روایت یک کنگره

روایت یک کنگره؛
در غروب سیاست و صبح یک روز پاییزی؛ انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها؛ دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران (آبان ۱۴۰۴)
فریدون رحیمزاده
اپیزود اول
یک تشکل با ماهیتی سیاسی و دانشگاهی، با قدمتی چهاردههای و با کادری که میان قدیم و جدیدشان و مرکزیت و سایر ردههایش تفاوتی دیده نمیشد، در نهایت نظم و سازماندهی ساده و دقیق؛ در قامت یک حزب تمامعیار کنگره داشتند و انتخابات برگزار کردند.
هر دلیل و علتی که باعث شده بود تا دانشگاه تهران آنهم دانشکده علوم اجتماعی آن محل برگزاری این پدیده سیاسی باشد، نتیجهای که حاصل شد در تاریخ احزاب ماندگار خواهد شد.
در میانههای پاییز طبیعت و برگریزان آن که دلالتهای متفاوت برای مردمان دارد و طیفی از برانگیختگی احساسات نوستالژیک برای عشاق و آشتی با طبیعت برای عدهای و قبض روحی و افسردگی عاطفی برای عدهای دیگر را در نوار ممتد خود دارد؛ در خمودگی فضای سیاسی و حس استیصال و غلبه انفعال و تیرگی افقها و اعوجاج مسیرها، در حالی که پرسشهای بزرگ و تردیدهای سترگ و چالشهای زمینگیرکننده و بحرانهای دورانساز همچون قفلی فولادین بر دروازه قلعه سیاست زده شده است؛ در شرایطی بیشنهای از کنشگران عرصه سیاست عازم و جازم نیستند و گوشهنشینی و احتیاط و ملاحظه را بر میدان و تحرک ترجیح دادهاند و سکوت مطلق یا نطقهای پوشیده در انواع ملاحظات و هرازچندی را بر سخنگفتنهای پیوسته و روشن و صریح و ناظر بر شرایط را تبدیل به مشی سیاسی خود کرده و حاشیههای امن را بر حضورهای مستمر و بیابهام و بیلکنت ارجح دانستهاند؛
برگزاری یک کنگره در ابعاد ملی و با پیام و برنامهای روشن و صریح نشان میدهد که نبض سیاست و کنشگری مسئولانه هنوز هم میزند و بیاعتنا به تنگناها و کمبودها راه خود را باز میکند و برای خود فرصت تنفس و زیستن و امیدآفرینی خلق میکند.
این کنگره نشان داد که فرصتها همچون یک شی در جایی وجود ندارد، فرصتها خلقشدنی هستند. فرصت را دیگران نمیدهند بل فرصت همانی است که کسی برای خود خلق میکند و معنای خود را در کالبد آن میدمد.
اپیزود دوم
در میانههای مباحث که بعضا حالتی جدی و چالشی نیز داشت معلوم شد که انجمن از هفتخان مباحث سخت و چالشی درونساختاری خود هنوز کاملا عبور نکرده است و پرسش و نقد و نظرهای زیادی را پشت صحنه این کنگره حل و فصل کرده است.
معلوم بود که انجمن متأثر از شرایط سیاسی و اجتماعی نوپدید، درگیر پرسش و تردید در مورد نام خود نیز بوده است. معلوم بود که نام انجمن اسلامی، تداعیکننده یک گذشته چندین دههای در تمامی دوران پسا انقلاب است.
معلوم بود که انجمن بحثهای سخت و ذهنسوزی را در مورد گذشته و اکنون خود داشته است.
معلوم بود که جذابیت یا رمانندگی نام و بیشتر از آن، حساسیت در مورد پارهای از مضامین و تعاریف و واژهها موضوع بحثهای سنگین و سخت و داغ بوده است.
معلوم بود موضوع شکاف میان نسل پیشین موسس با نسل جدید انجمن، آنجا یک حزب بخواهد مخاطبی جدید برای مرام و سخن خود بجوید و تابلویی جذاب برای خود برگزیند و در عین حال بخواهد بر عهد پیشین خود و مدار ارزشهای نخستیناش بماند، یک موضوع بنیادی است که باید همه و در هرجایی تکلیف خود را با آن روشن کنند.
برگزاری کنگره بهشکلی که انجام شد نشان داد انجمن متوجه و درگیر این چالش یا بحران است و هنوز نتوانسته است آن را به سرانجام برساند.
برگزاری کنگره نشان داد که میتوان با اسامی قدیم و حتی زمانی که نسل موسس در میدان است و اختیار و قدرت دارد، رسم جدید داشت، به امروز و اقتضائاتش واقف بود و معانی و الزامات آن را درک کرد و وارد ساختار دهنی و ادراکی کرد و تشکیلات و ساختارهای بیرونی را چنان چید و بازسازی و تصحیح و تعمیر و تعدیل و اصلاح کرد که هم گذشته محو نشود و هم اکنون در آن حضور داشته باشد و هم نطفه آینده در آن نضج بگیرد.
انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها با کنگره پنجشنبه ۲۲ آبان خود نشان داد که میتوان به توازن و تلائمی روزآمد و کارآمد میان اسم و رسم رسید که در آن رسمهای جدید سیاستورزی و گشودگی به اکنون و آینده، میتواند با ارزشها و اصالتهای دیروز ترکیب شوند.
انعطاف و شعور و درک و عقلانیت انتقادی میتواند گذشته و اکنون را نه در تعارض و چالش که در آشتی و همنشینی و همدستی و همراهی، کنار هم خوش نشاند و یک جامعه را از گسست برهاند.
تکریم نجفقلی حبیبی نشان میداد که موسسان میتوانند همچنان محترم و مرجع باشند و همراهی با اقتضائات عصر را همچون یک حلقه اتصال میان گذشته و آینده بهخوبی انجام دهند و همچنان و محترمانه بر صدر حرمت و احترام و کرامت بنشینند و الهامبخش باشند
اپیزود سوم
داود سلیمانی، از قدیمیترینها، آنقدری زود آمده بود که هیچ میهمانی از او پیشی نگرفته باشد. کاری که او کرده بود، معمولا برعهده جوانان قرار میگیرد.
سیاسیون نامداری از سایر احزاب نیز آمده بودند تا صحنه سیاست در صحن دانشگاه، آراسته و متنوع و دوستانه باشد و نبض امید به بهبود شرایط کشور در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران همچان در تپش باشد.
گزارش کمیته مالی از قلت منابع و صندوقی تقریبا خالی حکایت میکرد که از حق عضویت ناچیز اعضا و کمکهای خود اعضا تامین و هزینه میشود.
پای کار بودن کادر شورای مرکزی و حضور و فعالیت آنها برای انجام آنچه که در عرف معمول باید به عهده کسان دیگری میبود، باز حکایت از آن داشت که اصل اخلاق حاکم است و تمایزات بلاوجه و دوگانههای منافی کار تشکیلاتی در مراسم وجود ندارد.
هیچ چیز جزئی در چینش صحنه متصنعانه به نظر نمیرسید، با حداقلها یک ایده مدرن حزبی در مقیاس ملی که نامش برگزاری کنگره سراسری و انتخابات بود برگزار شد.
آنطور که معلوم بود امکانات اندک و نواقص برگزاری در حوزه اجرا، بر کیفیت و محتوا اصلا تأثیرگذار نبود. از این حیث این کنگره میتواند همچون یک الگو در کار تحزب در کشور مورد مطالعه و توصیه باشد.
ارتباط مجازی با کمترین امکانات و با سختیهای که کاملا مشهود بود، انجام گرفت و حضور و نقشآفرینی را برای آنانی که امکان حضور نداشتند فراهم کرد.
صادقی و حاضری و کاویانی و وفاپور و احمدی و …که جایگاه حقوقی در ساختار تشکیلاتی داشتند، نقش کادر اجرایی و رتق و فتق امور را نیز برعهده گرفته بودند
آنکه کادر اصلی و عضو شورای مرکزی بود، همانی بود که با کمترین ابزار و امکان فنی کاری را میکرد که باید ساختاری بزرگ و گران انجام میداد. مهم کار بود که به احسن وجه انجام گرفت.
سادگی، صحنه را زیبا کرده بود و حس صمیمیت را ایجاد و تقویت میکرد.
اپیزود چهارم
سخنرانی هادی خانیکی که بر گفتگو و نقش و اهمیت آن و نسبتی که دانشگاه باید با گفتگو داشته باشد تأکید میکرد، حاوی نکات کلیدی و رهگشایی بود.
سخنرانی ظریفیان در دو نوبت صبح و بعدازظهر در مورد نسبت وزارت علوم با حوزه تحولات سیاسی و انتظارات جامعه از آن و سخنان امینزاده نشان میداد که انجمن در مواجهه با موضوعات اساسی روز و نیازهای کشور از آمادگی و صراحت خوبی برخوردار است.


