تحلیلسیاسی

ایران و مشکله مکانیزم ماشه

ایران و مشکله مکانیزم ماشه/

فرهاد درویشی (استاد بازنشسته علوم سیاسی)

مکانیزم ماشه به‌ عنوان یک ابزار فشار حقوقی و سیاسی غرب علیه ایران، در آستانه فعال‌سازی قرار دارد (۹ شهریور). تجربه‌های گذشته و تحولات اخیر منطقه، نشان می‌دهد که احتمال بازگشت تحریم‌های شورای امنیت بیش از هر زمان دیگری جدی تر است.

بر خلاف تصور و برداشت بخش‌هایی از حاکمیت، این وضعیت می‌تواند پیامدهایی فراتر از تحریم‌های موجود داشته باشد؛ از انسداد مسیرهای مالی و تجاری تا افزایش فشار دیپلماتیک و امنیتی. ایران در برابر این تهدید چندوجهی، مجموعه‌ای از گزینه‌ها را پیش‌روی خود دارد: بازدارندگی سخت و هوشمند، تعامل راهبردی با شرق، ایجاد کنسرسیوم منطقه‌ای هسته‌ای، روایت‌سازی رسانه‌ای و در نهایت خروج پرریسک از NPT.

اینکه کدامیک را برمی‌گزیند مشخص نیست. در عین حال، تهران تهدید اروپا را هم به‌عنوان یک بلو‌ف احتمالی و هم به‌ عنوان واقعیتی محتمل، ارزیابی کرده و تلاش دارد ابتکار عمل را در دست خود نگاه دارد.

به نظر می‌رسد راهبرد ایران بر سه ستون اصلی استوار پایه‌گذاری شده است: ابهام هسته‌ای، بازدارندگی منطقه‌ای و ابتکار دیپلماتیک. به همین دلیل، پاسخ تهران احتمالا ترکیبی از مقاومت و انعطاف خواهد بود؛ مقاومت در برابر تحمیل شرایط رقبا و انعطاف برای جلوگیری از انزوای راهبردی.

در هر حال، ایران در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار دارد؛ مقطعی که مسئله مکانیزم ماشه نه تنها یک تهدید حقوقی در چارچوب برجام، بلکه ابزاری برای فشار حداکثری غرب با محوریت آمریکا و اسرائیل تلقی می‌شود. با توجه به مجموعه تحولات اخیر – از جنگ ۱۲ روزه، شرایط پس از ۷ اکتبر، تضعیف حزب‌الله، سقوط بشار اسد و تخریب غزه گرفته تا نحوه تصمیم درباره غنی‌سازی و چگونگی همکاری با آژانس – وضعیت ایران نسبت به دوره‌های گذشته بسیار پیچیده‌تر و حساس‌تر شده است.

در ادامه به برخی از ابعاد مناقشه فعال شدن یا نشدن مکانیزم ماشه یا اسنپ بک پرداخته می شود:

۱. احتمال فعال شدن مکانیسم ماشه در ذهنیت حاکمان ایران، احتمال فعال شدن ماشه به دلایل ذیل بالا ارزیابی می‌شود: اولآ اروپایی‌ها با طرح «غنی‌سازی صفر» عملاً از برجام عبور کرده‌اند و تمایل به استفاده از این ابزار فشار دارند. ثانیا آمریکا و اسرائیل اروپا را تشویق می‌کنند تا جلوی بازسازی توان هسته‌ای و موشکی ایران را بگیرند. ثالثا تجربه‌ مذاکرات گذشته نشان داده است که غرب حتی در دقیقه ۹۰ به دنبال امتیازگیری است، نه توافق برد-برد. و رابعا سرمایه‌گذاری گسترده ایران در حوزه هسته‌ای مانع کوتاه آمدن این کشور از حق قانونی خود در غنی‌سازی می‌شود.

نتیجه اینکه به نظر می‌رسد که ایران سناریوی قطعی خود را بر فعال شدن ماشه بنا نهاده، هرچند تعویق یا معامله تاکتیکی را نیز بطور کلی کنار نگذاشته است.

۲. پیامدهای فعال شدن ماشه گرچه در ذهنیت بخش‌هایی از حاکمیت ایران، ممکن است وضع از آنچه که هست بدتر تصور نشود ولی واقعیت این است که فعال شدن مکانیزم ماشه می‌تواند پیامدهایی فراتر از تحریم‌های فعلی داشته باشد:

_ بازگشت تحریم‌های بین‌المللی شورای امنیت: مشروعیت حقوقی بین‌المللی دارد و همکاری‌های اقتصادی و بانکی ایران را مختل می‌کند.

_ انسداد مسیرهای مالی و تجاری رسمی: حتی کشورهایی مانند چین، هند و روسیه ممکن است تعاملات خود را محدود کنند.

_ افزایش فشار دیپلماتیک و امنیتی: فعال شدن ماشه بهانه‌ای برای تحرکات نظامی یا اطلاعاتی علیه ایران ایجاد می‌کند.

_ تضعیف موقعیت ایران در مذاکرات آینده: فضای دیپلماتیک برای سال‌ها مسدود و ایران در موضع تدافعی قرار می‌گیرد.

۳. پاسخ های احتمالی ایران در صورت فعال شدن مکانیزم ماشه در مواجهه با تهدیدهای چندوجهی (اقتصادی، حقوقی، امنیتی)، پاسخ های احتمالی ایران می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

_ بازدارندگی سخت و هوشمند: تقویت توان موشکی، پدافند هوایی و نمایش توانمندی سایبری برای افزایش هزینه اقدام نظامی احتمالی.

_ تعامل راهبردی با شرق: همکاری با چین، روسیه و کشورهای عضو بریکس برای ایجاد سپر سیاسی و اقتصادی.

_ کنسرسیوم منطقه‌ای هسته‌ای: مشارکت چند کشور در غنی‌سازی برای کاهش نگرانی‌های بین‌المللی و افزایش شفافیت.

_ روایت‌سازی رسانه‌ای: تبیین پیامدهای انسانی و امنیتی تحریم‌ها برای جلب حمایت افکار عمومی بین‌المللی.

_ گزینه پرریسک: خروج از NPT به‌عنوان اهرم فشار نهایی، البته با محاسبه دقیق پیامدهای آن.

۴. بلوف یا واقعی بودن تهدید اروپا در این زمینه دو سناریو قابل تصور است:

بلو‌ف: برخی در ایران معتقدند که اروپا ممکن است به دلایل ژئوپلیتیکی یا نیاز به امتیاز از آمریکا، از فعال‌سازی ماشه خودداری کند یا آن را به تعویق بیندازد. اهم دلایل این گروه، نیاز اروپا به امتیاز در پرونده اوکراین، هراس از واکنش ایران، تردید حقوقی و حفظ کانال‌های دیپلماتیک ذکر شده است.

برخی دیگر تهدید اروپا را واقعی دانسته و معتقدند که هشدارهای تروئیکای اروپایی به سازمان ملل مبنی بر آماده‌سازی برای ماشه نشان می‌دهد که تهدید واقعی است. در مجموع اعتقاد بر این است که ایران باید هر دو سناریو را مد نظر قرار دهد و ابتکار عمل را در دست داشته باشد.

۵. گزینه های ایران
به نظر می رسد که در شرایط فعلی، ایران دو موضوع را در دستور کار خود قرار داده است که البته بعید است پاسخگوی شرایط حاد کنونی باشد. آن دو سیاست عبارتند از:

_ انتخاب سیاست ابهام هسته‌ای: در ابهام قرار دادن افکار عمومی دنیا نسبت به توان ساخت سلاح یا تغییر دکترین هسته‌ای ایران.

_ فعال‌سازی ظرفیت محور مقاومت: افزایش هزینه‌ برای اسرائیل و آمریکا در صورت اقدام نظامی مجدد علیه ایران.

۶. احتمال تمدید زمان مکانیزم ماشه:
ایران در اصل مخالف تمدید این مکانیزم بدون کسب امتیاز و تضمین امنیتی است. شاید در لحظه آخر و در صورتی که تمدید همراه با دستاورد ملموس (کاهش فشارها یا تضمین امنیتی) باشد، احتمال پذیرش نیز وجود داشته باشد زیرا در غیر این صورت، تمدید صرف را به معنای خرید زمان توسط دشمن تلقی کرده و رد می‌کند.

*نتیجه گیری*
ایران با فعال شدن ماشه، با تهدیدی چندوجهی روبه‌رو خواهد شد: اقتصادی، حقوقی، امنیتی و سیاسی. پاسخ ایران احتمالا ترکیبی از بازدارندگی سخت، دیپلماسی انعطاف‌پذیر، مدیریت رسانه‌ای و ابزارهای فشار راهبردی خواهد بود.

ایران می‌کوشد تا سناریوهای مختلفی پیش‌بینی کند تا هر دو احتمال بلوف یا واقعی بودن تهدید اروپاییها را مدیریت کند. ایران اکنون با اتخاد سیاست ابهام هسته‌ای، بازدارندگی منطقه‌ای و بهره‌گیری از ابتکار عمل در وقت مقتضی، در حال چیدمان راهبرد امنیت ملی خود در برابر فشارهای بین‌المللی است که در صورت عدم تحول جدی در فضای گفتمانی در داخل کشور، به نظر نمی‌رسد که بطور همه جانبه، بتواند الزامات اساسی این راهبرد را فراهم سازد.

خبرهای مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا