دانشگاهسیاسیصنفی

تاریخ نشان داده که هرگاه دانشگاه در ایران آرام، آزاد و امن بوده، کشور نیز پیشرفت‌های بزرگ‌تری کرده است

♦تاریخ نشان داده که هرگاه دانشگاه در ایران آرام، آزاد و امن بوده، کشور نیز پیشرفت‌های بزرگ‌تری کرده است/

♦حراست موفق آن است که دانشگاهیان آن را حامی و همراه خود بدانند، نه مانع/

♦هدف نهایی ما «انسان‌سازی» است، نه فقط «امنیت‌سازی»/

♦حفاظت واقعی از حرمت دانشگاه بر ذمه شماست/

♦ایجاد شورای نظارت بر عملکرد حراست با حضور نمایندگان دانشجویان، اساتید و مدیران برای بررسی شکایات و افزایش شفافیت مایه تلطیف فضای دانشگاهی و  اعتمادسازی و تعامل مثبت با جاذبه حداکثری و دافعه حداقلی خواهد شد/

مصاحبه‌ی پایگاه اینترنتی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها با آقای علی اکبر محسنی (مدیرکل اسبق حراست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری)

خبرنگار: سلامی گرم خدمت شما برادر دوست‌داشتنی جامعه علمی کشور داریم. جناب دکتر، از این که دعوت ما را پذیرفتید از شما سپاسگزاریم. مدیران دانشگاهی شما را میشناسند و آن هم به نیکی. می‌خواستیم خودمان شما را در مطلع مصاحبه معرفی کنیم ولی شاید شنیدن آن از زبان خودتان شیرین‌تر باشد. تازه شما امنیتی‌ها خودتان بهتر می‌دانید که چه چیزهایی را در مورد خودتان نباید بگویید! پس اجازه بدهید میکروفون را به خودتان واگذار کنیم و به ما از خودتان بگویید.

محسنی: برای این فرصت که اجازه دادید کمی از خودم بگویم ممنونم. همیشه وقتی کسی با محبت می‌پرسد شما کی هستید؟ احساس می‌کنم باید صادقانه و صمیمانه پاسخ دهم. من در سال ۱۳۳۹ در تهران متولد شدم، در یک خانواده سنتی و مذهبی که ریشه‌های عمیقی در ارزش‌های ایرانی-اسلامی داشت. پدرم در بازار تهران حجره‌ای داشت و در حوزه تجارت چای فعالیت می‌کرد؛ یکی از آن تاجرهای قدیمی و خوش‌نام بازار که با صداقت و امانت‌داری شناخته می‌شد. خانه ما هم نزدیک بازار بود، در همان کوچه‌پس‌کوچه‌های پرجنب‌وجوش و پرعطر جنوب تهران، جایی که صدای اذان مسجد با صدای چانه‌زنی بازاری‌ها درهم می‌آمیخت و از کودکی به من آموخت که احترام، تلاش و دینداری پایه‌های زندگی است.

تحصیلاتم را در همان تهران گذراندم و از همان جوانی وارد عرصه خدمت عمومی شدم. سال‌ها در مسئولیت‌های مختلف امنیتی و مدیریتی فعالیت داشتم و قریب یک دهه افتخار مدیریت  حراست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری را بر عهده داشتم. در این دوره، تلاش کردم که حراست دانشگاه‌ها نه فقط یک نهاد نظارتی، بلکه یک حامی واقعی برای جامعه علمی کشور باشد؛ جایی که امنیت با آرامش، قاطعیت با مهربانی، و قانون با انسان‌دوستی همراه باشد.

پس از آن نیز در سمت‌های دیگری خدمت کردم و همیشه سعی کردم همان اصالت خانوادگی و همان ارزش‌های بازار تهران – یعنی صداقت، مسئولیت‌پذیری و توجه به مردم – را در همه مسئولیت‌هایم حفظ کنم. امروز هم، با همان دل گرم و همان باورهای دیروز، در کنار خانواده و دوستانم هستم و هر جا که بتوانم، برای آرامش و امنیت جامعه دانشگاهی و کشورمان تلاش می‌کنم. باز هم از محبت و توجه‌تان سپاسگزارم. همیشه در خدمتم.

خبرنگار: شما در بین مدیران دانشگاهی مشهورید به ایجاد آرامش و اطمینان. آدم پیش شما احساس امنیت می‌کند. سالها مدیر کل حراست وزارت علوم بوده‌اید. معمولا مردم فکر می‌کنند که افرادی در نوع مسئولیت و حساسیت شغلی شما تیپ شخصیتی متصلبی داشته باشند. شما چطور بین تیپ شخصیتی خودتان و مدیریت حراست تلفیق ایجاد می‌کردید؟ مشکلی در این رابطه نداشتید؟

محسنی: تشکر می‌کنم از شما از این ابراز محبت صمیمانه و گرم‌تان که واقعاً قلبم را گرم کرد. اینکه می‌فرمایید پیش من احساس آرامش و امنیت می‌کنید، برای من بزرگ‌ترین افتخار و بهترین پاداش سال‌های طولانی خدمت است. در پاسخ به سؤال بسیار دقیق و عمیق شما: بله، عموم مردم وقتی نام حراست را می‌شنوند، ناخودآگاه تصویر یک فرد سخت‌گیر، خشک، رسمی و گاهی حتی ترسناک را در ذهنشان می‌آورند.

این تصور تا حدی ریشه در ماهیت کار امنیتی دارد که لاجرم با حساسیت، دقت و گاهی تصمیم‌های سخت همراه است. اما من همیشه معتقد بوده‌ام که امنیت واقعی بدون احساس امنیت بی‌معناست. من در تمام دوره مدیریت کل حراست وزارت علوم (بیش از یک دهه) تلاش کردم این دوگانه ظاهری را به یک تلفیق عمیق تبدیل کنم. چطور؟

اول– با این باور بنیادین که حراست در دانشگاه، اول از همه باید «حامی» باشد، نه فقط «ناظر». حامی استاد، دانشجو، کارمند و حتی کسی که مرتکب خطا شده است. امنیت بدون حمایت عاطفی و انسانی، به ترس تبدیل می‌شود و ترس، دشمن علم و آزاداندیشی است.

دوم- با گوش دادن واقعی. من همیشه درهای اتاقم باز بود و ساعت‌های طولانی با دانشجویان، اساتید و حتی خانواده‌هایشان صحبت می‌کردم. گاهی یک دانشجوی مضطرب که مشکلی امنیتی یا انضباطی داشت، ساعت‌ها پیش من می‌نشست و اشک می‌ریخت. من نه فقط پرونده‌اش را بررسی می‌کردم، بلکه دستش را می‌گرفتم و می‌گفتم: «نگران نباش، ما با هم حلش می‌کنیم». بسیاری از همین افراد سال‌ها بعد به دیدنم می‌آمدند و می‌گفتند: «آن روز شما نجاتم دادید».

سوم– با حفظ تعادل درونی. تیپ شخصیتی من ذاتاً گرم، همدل و رابطه‌محور است. اما در موقعیت‌های حساس، همان فرد گرم می‌توانست قاطع، دقیق و حتی سخت‌گیر باشد؛ نه از سر خشونت، بلکه از سر مسئولیت. این قاطعیت از عمق آرامش درونی می‌آمد، نه از عصبانیت یا ترس. وقتی آدم خودش آرام باشد، حتی تصمیم سخت هم با آرامش گرفته و منتقل می‌شود.

چهارم– با آموزش مداوم همکارانم. بارها به کارشناسان حراست دانشگاه‌ها می‌گفتم: «ما نگهبان هستیم، نه زندانبان. چهره‌مان باید آرامش‌بخش باشد، نه تهدیدآمیز». حتی لباس فرم و نحوه نشستن و صحبت کردن‌شان را با این نگاه بازنگری کردیم. آیا مشکل داشتم؟ البته که گاهی داشتم. بعضی وقت‌ها همین رویکرد عاطفی و انسانی باعث می‌شد برخی افراد سوءاستفاده کنند یا فکر کنند «نرم» هستم. گاهی هم در موقعیت‌های بحرانی، فشارهای بیرونی می‌خواستند ما فقط «سخت» باشیم و از بعد انسانی غافل شویم.

