اخبار انجمنسیاسی

رییس‌جمهور و اعضای دولت با مردم و نخبگان گفت و شنود مستقیم داشته باشند

♦رییس‌جمهور و اعضای دولت با مردم و نخبگان گفت و شنود مستقیم داشته باشند/

♦در ذهنیت بیرونی از دولت آقای پزشکیان تصویر و تصور هماهنگی و خروجی یکدست و مقتدر وجود ندارد/

♦معتقدم دولت بیشتر از عدم اقدام و تصمیم به موقع و یا تصمیمات اشتباه رنج می‌برد/

♦به نظر می‌رسد دولت در تصمیم‌گیری برای مشکلات، به واقعیاتی که موجب ایجاد این مسائل شده‌اند کم توجه است/

♦جایگاه رییس جمهور برای حل مشکلات کشور و بهبود جریان اداره امور بسیار مهم و اثربخش است؛ مشروط بر اینکه از این اختیارات استفاده شود/

♦دولت می‌تواند با تقدیم لایحه تغییرات مورد نظر خود در قوانین و برنامه‌های جاری کشور را پیگیری کند/

♦از وضعیت اصلاح‌طلبان تا حال و روز دولت!

مصاحبه پایگاه اینترنتی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها با آقای جمشید انصاری

جمشید انصاری مردی است جدی که تنها وقتی او را از نزدیک بشناسید متوجه روحیه‌ی طنز و برخورد دوستانه و خوش‌مشربی او می‌شوید. دهه‌ها سخت کار کرده ولی حاشیه‌ای نداشته و به جریان اصلاحات ضربه‌ای نزده است! مدیری حرفه‌ای و تشکیلاتی است و در عین حال پایبند به مکتب و آرمان‌های انقلابی مردم.

او معاون رییس جمهور و رییس سازمان اداری و استخدامی کشور در دوره آقای روحانی است. از چهره‌های شناخته‌ی شده اصلاح‌طلب بوده، سابقه‌ی استانداری استان‌های آذربایجانغربی و زنجان را در کارنامه‌اش دارد. نماینده‌ی دوره‌ی هشتم مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون‌های برنامه و بودجه و امور اقتصادی مجلس و رییس کمیته‌ی سیاسی فراکسیون اصلاح‌طلبان مجلس هشتم بوده است. انصاری از نیروهای نزدیک به سید محمد خاتمی و عضو شورای مشاوران ایشان نیز می باشد. در سال ۱۳۸۴ با تاسیس بنیاد باران مسولیت راه‌اندازی بنیاد را به عنوان مدیر عامل آن بر عهده گرفت.

خبرنگار: جناب آقای انصاری، جنابعالی از چهره‌های شناخته شده‌ی جریانات اصلاحات هستید. مدیر عاملی بنیاد باران را در سابقه‌ی خودتان دارید و به علت نزدیکی با جناب آقای سیدمحمد خاتمی در روند حرکت‌های اجتماعی کشور و نقش اصلاح‌طلبان در آنها قرار داشته اید. وضعیت فعلی اصلاح‌طلبان را از نظر انسجام تشکیلاتی بخصوص در قالب جبهه‌ی اصلاحات چگونه ارزیابی می‌فرمایید؟

انصاری: ارزیابی وضعیت اصلاح‌طلبان در سپهر سیاسی امروز کشور به ویژه از منظر انسجام تشکیلاتی و در قالب جبهه اصلاحات نیازمند یک نگاه تاریخی به دلایل و روند شکل‌گیری تفکر اصلاح‌طلبی و نهادهای اجماعی تشکل‌های وابسته به این تفکر در سال‌های انقلاب اسلامی و تحولات و تغییرات این جریان در سال‌های بعد مخصوصا بعد از دهه هشتاد و پایان دولت دوم سید محمد خاتمی یا همان دولت دوم اصلاحات می‌باشد.

آنچه مسلم است از اولین سال‌های شکل‌گیری جمهوری اسلامی اختلاف نظر در مبانی فکری و برنامه‌های دولت برای اداره کشور بین مسئولان رده بالای کشور وجود داشت و در بعضی موارد نیز بروز و ظهور پیدا می‌کرد و بعضا در سطح جامعه و مردم هم علنی می‌شد. مواردی مانند اختلاف نظر درتصویب قانون کار، شکل‌گیری دو جریان سیاسی با تفاوت‌های معنی دار در رویکردها و جهت‌گیری‌ها و حتی انشقاق در روحانیت سیاسی کشور و تاسیس مجمع روحانیون مبارز متاثر از این تفاوت رویکرد و از علائم و نشان‌‌های وجود و بروز این اختلافات و تفاوت در دیدگاه‌ها بود که در زمان حیات امام خمینی و با توجه به جایگاه بی‌بدیل امام و شرایط ویژه جنگی کشور در همین حد باقی می‌ماند و در تشدید اختلاف‌نظرها جایگاه کاریزماتیک امام و مداخله ایشان چاره‌ساز می‌شد.

هرچند اختلاف نظر سیاسی بین این دو جریان با عناوین کلی جناح راست و جریان چپ انقلاب اسلامی بین مردم تقریبا روشن بود و نوعی صف‌بندی در سطح مدیریت کشور و جامعه را در رقابت‌های سیاسی شکل داده بود ولی بروز و ظهور اختلاف نظر جدی و تفاوت‌های معنی‌دار بین نظرات و رویکردهای این دو جریان در اداره امور کشور در انتخابات مجلس پنجم و اوج آن در انتخابات ریاست جمهوری در دوم خرداد سال ۱۳۷۶ بود که با پیروزی  آقای خاتمی به تشکیل دولتی که منتسب به نیروهای خط امام بود و از همان ماه‌های اول فعالیت به نام دولت اصلاحات معروف شد منجر گردید.

با این پیروزی که ناشی از تغییرات جدی در نوع نگاه و مطالبات مردم و تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه آن روز ایران بود رویکردها و خط‌مشی‌ها و برنامه‌های جدید و متفاوتی در دستور کار دولت اصلاحات قرار گرفت که تاثیر خود را در جامعه و جریان‌ها و تشکل‌های حامی اصلاحات نیز گذاشت و رویکردها و برنامه‌های انها را نیز با تغییرات بنیادین مواجه کرد. این  تحولات و مطالبات و چرایی و چگونگی و تاثیرات آنها در سپهر سیاسی کشور و جامعه و نیز جریان‌های حامی اصلاحات مکرر مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته‌اند و می‌توان برای اطلاع و تبیین علل و پیامدهای آنها از مطالعات موجود در این زمینه بهره برد.

جریان اصلاح‌طلبی در طول این مدت همواره تلاش کرده است هماهنگی درونی خود را در فعالیت‌های سیاسی حفظ کند و علی‌رغم اینکه بین تشکل‌های این جریان در برنامه‌ها و نحوه پیش‌برد آنها تفاوت دیدگاه و بعضا اختلاف نظر نیز بوده است در تمام این مدت ساز و کارهایی برای تامین این هماهنگی شکل گرفته و با اسامی و عناوین مختلف این هدف دنبال شده است.

ائتلاف نیروهای خط امام، شورای هماهنگی جبهه دوم خرداد، شورای هماهنگی احزاب اصلاح‌طلب، شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان و در چند سال اخیر جبهه اصلاحات، ساز و کارهایی بوده اند که برای ایجاد این هماهنگی و اتخاذ تصمیمات مهم در رخدادهای اثرگذار سیاسی ایجاد و فعالیت نموده‌اند.

متناسب با ویژگی‌ها و شرایط فعالیت در عرصه سیاست‌ورزی جامعه و کشور و ارزیابی از نقاط ضعف و قوت هر یک از این تشکل‌های هماهنگ کننده تحول لازم در ساز و کار جدید ایجاد شده است و به نظر می‌رسد امروز جبهه اصلاحات در کارکرد اصلی خود که همان تامین هماهنگی در تصمیمات احزاب و تشکل‌های عضو جبهه است پخته‌تر و هماهنگ‌تر از گذشته تاریخی خود عمل می‌کند .

البته در این زمینه مشکلاتی هم هست، از جمله اینکه احزاب و تشکل‌های عضو جبهه وزن و تاثیرگذاری متوازن و یکسانی در جامعه ندارند و بعضی از آنها حتی فاقد تشکیلات استانی و منطقه‌ای هستند و یا تشکیلات آنها چه در سطح ملی و چه منطقه‌ای فعال نبوده و بعضا مجامع سالانه و تعیین و تجدید انتخابات ارکان داخلی آنها نیز در موعد مقرر انجام نمی‌شود این مشکل کلی در فعالیت احزاب هر دو جناح سیاسی کشور وجود دارد.

نکته مهم‌تر ضعف و بعضا فعال نبودن تشکیلات استانی جبهه است که ریشه در اختلافات منطقه‌ای و یا نبود شعب استانی و شهرستانی برخی احزاب تشکیل‌دهنده جبهه در استان‌ها دارد. البته حضور تعدادی از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب غیر از نمایندگان احزاب و تشکل‌ها به عنوان اعضای حقیقی در جبهه اصلاحات که با ساز و کار مشخصی تعیین می‌شوند این امکان را فراهم می‌کند که ضمن استفاده کامل از بیشترین ظرفیت نخبگانی جریان اصلاحات در بالاترین رکن تصمیم‌گیری اصلاح طلبان، مجموعه دیدگاه‌ها و نظرات  طیف گسترده‌تری از اصلاح‌طلبان نیز زیر پوشش جبهه قرار گیرد و امکان شنیده شدن صدای انان نیز علاوه بر احزاب و تشکل‌ها فراهم گردد.

بدیهی است نقش بزرگان این جریان و در راس انها سید محمد خاتمی در راهبری فکری و معنوی جبهه انکارناپذیر است و این نقش چه بصورت ارائه رهنمود و راهنمایی و چه در قالب انتشار دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات در خصوص مسائل مهم کشور خود را نشان می‌دهد. جایگاه اقای خاتمی در میان بخش مهمی از جامعه ایران و توجه ویژه فعالان سیاسی اصلاح‌طلب به نظرات ایشان سرمایه مهمی برای جبهه اصلاحات به حساب می‌آید.

لازم است در این رابطه به بیانیه مهم ایشان در آستانه دهه فجر سال ۱۴۰۱ که به بیانیه ۱۵ ماده‌ای معروف است و در واقع نوعی مانیفست و راهنمای عمل تفکر اصلاح‌طلبی و احزاب و تشکل‌های این جریان در شرایط امروز کشور می باشد توجه ویژه معمول گردد. لازم است جبهه اصلاحات نیز در تصمیمات و اقدامات خود از این سرمایه مهم به عنوان یک چراغ راهنما و میثاق تاریخی بیشتر بهره مند شود و آن را در تعیین خط‌مشی و برنامه‌ریزی‌های خود مورد توجه ویژه قرار دهد. ضمن اینکه ساماندهی و تقویت تشکیلات استانی و منطقه‌ای نیز باید بیشتر مورد اهتمام بوده و به عنوان مبنا و پایه عمل تشکیلاتی مورد توجه قرار گیرد .

همچنین اینکه لازم است جبهه اصلاحات تقویت انسجام و هماهنگی تشکیلات استانی و منطقه‌ای به عنوان مبنایی برای فعالیت سیاسی ریشه دار و دراز مدت را بیش از پیش مورد پیگیری جدی‌تر قرار دهد.

خبرنگار: یکی از سوالاتی که مطرح است این است که جناب آقای دکتر پزشکیان در نامزدی ریاست جمهوری با توجه به محدودیت اختیارات کار درستی نکرده است. نظر شما در این مورد چیست؟

انصاری: در مورد اختیارات رییس جمهور و دولت برای انجام وظایف قانونی خود نظرات متفاوتی هست که در جای خود باید مورد بحث قرار گیرد . به ویژه بعد از مسائلی که در رابطه با لایحه اختیارات رییس‌جمهور در دوره آقای خاتمی مطرح شد و حتی به نقل از ایشان گفته شد که اختیارات رییس جمهور در قالب یک تدارکات‌چی دیده شده است. نقل قول صحیحی نبود و بیان درست سخن ایشان این بود که بعضی‌ها رییس‌جمهور را در حد یک تدارکاتچی تصور می‌کنند.

موضوع اختیارات رییس‌جمهور در جمهوری اسلامی در دو دهه اخیر همواره مورد مناقشه بوده است. من به عنوان یک کارشناس مسائل نظام اداری و برنامه‌ریزی معتقدم رییس جمهور و دولت اختیارات مهم و قابل توجهی برای انجام وظایف قانونی پیش بینی شده در قانون اساسی و قوانین عادی کشور دارند و می‌توانند بر اساس اصل ۱۳۴ قانون اساسی برنامه و خط مشی دولت را تعیین و با هماهنگی بین وزارتخانه‌ها کشور را اداره کنند.

البته محدودیت هایی هم در قوانین ما هست ولی میزان اختیارات قوه مجریه و در راس آن رییس‌جمهور هم قابل توجه است به ویژه با اختیارات موضوع اصول ۱۲۶، ۱۳۳، ۱۳۴، ۱۳۸و دیگر اصول قانون اساسی و نقشی که برای رییس جمهور در نظارت بر اجرای قانون اساسی پیش بینی شده است جایگاه رییس جمهور برای حل مشکلات کشور و بهبود جریان اداره امور بسیار مهم و اثربخش می‌باشد مشروط بر اینکه از این اختیارات استفاده شود.

اساسا شما می‌توانید فراتر از یک دوره ریاست جمهوری و آقای پزشکیان این پرسش را مطرح کنید که چرا ما در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می‌کنیم؟ چرا که اگر این اشکال (منظورم محدودیت اختیارات است) برای جایگاه و سمت رییس‌جمهور وارد باشد که شرکت در انتخابات ریاست جمهوری موضوعیت خود را برای بسیاری از مردم از دست می‌دهد!

به نظر من بحث اختیارات جدا از نحوه استفاده از اختیارات باید مورد توجه قرار گیرد. وقتی آقای پزشکیان در تبلیغات انتخاباتی خود مطرح می‌کنند من مجری برنامه هفتم خواهم بود عملا از اختیار قانونی خود که به موجب اصل ۱۳۴ مسئولیت تعیین خط مشی و برنامه دولت را بر عهده رییس جمهور قرار داده است صرف نظر می‌کند. اینجا دیگر نمی‌توان محدودیت اختیارات را مطرح کرد وگرنه دولت می‌تواند با تقدیم لایحه تغییرات مورد نظر خود در قوانین و برنامه‌های جاری کشور را پیگیری کند.

طبق قانون اساسی، وزیران و معاونان رییس جمهور توسط ایشان تعیین و وزرا به مجلس برای اخذ رای اعتماد معرفی می‌شوند. حال هر ساز و کاری که روسای جمهور برای انتخاب وزیران پیش‌بینی کنند امر داخلی و به خودشان مربوط است و اختیار و مسولیت معرفی وزیر و تعیین معاونان رییس‌جمهور را از ایشان سلب نمی‌کند!

لذا من ضمن اینکه به عنوان یک کارشناس می‌توانم بخش قابل توجهی از محدودیت‌های قانونی را برای شما فهرست کنم می‌توانم بخش بیشتری از اختیارات و ظرفیت‌های قانونی را نام ببرم که توسط روسای جمهور و دولت‌ها مورد استفاده قرار نگرفته‌اند. این موضوع در دولت آقای پزشکیان نیز هست و باید مورد تجدید نظر جدی قرار گیرد.

خبرنگار: ما همه به محدودیت‌ها واقف هستیم و طبیعتا خیلی از تحولاتی که انتظارش را داریم شخص‌محور نیستند. با این حال، چه میزان از ناکامی‌های موجود به خود ایشان برمی‌گردد و نیز حضور ایشان چه مشکلاتی را برطرف کرده و می‌کند که در غیاب ایشان مقدور نبود؟

انصاری: ببینید این یک اصل در حقوق اداری است که اختیار مسئولیت می‌آورد و متقابلا هر مسئولیتی نیاز به اختیارات متناسب برای تحقق دارد. اینکه رییس جمهور چه روش و ساز و کاری برای تحقق مسئولیت‌های قانونی خود پیش‌بینی می‌کند و چگونه اختیارات قانونی خود را اعمال می‌کند به سیاست‌های اجرایی ایشان بر می‌گردد؛ ولی نهایتا به عنوان تصمیم ایشان تلقی می‌شود و مورد اظهار نظر، نقد یا تحسین قرار می‌گیرد.

به عنوان مثال، به ساز و کار تعیین دولت در تابستان سال گذشته اشاره می‌کنم. این ساز و کار بر اساس پیشنهاد بعضی دوستان و همکاران آقای پزشکیان اجرا شد و در زمان اجرا مورد نقد تعدادی و نیز تحسین گروهی دیگر از هواداران ایشان قرار گرفت. اینکه این ساز و کار به عنوان یک تجربه مستندسازی شود و در آینده از نتایج آن استفاده گردد یک موضوع است و اینکه خروجی این ساز و کار تصمیم رییس جمهور برای یک امر مهم که همان تشکیل دولت است تلقی می‌گردد امری علی‌حده است.

آنچه برای کشور و دولت مهم است این خروجی‌ها و تصمیمات هستند. من به عنوان یک همراه دولت این مسئله را در چارچوب محدودیت‌های مورد نظر شما ارزیابی نمی‌کنم بلکه معتقدم دولت برای بسیاری از تصمیماتی که می‌گیرد و تصمیماتی که نمی‌گیرد چندان درگیر محدودیت‌های مورد نظر شما نیست بلکه بیشتر از عدم اقدام و تصمیم به موقع و یا تصمیمات اشتباه رنج می‌برد.

مسائلی مانند تحریم اقتصادی، تورم، کسری بودجه، بیکاری، ناترازی صندوق‌های بازنشستگی، ناترازی انرژی، یارانه‌ها و از این قبیل در دولت اقای پزشکیان ایجاد نشده‌اند و مسائل مزمن دولت‌ها در سه دهه گذشته هستند. با این حال، به نظر می‌رسد دولت در تصمیم‌گیری برای آنها به واقعیاتی که موجب ایجاد این مسائل شده‌اند کم توجه است و بعضا به سمت تصمیمات و راه‌حل‌هایی می رود که بجای کاهش مشکلات مردم و کمک به ارتقاء معیشت آنها وضعیت را پیچیده‌تر و زندگی را برای مردم دشوارتر می‌کند.

خیلی روشن بگویم از نظر بسیاری از مردم ، دولت آقای پزشکیان بیشتر دنبال حل مشکلات دولت است بدون اینکه به تاثیرات و پیامدهای واقعی این اقدامات در زندگی روزمره و معیشت مردم توجه کند. وقتی وزیر اقتصاد دولت راه حل مناسب برای تامین کسری بودجه دولت در سال گذشته را افزایش نرخ ارز به هفتاد هزار تومان می‌داند و به پیامدهای افزایش نرخ ارز در زندگی روزمره مردم، اداره واحدهای تولیدی، کسب و کار روزانه اصناف و سرمایه‌گذاری‌های جدید توجه نمی‌شود ممکن است پرداخت‌های دولت تا پایان سال انجام شود. در مقابل بخش بزرگی از مردم ناراضی‌تر می شوند و با سخت‌تر شدن معیشت برای خانوارها، خیلی از حرف‌های مسئولان بجای قانع کردن مردم بر عصبانیت آنان می‌افزاید .

طبعا آقای پزشکیان به عنوان رییس جمهور با روسای جمهور سابق به لحاظ دیدگاهی و رفتاری تفاوت‌هایی دارد و توقع مردم از ایشان نیز متناسب با این تفاوت‌ها فرق می‌کند. قدر مسلم این است که ایشان در دوره و زمانه سختی مسئولیت ریاست جمهوری را عهده‌دار شده‌اند و بسیاری از ابرمشکلات کشور در نقطه بحرانی خود هستند.

از ایشان نباید توقع حل تمام مشکلات را داشت ولی چون ایشان همواره بر توجه به نظرات کارشناسی تاکید داشته‌اند تصور می‌شد اولویت‌گذاری حل بحران‌های اساسی کشور می‌توانست بهتر از آنچه عمل شد در دستور کار قرار گیرد و تصمیمات بهتری اتخاذ شود که مردم آسیب و سختی کمتری را تجربه کنند.

 خبرنگار: به عنوان یک اصلاح‌طلب، از همفکران خود انتظار دارید چه برخوردی چه در نقد و چه در تایید رئیس جمهور در شرایط فعلی داشته باشند؟

انصاری: اصلاح‌طلبان چه بخواهند و چه نخواهند با دو واقعیت مواجهند: اول اینکه اقای پزشکیان یک اصلاح‌طلب و منتسب به جریان اصلاح‌طلبی هستند؛ البته اصلاح‌طلبی از جنس خود! دوم اینکه در چارچوب ساز و کاری که جبهه اصلاحات برای مشارکت در انتخابات ریاست‌جمهوری تعیین کرده بودند ایشان به عنوان کاندیدای جبهه در انتخابات اعلام شده‌اند و اصلاح‌طلبان از مردم خواسته‌اند که در پای صندوق‌های رای حاضر شده و از ایشان حمایت کنند.

لذا به لحاظ تشکیلاتی بر عهده اصلاح‌طلبان و جبهه اصلاحات است که از ایشان و دولت ایشان حمایت کنند. البته این حمایت به معنی عدم نقد رفتارها و تصمیمات نادرست و مشکل‌آفرین برای کشور و مردم نیست چرا که اینگونه نقد جزء اصول و الزامات اولیه حمایت تشکیلاتی است. لیکن، هم سیاست‌ورزی مشفقانه و هم شرایط خاص دولت و کشور اقتضا می‌کند همه بیشتر از حد متعارف دولت را کمک کنند و دولت نیز در بهره‌گیری از تجارب و توانمندی حامیان و طرفداران خود بهتر از یک سال گذشته عمل کند.

بخشی از حامیان دولت از رفتارها و رویه‌های تعامل دولت با نخبگان و بدنه اجتماعی حامی آن راضی نیستند. بسیاری از انتصابات دولت نه تنها مورد پذیرش حامیان دولت نیست بلکه در یک ارزیابی از منظر رقبای سیاسی نیز انتخاب‌های نادرست و ضعیفی تلقی می شوند. افراد منصوب شده توانایی پاسخ به خواست مردم و حل مشکلات آنان را ندارند.

علی‌رغم تاکید آقای پزشکیان بر استفاده و تکیه بر نظرات کارشناسی، نگاه و تصمیمات دولت چندان کارشناسانه نیست و از توان کارشناسی حامیان دولت نیز کمتر استفاده می شود و اصولا برخورد مجموعه دولت با نظرات انتقادی آن‌طور که شایسته است با استقبال و رواداری همراه نیست.

لازم است دولت با جمع‌بندی تجربه یک سال گذشته در رویه تعامل خود با حامیان جدی و پای کار خود تجدید نظر کند و در مورد  آنچه با نام وفاق دلبسته است متناسب با نتایج و دستاوردهای آن بازنگری کند. اصلاح‌طلبان و حامیان دولت هم  نقدهای اصولی خود از دولت را مشفقانه‌تر پیگیری کنند و در ارائه نقدهای خود بیشتر هدف کمک و ارائه راهکار و حل مشکل را مدنظر داشته باشند تا اتخاذ موضع مخالف.

خبرنگار: اگر فرمایشی دارید که در قالب پاسخ به این پرسش‌ها نمی‌گنجند خوشحال می‌شویم از شما بشنویم.

انصاری: خب سخن در این باب زیاد است و باید در جای خودش و با ذکر مصادیق بیان شود. من به عنوان کسی که از مشاغل کارشناسی تا عضویت در هیات دولت را پله‌پله طی کرده‌ام و حضور در مجلس و کار در نهادهای انقلابی را نیز در تجارب کاری خود دارم و بیشتر از خیلی از دوستان در جریان جزییات مسائل و مشکلات کشور و ساز و کارهای مدیریت دولت قرار دارم چند توصیه به دولت و شخص آقای پزشکیان دارم :

اول- جناب پزشکیان به عنوان یک جراح می‌دانند که در فرایند درمان وقتی با یک بیمار که مبتلا به بیماری‌های مختلف است مواجه می‌شوند تشخیص ان بیماری که باید در اولویت، درمان و جراحی شود و تعیین بیماری‌هایی که باید توسط بیمار تحمل گردد و درمان آنها به بعد موکول شود بسیار مهم است. در مورد مشکلات کشور نیز همین حکم جاری و ساری است.

از مجموعه مشکلات کشور آنچه اولویت دارد انتخاب و پس از توجیه مردم بر ضرورت و اولویت و پیامدهای جراحی در دستور کار دولت قرار گیرد و در مورد بقیه مشکلات به تسکین آنها اکتفا گردد. اینطور نشود که ما بیمار را از دست بدهیم. به نظر نمی‌رسد با مشکلاتی که مردم در زندگی خود با آنها مواجهند پرداختن به همه ابرمشکلات و ناترازی‌ها به صورت همزمان و بیان مکرر و مستمر این مشکلات راهگشا باشد.

دوم- دولت مانند یک گروه ارکستر بیشتر از توانایی تک‌تک اعضا در نواختن ساز خود! به هماهنگی هارمونیک همه نوازندگان نیاز دارد و نقش رییس‌جمهور در رهبری و ایجاد هماهنگی این ارکستر بی‌بدیل است. در ذهنیت بیرونی از دولت آقای پزشکیان تصویر و تصور هماهنگی و خروجی یکدست و مقتدر وجود ندارد. این نقیصه را رفع کنند.

سوم- دولت و آقای پزشکیان مسئولیت پذیرفته‌اند که کشور را اداره کنند و برای مردم وضعیت بهتری را رقم بزنند. اینکه دولت روی این دنده قرار بگیرد که مدام مشکلات را بیان کند آن‌هم بگونه‌ای که گویی مردم مسبب این مشکلات هستند جز افزودن بر خشم و ناراحتی و ناامیدی مردم حاصلی ندارد. لازم است تمرکز دولت بر کارهایی باشد که می‌تواند انجام دهد و با انجام آن مشکلی را حل و رضایتمندی مردم را افزایش دهد و بیشتر در مورد همین توانایی‌ها با مردم صحبت شود تا در مورد ناتوانی‌ها.

چهارم- آقای پزشکیان اعضای دولت را موظف کنند از ورود به مسائلی که در حوزه مسئولیت آنان نیست خودداری کنند و فقط در حوزه وظایف و اختیارات خودشان حرف بزنند. حرف بی‌ربط هم نزنند. نظیر این سخن وزیر امور خارجه که می فرمایند هیچکدام از اعضای اتاق بازرگانی تحریم را به عنوان مشکل مطرح نکردند که این حرف‌های بی‌ربط بیشتر از بی‌عملی مسئولان مردم را خشمگین و از دولت دور می‌کند.

پنجم- رییس‌جمهور و اعضای دولت با مردم و نخبگان گفت و شنود مستقیم داشته باشند. البته منظور من بیشتر شنیدن و شنود هست و در  گفت خودشان با مردم هم دقیق و مستند و مستدل صحبت کنند.

خبرنگار: خیلی زحمت دادیم. ممنونم. شما فراتر از انتظار ما به سوالاتمان پاسخ دادید.

انصاری: خواهش می‌کنم. حالا که قرار بود مورد مشورت و سوال قرار بگیرم، بهتر بود وقت بیشتری می‌گذاشتیم و مسائل را بهتر موشکافی کنیم. امیدوارم که رضایت اساتید محترم حاصل شده باشد.

خبرهای مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا