدار، اغلب به طولانیشدن بحران و شکلگیری وضعیتی شبهمستعمره منجر شده است.
سومین مشکل، خلع سلاح یکطرفه است. طرح، نابودی کامل تونلها و سلاحهای مقاومت را الزامی میداند، بیآنکه حقی برای دفاع مشروع فلسطینیان قائل شود. به عبارت دیگر، در حالیکه اسرائیل ارتش و توان نظامی خود را حفظ میکند، فلسطینیان از ابتداییترین ابزارهای دفاعی و بازدارندگی محروم خواهند شد.
چهارم، مشروعیتزدایی از حق مقاومت مردم تحت ستم فلسطین است. بر اساس این طرح، عفو تنها شامل کسانی میشود که خود را خلع سلاح کرده و به زیست تحت حاکمیت تعیین شده تن دهند. این بدان معناست که مقاومت سیاسی و نظامی فلسطینیان تحت عنوان «تروریسم» تعریف میشود، امری که با اصول حقوق بینالملل در تعارض آشکار است.
پنجم، نادیدهگرفتن حق بازگشت آوارگان است. در این طرح هیچ اشارهای به بازگشت میلیونها آواره فلسطینی نشده است، در حالیکه این موضوع در قطعنامه ۱۹۴ سازمان ملل تثبیت شده است.
نقد ششم این است که این، طرح موجب وابستگی اقتصادی کامل غزه خواهد شد. بازسازی و کمکها نه به عهده یک دولت فلسطینی مستقل، بلکه تحت کنترل نهادهای بینالمللی و سرمایهگذاران خارجی قرار میگیرد. این مدل، غزه را به منطقهای آزاد برای سرمایهگذاری خارجی تبدیل میکند، نه بستری برای استقلال اقتصادی مردم.
اولویت مطلق دادن به امنیت اسرائیل، نقد هفتمی است که متوجه این طرح می باشد. تقریباً همه بندهای طرح ترامپ بر حفاظت از اسرائیل تمرکز دارند، بیآنکه تعهدی نسبت به توقف شهرکسازی ها، لغو محاصره غزه یا بهرسمیتشناختن حق تعیین سرنوشت فلسطینیان وجود داشته باشد.
نکته پایانی و هشتم، ابهام سیاسی طرح و تکرار تجربه اسلو است. در بندهای پایانی صرفاً وعده انجام گفتوگوهایی در آینده داده شده است بدون اینکه برای آن جدول زمانی یا ضمانت اجرایی تعیین شده باشد. این همان الگویی است که پیشتر در توافق اسلو، تجربه شده و به شکست انجامیده بود.
۲. *طرح ترامپ و منافع ایران*
در چهار دهه گذشته، منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در قضیه فلسطین، حول چند محور اصلی تعریف شده بود: نابودی و به رسمیت نشناختن اسرائیل، دفاع از محور مقاومت در مقابله با اسرائیل، جلوگیری از تقویت یکجانبه و هژمونی اسرائیل و مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا در منطقه.
بدیهی است که از منظر رویکرد فوق، طرح ترامپ، تهدید مستقیمی برای منافع ایران به شمار میرود. زیرا از یک سو، خلع سلاح مقاومت به تضعیف عمق راهبردی ایران میانجامد، و از سوی دیگر، قیمومیت بینالمللی جایگزین تشکیل یک دولت مستقل و حاکمیت فلسطینی میشود. علاوه بر آن، بر اساس این طرح، اسرائیل بدون عقبنشینی یا امتیازدهی اساسی، امنیت یکجانبه و هژمونی خود را در منطقه تثبیت خواهد کرد.
۳ *. گزینههای ایران*
در برابر این طرح، جمهوری اسلامی ایران چه واکنشهایی باید و یا می تواند از خود نشان دهد که متضمن منافع حداکثری مردم باشد؟ در شرایطی که آمریکا و اسرائیل این روزها خود را پیروز منازعات منطقه ای دانسته و لهذا تعیین مفاد هر توافقنامهای را حق خویش می دانند، چه باید کرد؟ در شرایطی که در بخش قابل توجهی از افکار عمومی داخلی، اصولأ ورود و دخالت ایران در مسأله فلسطین غیر موجه تلقی میشود، اعلام مخالفت آشکار و پرسروصدا با طرح ترامپ، چقدر در داخل کشور مورد حمایت واقع می شود؟
در شرایطی که عواقب انسانی و مادی جنگ دو ساله غزه آنقدر فاجعه بار و دلخراش بوده است که پایان آن به یک مطالبه فراگیر جهانی تبدیل شده است، چگونه می توان با طرحی که هدف خود را فیصله دادن به جنگ می داند، آشکارا مخالفت کرد؟ بهرحال شرایط منطقه سخت و پیچیده است و مواضع و اقدامات کشورها باید بسیار هوشمندانه و اقناع کننده باشد.
در یک حصر منطقی می توان مواضع و واکنش های جمهوری اسلامی ایران در یکی از گزینه های زیر شناسایی کرد:
۱. مخالفت اعلامی و اعمالی کامل: برخی معتقدند که جمهوری اسلامی ایران باید همچون گذشته با تأکید بر اصولی همچون حمایت از دولت واحد و مستقل فلسطین و تداوم و تقویت روابط خود با گروههای مقاومت در فلسطین اشغالی، مخالفت خود با طرح ترامپ را با صدای بلند اعلام نمایند.
۲. پذیرش مشروط: برخی دیگر بر این اعتقادند که ایران باید با اعلام حمایت از طرحی که تشکیل کشور فلسطین در مرزهای ۱۹۶۷ و بازگشت آوارگان را تضمین می کند، همسویی خود را با مواضع قبلی سازمان ملل نشان دهد تا از این طریق به عنوان تنها کشور مخالف طرح ترامپ معرفی نشود و اجازه ندهد تا اسرائیل و آمریکا به فضا سازی جدیدی علیه ایران بپردازند.
۳. بازی دوگانه: واکنش احتمالی دیگر می تواند رد رسمی طرح در سطح سیاسی، اما استقبال از فرصت توقف جنگ در غزه و بازسازی آن، برای احیا و تقویت زیرساختهای اجتماعی و انسانی غزه و ابراز همدردی با مردم آن است.
در مجموع به نظر می رسد که در شرایط کنونی، رویکرد مطلوب برای جمهوری اسلامی ایران، در کنار مخالفت ضمنی و کم سروصدا با محتوای سیاسی ـ امنیتی طرح ترامپ، تأکید بر حقوق پذیرفته شده بینالمللی برای مردم فلسطین و حمایت از هرگونه اقدامات انساندوستانه و اقتصادی در غزه است تا مانع القای این تصور شود که ایران مخالف رفاه مردم فلسطین است.
ایران میتواند در چارچوب زبان و قواعد دیپلماتیک اعلام کند که: جمهوری اسلامی ایران مدافع برقراری صلح فراگیر در منطقه بوده و از هر طرحی که به تشکیل کشور مستقل فلسطین و پایان دادن به جنگ و اشغالگری منجر شود، استقبال میکند.
انتهای پیام/