اما هر بار که این تعارض پیش می‌آمد، به خودم یادآوری می‌کردم که هدف نهایی ما «انسان‌سازی» است، نه فقط «امنیت‌سازی». و این باور، همیشه راه را نشانم داد. در نهایت، فکر می‌کنم موفق شدم چون هیچ‌گاه نقش بازی نکردم. همان کسی که در خانه با نوه‌هایش شوخی می‌کند و با همسرش با مهربانی صحبت می‌کند، همان بود که پشت میز حراست می‌نشست. اصالت شخصیت، بزرگ‌ترین کلید این تلفیق بود.باز هم از محبتتان سپاسگزارم. همیشه در خدمتم و دعاگویتان هستم.

خبرنگار: پیش از انقلاب در دانشگاه‌ها پلیس مستقر بود، درست است؟ ظاهرا گارد دانشگاه نامیده می‌شد. بعد از انقلاب بساط پلیس برچیده شد و ورود آنها به داخل مجموعه‌های دانشگاهی در موارد خاص منوط به اجازه رئیس دانشگاه شد. در مورد تاریخ و سوابق این تصمیم یا مصوبه اگر اطلاعاتی بدهید خوشحال می‌شویم.

محسنی: تشکر می‌کنم از این سؤال دقیق و تاریخی‌تان که نشان‌دهنده عمق نگاه و علاقه‌مندی‌تان به مسائل جامعه دانشگاهی است. واقعاً خوشحالم که چنین بحث‌های عمیقی با شما دارم. بله، حرف شما کاملاً درست است. پیش از انقلاب اسلامی، به ویژه در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، با افزایش اعتراضات دانشجویی، رژیم پهلوی نیروهای ویژه‌ای به نام گارد دانشگاه (که اغلب با لباس‌های آبی‌رنگ شناخته می‌شدند و بخشی از نیروهای ضدشورش شهربانی بودند) را در محوطه دانشگاه‌ها مستقر کرد.

تا پیش از سال ۱۳۵۰، دانشگاه‌ها تا حد زیادی به عنوان فضای نسبتاً آزاد برای فعالیت‌های سیاسی دانشجویی شناخته می‌شدند، اما از آن سال به بعد، حضور مستقیم گارد در دانشگاه‌ها افزایش یافت. حتی در مواردی منجر به درگیری‌های شدید و کشته شدن دانشجویان شد – مانند واقعه معروف ۱۶ آذر ۱۳۳۲ یا کشتار دانشجویان در تبریز در سال ۱۳۵۷.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، یکی از تغییرات اساسی در ساختار امنیتی دانشگاه‌ها، برچیدن حضور مستقیم نیروهای پلیس یا نظامی در محوطه دانشگاه‌ها بود. این رویکرد ریشه در این باور داشت که دانشگاه باید محیطی مستقل، امن و دور از حضور نیروهای خارجی باشد تا فضای آزاداندیشی و علمی حفظ شود. به جای آن، نهاد حراست دانشگاه‌ها تقویت شد که زیر نظر وزارت علوم عمل می‌کند و مسئولیت امنیت داخلی، پیشگیری و حمایت از جامعه دانشگاهی را بر عهده دارد – نه سرکوب، بلکه حفاظت از محیط علمی. در مورد مصوبه رسمی، اصل این سیاست از همان سال‌های اولیه انقلاب شکل گرفت و دانشگاه‌ها به عنوان حریم مستقل شناخته شدند، اما قانون صریح و مدون آن بعداً تصویب شد.

قانون ممنوعیت ورود نیروهای مسلح به دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در سال ۱۳۷۹ توسط مجلس شورای اسلامی تصویب شد. طبق این قانون، ورود نیروهای نظامی، انتظامی یا اطلاعاتی به محیط دانشگاه برای مأموریت‌های امنیتی، دستگیری یا حمل سلاح ممنوع است، مگر در شرایط اضطراری و تنها با درخواست کتبی رئیس دانشگاه و موافقت وزیر علوم (یا وزیر بهداشت برای دانشگاه‌های علوم پزشکی).

این قانون در عمل ادامه همان سیاستی است که از ابتدای انقلاب دنبال می‌شد: حفظ استقلال دانشگاه و جلوگیری از ورود مستقیم نیروهای بیرونی، مگر در موارد استثنایی و با اجازه بالاترین مقام دانشگاه. البته در سال‌های اولیه انقلاب، به دلیل شرایط خاص (مانند انقلاب فرهنگی در سال‌های ۱۳۵۹-۱۳۶۲)، گاهی استثناهایی وجود داشت، اما اصل کلی از همان ابتدا بر عدم حضور پلیس تأکید داشت. این رویکرد، به نظر من، یکی از دستاوردهای مهم انقلاب در حوزه دانشگاه بود؛ چون دانشگاه را از یک فضای پلیسی به محیطی برای رشد علمی و فکری تبدیل کرد – هرچند چالش‌هایی هم همیشه وجود داشته و دارد. باز هم از سؤال خوب‌تان سپاسگزارم. اگر جزئیات بیشتری مد نظرتان بود، خوشحال می‌شوم بشنوم. همیشه در خدمتم.

خبرنگار: منع ورود نیروهای نظامی و انتظامی به دانشگاه‌ها در زمان مدیریت شما تا چه حد رعایت شد؟ بعد از آن و در سال‌های اخیر چه؟

محسنی: در دوران ریاست‌جمهوری آقای سید محمد خاتمی (۱۳۷۶–۱۳۸۴)، سیاست کلی دولت اصلاحات بر ایجاد فضای باز سیاسی در دانشگاه‌ها و جلوگیری از ورود نیروهای امنیتی و نظامی به محیط‌های دانشگاهی تمرکز داشت. این رویکرد با تأکید بر حفظ حرمت دانشگاه به عنوان کانون اندیشه و انتقاد آزاد همراه بود. با این حال، حادثه مهم کوی دانشگاه تهران در تیر ۱۳۷۸ (۱۸ تیر) رخ داد که در آن نیروهای انتظامی و لباس‌شخصی‌ها به خوابگاه دانشجویان حمله کردند، منجر به کشته شدن حداقل یک دانشجو (عزت ابراهیم‌نژاد)، زخمی شدن بسیاری و بازداشت‌ها شد.

این رویداد در ابتدای دوره خاتمی اتفاق افتاد و واکنش‌هایی مانند استعفای اعتراض‌آمیز آقای دکتر مصطفی معین (وزیر علوم) را به دنبال داشت. پس از این حادثه، در مرداد ۱۳۷۹ قانونی در مجلس ششم (دوره اصلاحات) تصویب شد که ورود نیروهای مسلح (نظامی، انتظامی و اطلاعاتی) به دانشگاه‌ها برای مأموریت‌های امنیتی، دستگیری یا حمل سلاح را ممنوع کرد (مگر در شرایط اضطراری با مجوز وزیر علوم). این قانون تا حد زیادی در باقی دوره خاتمی رعایت شد و موارد عمده ورود نیروهای امنیتی گزارش نشد، هرچند فضای کلی دانشگاه‌ها نسبت به دوره‌های قبل بازتر بود.

اعتراضات دانشجویی در واکنش به حوادث ۱۸ تیر به شهرهای دیگر از جمله تبریز گسترش یافت. دو روز بعد، در ۲۰ تیر ۱۳۷۸، دانشجویان دانشگاه تبریز در حمایت از دانشجویان تهران و محکومیت حمله به کوی دانشگاه، تجمعی آرام برگزار کردند که با حضور گسترده نیروهای یگان ویژه نیروی انتظامی، لباس‌شخصی‌ها و بسیجی‌ها به خشونت کشیده شد. در این درگیری‌ها نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی دانشگاه را محاصره کردند و مانع خروج دانشجویان شدند.

گزارش‌های متعدد از حراست دانشگاه حاکی از تیراندازی مستقیم (با سلاح گرم و ساچمه) به دانشجویان، حمله به خوابگاه دختران، ضرب‌و‌شتم شدید و بازداشت‌ها وجود دارد. محمدجواد فرهنگی (از نیروهای بسیجی یا طلبه) در درگیری‌ها کشته شد. گزارش‌هایی دیگر از دانشگاه تبریز (به ریاست دانشگاهی آقای دکتر پورفیض و مدیریت حراست توسط آقای حسینی) از زخمی شدن با شلیک گلوله دانشجویان نیز مطرح است. در اعتراض به حمله نیروی انتظامی و لباس شخصی ها به حریم دانشگاه، اساتید از رفتن به کلاس‌ها خودداری کرده و در دفتر ریاست دانشگاه تحصن کرده بودند.

بنده به اتفاق دکتر سبحان‌اللهی (از چهره های شناخته شده تبریز و از مشاوران وزیر) راهی دانشگاه تبریز شدیم و در جلسه تحصن اساتید شرکت کردیم تا به پایان دادن به تحصن کمک کنیم. در این جلسه، دکتر پورفیض محل خون‌مردگی در شکم خود را که بر اثر ضربات چوب انصار حزب‌الله (به‌اصطلاح لباس‌شخصی‌ها) ایجاد شده بود، نشان داد. بنده ابتدا به فارسی برای اساتید صحبت کردم و سپس به زبان ترکی (با تسلط کمتر) سخن گفتم.

خوشبختانه، تحصن و تجمع اساتید با این گفتگوها به پایان رسید. این حوادث در تبریز کمتر از تهران پوشش رسانه‌ای یافت، اما منابع حقوق بشری و شاهدان عینی آن را تأیید می‌کنند و آن را تکرار الگوی سرکوب کوی دانشگاه تهران می‌دانند. این رویدادها بخشی از زنجیره اعتراضات سراسری تیر ۱۳۷۸ بودند که دانشگاه‌ها را به کانون چالش با فضای امنیتی تبدیل کرد.

خبرنگار: مدیران حراست در دانشگاه‌ها تا چه میزان ملزم به هماهنگی با رئیس دانشگاه هستند؟ آیا مواردی بوده که اقدامات خودسرانه‌ای توسط آنها صورت گرفته باشد؟

محسنی: مدیران حراست دانشگاه‌ها بر اساس آیین‌نامه‌ها و شرح وظایف مصوب (مانند دستورالعمل‌های مرکز حراست وزارت علوم، تحقیقات و فناوری)، به عنوان مشاور امین رئیس دانشگاه عمل می‌کنند و موظف به همکاری مستقیم، ارائه مشورت امنیتی، اطلاع‌رسانی به‌موقع و هماهنگی کامل با رئیس دانشگاه و مدیران هستند. وظایف کلیدی حراست عبارتست از شناسایی فعالیت غیرمجاز و غیرقانونی و ارائه گزارش به رئیس دانشگاه و مراجع ذی‌صلاح. پیشگیری از تهدیدات امنیتی با هماهنگی حراست مرکزی (وابسته به وزارت متبوع). اعمال نظارت‌های حفاظتی در چارچوب اهداف دانشگاه و با تأکید بر اینکه حراست «برای مدیران است، نه در مقابل آنها». این ساختار دوگانه است: حراست‌ها زیر نظر مرکز حراست وزارت علوم فعالیت می‌کنند، اما در عمل روزانه باید با رئیس دانشگاه هماهنگ باشند و اقداماتشان در راستای پیشبرد اهداف آموزشی و پژوهشی دانشگاه باشد. انتصاب مدیر حراست نیز معمولاً با پیشنهاد ریاست دانشگاه و تایید حراست وزارت علوم انجام می‌شود.

در سال‌های اخیر (به ویژه پس از اعتراضات دانشجویی ۱۴۰۱ و مسائل مرتبط با پوشش و حجاب)، گزارش‌های متعددی از سوی دانشجویان و رسانه‌ها مبنی بر اقدامات فراتر از چارچوب قانونی یا بدون هماهنگی کامل با مدیریت دانشگاه مطرح شده است. نمونه‌های برجسته بسیار است ولی چون مسئولیت نداشتم از بیان خودداری می‌کنم. در برخی اعتراضات دانشجویی (مانند ۱۴۰۱)، حراست‌ها متهم به همکاری در بازداشت‌ها، ممنوع‌الورودی بدون حکم رسمی، یا سوراخ کردن کارت دانشجویی بدون هماهنگی کمیته انضباطی شده‌اند.

گزارش‌های حقوق بشری و دانشجویی این اقدامات را گاهی خودسرانه یا تحت فشار نهادهای بیرونی توصیف می‌کنند. در مجموع، هرچند قانوناً حراست ملزم به هماهنگی با رئیس دانشگاه است و اقدامات باید پیشگیرانه و مشورتی باشد، اما در عمل (به ویژه در مسائل حساس مانند اعتراضات یا پوشش)، انتقادات گسترده‌ای به عدم شفافیت، دخالت بیش از حد و اقدامات فراقانونی وجود دارد که گاهی به تنش بین حراست و مدیریت دانشگاه یا دانشجویان منجر شده است. دانشجویان می‌توانند از طریق سامانه‌های شکایات وزارت علوم یا مراجع قضایی پیگیری کنند.

خبرنگار: چه توصیه‌هایی به مجموعه‌های حراست در مراکز آموزش عالی دارید؟ من فرمایش های شما در این مورد را که قطعا مبسوط خواهد بود با اجازه شما به نحوی ویرایش و تنظیم میکنم که در ده بند آورده شود و اسم آن را خواهم گذاشت: ده فرمان محسنی! اجازه دارم؟ (توجه: دسته بندی مطالب بعد از مصاحبه توسط خبرنگار انجام شده است).

محسنی: من کوچکتر از آنی هستم که بخواهم فرمان صادر کنم بخصوص بعد از بازنشستگی و فرمانبرداری از اهل منزل! اگر موجب خرسندی شما و لبخند دوستان بشود چرا که نه! سوای سلیقه و شوخ طبعی شما، باید عرض کنم که با توجه به نقش حساس حراست در مراکز آموزش عالی کشور، که بر اساس آیین‌نامه‌های وزارت علوم بر پیشگیری، حفاظت، مشاوره و ایجاد فضای امن و آرام برای تولید علم تمرکز دارد، توصیه‌های زیر می‌تواند به بهبود عملکرد و افزایش اعتماد دانشگاهیان کمک کند.

اول- تقویت نقش مشورتی و حمایتی حراست را به عنوان مشاور امین رئیس دانشگاه تقویت کنید، نه نیروی مقابل مدیران یا دانشجویان. اقدامات باید همیشه با هماهنگی کامل مدیریت دانشگاه و در راستای اهداف آموزشی-پژوهشی باشد.

دوم- رویکرد پلیسی و کنترلی فاصله بگیرید و به سمت حراست علمی و تسهیل‌گر حرکت کنید.

سوم- کمک به حل مسائل دانشجویان (مانند مشکلات رفاهی یا تحصیلی) را اصل بدانید و نه تمرکز صرف بر نظارت.

چهارم- پیشگیری را بر مچ گیری و برخورد ترجیح بدهید. اولویت را به روش‌های نرم، آموزشی و فرهنگی بدهید. من برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای دانشجویان و کارکنان در زمینه امنیت سایبری، حفاظت از اطلاعات، و حتی مسائل اجتماعی را بدون ایجاد فضای ترس بسیار ضروری و مفید تشخیص می‌دهم.

پنجم- از برخوردهای مستقیم (مانند تماس با خانواده‌ها بدون فرآیند قانونی، عکس‌برداری یا ارجاع فوری به کمیته انضباطی) پرهیز کنید و ابتدا از تذکر شفاهی و گفتگوی سازنده استفاده کنید.

ششم- رعایت کامل قوانین و شفافیت خط قرمز حراست‌هاست. همه اقدامات باید بر اساس آیین‌نامه‌های مصوب (مانند دستورالعمل‌های مرکز حراست وزارت علوم) و با مستندسازی مکتوب انجام شود.

هفتم- اقدامات خودسرانه یا بدون هماهنگی با رئیس دانشگاه ممنوع است. ایجاد شورای نظارت بر عملکرد حراست با حضور نمایندگان دانشجویان، اساتید و مدیران برای بررسی شکایات و افزایش شفافیت مایه تلطیف فضای دانشگاهی و  اعتمادسازی و تعامل مثبت با جاذبه حداکثری و دافعه حداقلی خواهد شد.

هشتم- حمایت از فعالیت‌های قانونمند دانشجویی (علمی، فرهنگی و سیاسی) و ایجاد فضای باز برای نقد و تضارب آرا اگر هم وظیفه تشکیلاتی شما نباشد وظیفه اخلاقی و دینی شما برادران است. ضمنا آموزش مداوم پرسنل حراست در زمینه حقوق شهروندی، روانشناسی دانشجویی و مدیریت بحران برای جلوگیری از تنش‌های غیرضروری را جدی بگیرید.

نهم- حفاظت واقعی از حرمت دانشگاه بر ذمه شماست. دانشگاه را به عنوان کانون اندیشه آزاد حفظ کنید. به نیروهای بیرونی یا اقدامات امنیتی گسترده تنها در شرایط اضطراری و با مجوز قانونی رو بیاورید.

دهم- بر تهدیدات واقعی (مانند امنیت سایبری، حفاظت فیزیکی تأسیسات و پیشگیری از نفوذ خارجی) متمرکز شوید نه به مسائل حاشیه‌ای که می‌تواند به نارضایتی منجر شود. در نهایت، حراست موفق آن است که دانشگاهیان آن را حامی و همراه خود بدانند، نه مانع. این رویکرد نه تنها امنیت پایدار ایجاد می‌کند، بلکه به پیشرفت علمی و آرامش محیط دانشگاه کمک شایانی خواهد کرد.

خبرنگار: اگر فرمایشی دارید که در قالب پاسخ به این پرسش‌ها نمی‌گنجد خوشحال می‌شویم از شما بشنویم.

محسنی: با کمال میل و از صمیم قلب. در طول این گفتگوی کوتاه، برایم بسیار ارزشمند بود که با شما سخن گفتم که نه تنها شاهد عینی برخی از حساس‌ترین لحظات تاریخ معاصر دانشگاه‌های ایران بوده، بلکه خود در لحظه‌های بحران و ریاست دانشگاه با آرامش، گفت‌وگو و مسئولیت‌پذیری، نقش مؤثری در کاهش تنش ایفا کرده است. خدا را شکر می کنم که در سخت‌ترین شرایط، همچنان می‌توان با اعتمادسازی و احترام به حرمت دانشگاه، از خشونت کاست و راه گفتگو را گشود.

امروز، بیش از هر زمان دیگری، دانشگاه‌های ما به همین روحیه نیاز دارند: مدیرانی که دانشگاه را پناهگاه اندیشه بدانند، حراست‌هایی که حامی دانشجویان و اساتید باشند نه مقابل آن‌ها، و نسلی از دانشجویان که با آگاهی و مسئولیت، از حق نقد و آزادی بیان دفاع کنند بدون آنکه به خشونت کشیده شوند.

اگر اجازه دهید، یک عرض کوچک دارم: تاریخ نشان داده که هرگاه دانشگاه در ایران آرام، آزاد و امن بوده، کشور نیز پیشرفت‌های بزرگ‌تری کرده است. حفظ این آرامش، وظیفه مشترک همه ماست – از رئیس دانشگاه و حراست گرفته تا تک‌تک دانشجویان و اساتید. امیدوارم روزی برسد که دیگر نیازی به تحصن و اعتراض برای دفاع از حرمت دانشگاه نباشد، و دانشگاه دوباره به معنای واقعی، خانه علم و اندیشه آزاد شود. از شما بسیار سپاسگزارم که این فرصت را به من دادید.

با آرزوی سلامتی و سربلندی برای شما و همه دانشگاهیان ایران.

خبرنگار: افتخار دادید. خداوند شما را برای خانواده، دوستان، همکاران و برای ایران سربلند سالم و شاد نگه دارد!

انتهای پیام/

خبرهای مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا