سیاسیصنفی

۱۸ تیر و فرخ شفیعی

۱۸ تیر و فرخ شفیعی

محسن صنیعی (عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز)

امسال به مناسبت ۱۸ تیر، دوست دارم از کسی یادی کنم که در پنج شنبه شب ۱۷ تیر، در کوی دانشگاه تهران در اعتراض به توقیف روزنامه سلام، فراخوان گردهمایی اعتراض برپا کرد.

او کسی نیست جز فرخ شفیعی که آن سال، دانشجوی کارشناسی ارشد نقشه برداری دانشگاه تهران و ساکن خوابگاه های کوی دانشگاه بود.

او امروز در میان ما نیست و همین ماه گذشته، به دیار باقی شتافت. روز ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ در بهشت آباد اهواز به خاک سپرده شد.

سال های ۸۵-۸۴، روزهای پنج شنبه و جمعه برای تدریس به دانشگاه آزاد دزفول می‌رفتم و معمولا پنج شنبه شب ها، در مهمانسرای آن دانشگاه، اسکان داشتم. یک شب، هم اتاقی من، جوانی مودب و آرام بود. احوالش را گرفتم و گفتم کجا شاغلی، گفت در … شاغل بودم ولی به علت سوء پیشینه مرا اخراج کردند.

پرسیدم چرا سوء پیشینه؟ گفت به خاطر حوادث کوی دانشگاه تهران و بعد داستان را برای من تعریف می‌کرد. بعد از آن، آشنایی من با ایشان بیشتر شد. ایشان دانشجوی کارشناسی ارشد نقشه برداری دانشگاه تهران بود. عادت داشت به مناسبت‌های مختلف مثلا اعتراض به مسائل صنفی کوی فراخوان اعتراض بگذارد. همه هم او را قبول داشتند و به فراخوان‌هایش پاسخ می دادند.

پنج‌شنبه شب ۱۷ تیر، در اعتراض به توقیف روزنامه سلام، فراخوان یک تجمع را داد. ۱۰۰ تا ۲۰۰ نفر در فراخوان شرکت کردند. تجمع از کوی دانشگاه، آغاز شد و بعد به خیابان امیرآباد گسترش یافت. البته در انتهای شب، دانشجویان به خوابگاه برمی‌گردند ولی در ابتدا نیروی انتظامی و سپس لباس شخصی‌ها می‌آیند و آن شد که شد.

فرخ شفیعی پس از ۱۸ تیر، برای مدتی به اهواز برمی‌گردد و پس از فروافتادن بحران، به تهران برمی‌گردد و خود را معرفی می‌کند. با تدبیرهایی، او به مدت دو سال زندان بود. نوشتم با تدبیرهایی، چون اگر آن تدبیرها نبود، شاید حکم بسیار بسیار سخت‌تر برای او نوشته می شد.

در زندان، از یک کتابفروش دوره گرد (لهراسبی) یاد می‌کرد که در حوادث کوی بازداشت شد. فرخ شفیعی وابسته به هیچ گروه دانشجویی مثلا دفتر تحکیم وحدت نبود و کاملا به صورت مستقل عمل می‌کرد و به خاطر اعتمادی که دانشجویان به او داشتند، به آن فراخوان ها پاسخ مثبت می‌دادند.

مستقل بودن فرخ شفیعی، این سخن که ۱۸ تیر، برنامه از قبل طراحی شده گروه‌ها و احزاب اصلاح‌طلب یا دوم خردادی است را کاملا نفی می‌کند. امروز فرخ شفیعی نیست ولی هر موقع تصور وقایع ۱۸ تیر را می کردم، به ذهنم می آمد که نکند گروه‌های اصلاح‌طلب و دولت اصلاحات در دامی برای ایجاد بحران قرار گرفتند، هیچ گاه به خود فرخ شفیعی نگفتم ولی در دیدار با مسئولین وقت کوی دانشگاه تهران و یکی از مقامات وقت وزارت کشور، این موضوع را مطرح کردم و با توجه به شناخت دقیقی که از شخصیت فرخ شفیعی داشتند، آن را رد کردند.

فرخ شفیعی می‌توانست مانند همه آنان که بعد از واقعه کوی دانشگاه تهران، به شهرت سیاسی رسیدند و پناهندگی از غرب گرفتند، به خارج بروند ولی او در ایران ماند و در همین اهواز، در غربت زندگی کرد. در جایی شاغل می‌شد و به علت سوء پیشینه اخراج می‌شد و سپس شرکت دیگر و خوشبختانه عضو نظام مهندسی خوزستان.

کمتر فعال سیاسی خوزستان، نام فرخ شفیعی را شنیده است و با هیچ حزب و گروهی هم در ارتباط نبود. او با درست کردن گروه‌ها در فضای مجازی و این سال ها در ایتا، با مطالب غالبا اجتماعی، دوستان خود را دور و بر خود جمع کرده بود. از موقعی که زمینه آشنایی من با او ایجاد شده بود، هر گاه، گروهی را در فضای مجازی درست می‌کرد، بنده را هم عضو می کرد. چند باری که مشاوره‌های ساختمانی می‌خواستم از مشورت های او استفاده می کردم.

خدایش بیامرزاد و از ایزد منان، برای او رحمت الهی آرزومندم.

۱۸ تیر ۱۴۰۴

به نقل از همدلی

خبرهای مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا