دانشگاهسیاسی

در شرائط کنونی و در فرایند رو به‌زوال سرمایه‌ی اجتماعی، بطور کلّی باید دور توسعه‌ی متوازن و پایدار کشور را خط کشید

♦در شرائط کنونی و در فرایند رو به‌زوال سرمایه‌ی اجتماعی، به‌طور کلّی باید دور توسعه‌ی متوازن و پایدار کشور را خط کشید/

♦تائید نهائی لایحه‌ی تحول ساختاری وزارت علوم در شورای نگهبان متوقف شد/

♦از سال ۱۳۸۴ به‌بعد، اداره امور کشور به سمت عوام‌فریبی و عوام‌زدگی، فساد ساختاری و تاراج منابع ملّی در داخل، و تشدید رویکرد جاهلانه و خصومت‌آمیز در سیاست‌ خارجی، گرایش پیدا نمود/

♦انتصاب روسای دانشگاه‌ها بعد از هفت‌خوان استعلام از نهادهای اطلاعاتی و امنیتی و قضائی و… نمونه‌ای از مسلوب‌الاختیار شدن استادان و دانشگاهیان در اداره‌ی خانه‌ علمی خود است/

♦بسیاری از استادان دانشگاهی با حقوق ۲۰۰ دلاری به زیر خط فقر رفته و تحقیر شده‌اند و میزان مهاجرت نخبگان علمی هم به طور تصاعدی افزایش یافته است/

مصاحبه‌ی پایگاه اینترنتی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها با آقای دکتر مصطفی معین

«دکتر مصطفی معین» چهره‌ای نیست که نیاز به معرفی داشته باشد. او ترجیح می‌دهد خودش را اینگونه معرفی کند: «استاد آلرژی و ایمونولوژی بالینی دانشگاه علوم پزشکی تهران و فعال مدنی»! به همین کوتاهی و به همین سادگی! شاید دلیل این معرفی چیزی نیست جز این واقعیت که حتی وقتی وزیر علوم بود یا کاندیدای ریاست جمهوری، وجه غالبی را که برای خودش می‌شناخت همین دو ویژگی بود. نه خودش را باخت و نه پشت به آرمان‌هایش کرد و جز خوشنامی، پاکدستی، نیکوکاری و تعهد در مقابل خدا و خلق چیزی از خود به یادگار نگذاشت. ما هم ایشان را قدر می‌شناسیم و به خدمتشان رسیده‌ایم با سوالاتی چند که در زیر به حضور شما تقدیم می‌شود.

خبرنگار: استاد عزیز ما شما را به سه دلیل دوست داریم: اول به خاطر تعهد و احساس مسئولیت اجتماعی شما به عنوان یک فعال سیاسی و روشنفکر دینی مستقل و آزاده، دوم به عنوان یک استاد عالی‌رتبه در نظام آموزش عالی کشور که منشاء خدمات عظیمی بوده، و سوم به عنوان یک پزشک حاذق و مردمی. خود شما از این سه تا و شاید هم مورد دیگر که خودتان می‌دانید به کدام‌یک بیشتر دلبسته هستید؟ گذشته قرن فعالیت‌های خودتان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

دکتر معین: شما لطف دارید و ممنونم که مرا برای مصاحبه انتخاب کردید. تمایل شخصی‌ام در بیش از دو دهه‌ی گذشته، فعالیت در عرصه عمومی و نهادهای مدنی بوده است. واقعیت این است که جامعه‌ی ما به‌دلیل سوءتدبیر و جنگ تحمیلی و تحریم خارجی، دچار آسیب‌های گسترده، پیچیده و درهم تنیده‌ی اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی و فاقد انسجام درونی شده، و اکنون سرمایه اجتماعی آن پایین و در حال افول است.

سرمایه اجتماعی با ایجاد اعتماد و گسترش روابط افقی میان شهروندان و تقویت مشارکت اجتماعی در قلمرو جامعه‌ی مدنی و نهادهای مدنی شکل می‌گیرد و بازتولید می‌شود. نهادهای مدنی با ایجاد شبکه‌های اعتماد و نهادمندسازی همکاری، اصلی‌ترین بستر تولید و بازتولید سرمایه اجتماعی را در هر جامعه‌ای بوجود می‌آورند. گرچه من توسعه‌ی اجتماعی را پیش‌نیاز توسعه‌ی علمی، اقتصادی، سیاسی و ایجاد ساختار دموکراتیک در ایران می‌دانم، امّا در شرائط کنونی جامعه و در فرایند رو به‌زوال سرمایه‌ی اجتماعی، بطور کلّی باید دور توسعه‌ی متوازن و پایدار کشور را خط کشید.

این بود که پس از استعفایم از وزارت علوم در سال ۱۳۸۲ و ورودم به عرصه‌ی عمومی، در سه حوزه توسعه علمی، توسعه اخلاقی و توسعه اجتماعی با همکاری تعدادی از دوستان آموزش‌عالی یا «حلقه‌ی معین» (به تعبیر برخی نمایندگان محافظه‌کار در مجلس)، بویژه با همراهی دوست گرانقدرم مرحوم دکتر جعفر میلی‌منفرد، سه نهاد مدنی تاسیس گردید.

انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فنّاوری (ترویج اخلاق حرفه‌ای) و موسسه رحمان (مطالعه‌ی آسیب‌های اجتماعی) در سال۸۳ و ۸۵ فعالیت خود را شروع کردند و اکنون در حوزه کاری خود در سطح ملّی مرجعیت یافته‌اند. جمعیت توسعه علمی ایران نیز در همان سال ۸۳ آغاز به کار نمود.

در سال‌های بعد هم، انجمن ایرانی تاریخ اجتماعی علم و فنّاوری، موسسه نیکوکاری مجتبی معین، موسسه‌ی حمایت از بیماران نقص ایمنی، گروه ترویج علم حقوق پارلمانی (دستورنامه‌ی رابرت) نیز تاسیس شدند. انجمن علمی آسم و آلرژی ایران هم که از سال ۱۳۷۵ تشکیل گردید و تاکنون به فعالیتش ادامه داده است. بنابراین وقت اصلی من به فعالیت در جامعه‌ی مدنی در سه حوزه علم، اخلاق و مسائل و آسیب‌های اجتماعی اختصاص دارد.

بخش دوم سئوال شما در مورد آموزش عالی بود. به نظرم، آنچه در توان من و همکارانم بود به‌توفیق الهی، برای ارتقای جایگاه دانشگاه و تقویت زیرساخت‌های توسعه علمی ایران انجام دادیم، که بهتر است داوری و قضاوت را در این مورد به‌ خود دانشگاهیان بسپاریم. ولی واقعیت این است که ساختار کلان کشور با نگرش خاص حاکمیت مذهبی در ساختار قانونگذاری‌ و… که به تصمیم‌گیری نهائی در شورای نگهبان ختم می‌شود، و یا انجام امور قانون‌گذاری و سیاستگذاری موازی و برنامه‌ریزی و مداخلات اجراییِ سیاست‌زده که توسط شورای‌عالی انقلاب فرهنگی انجام می‌گردد، باعث گردید که مدیریت کشور فاقد ظرفیت درک ضرورت تحول ساختاری در نظام آموزش‌عالی ایران و اهمیت نقش علم و فنّاوری در تعیین سرنوشت کشور در دنیای امروز باشد.

این است که تائید نهائی لایحه‌ی تحول ساختاری وزارت علوم در شورای نگهبان متوقف شد و نیز برنامه چهارم توسعه و چشم‌انداز بیست ساله کشور که در سال‌های پایانی دولت اصلاحات با نگاهی آینده‌نگر، مترقی و دانش‌بنیان  به‌تصویب و امضای بالاترین مقامات نظام رسیده بود در دولت احمدی‌نژاد زیر پا گذاشته شد. از سال ۱۳۸۴ به‌بعد بود که اداره امور کشور به سمت عوام‌فریبی و عوام‌زدگی، فساد ساختاری و تاراج منابع ملّی در داخل، و تشدید رویکرد جاهلانه و خصومت‌آمیز در سیاست‌ خارجی، گرایش پیدا نمود.

بخش سوم سئوال شما، در مورد علوم پزشکی و امر طبابت بود. باید بگویم که انتخاب رشته پزشکی، و همچنین ادامه تحصیل در دوره‌های تخصصی بیماری‌های کودکان و فوق تخصصی آلرژی و ایمونولوژی بالینی، همگی با شناخت و عشق و علاقه‌ و ترجیح شخصی‌ام بود، و هدف مطلوبم رسیدن به عالی‌ترین مراتب علمی در طراز جهانی و نیز ارتباط معنوی با بیماران، کمک به کودکان رنجور و پاک و بی‌پناه این سرزمین، پرداختن به درمان و مداوای درد و رنج‌های بی‌شمار مردم، و پیشگیری اولیه از بیماری‌ها بود. ولی به دلیل وقوع انقلاب و درگیریِ پی‌در‌پی در مدیریت‌ها و مسئولیت‌های اجرائی، و مراجع قانون‌گذاری و سیاست‌گذاری، آنگونه که دلم می‌خواست  نتوانستم در امر طبابت وقت کافی بگذارم و بتوانم حق مطلب را به‌شایستگی ادا کنم!

خبرنگار: اگر در دو سه جمله کوتاه بخواهید لب مطلب را بفرمایید، حال و روز دانشگاه‌ها را چگونه می‌بینید؟

دکتر معین: وقتی بخواهید وضع دانشگاه‌ها و آموزش‌عالی ایران را ارزیابی کنید و در باره‌ی عملکردهای آن‌ها در دوره‌های زمانی مختلف قضاوت نمائید، باید یا آن‌ها را با مراکز علمی و پژوهشی در سطح جهانی، و نیز جایگاه و عملکرد آن‌ها را در دوره‌های زمانی مختلف در سطح ملّی مقایسه کنید.

در مقیاس جهانی، متاسفانه فاصله‌ی قابل توجهی با مرزهای دانش داریم و این شکاف علمی و فنّی در طول ۲۰ سال گذشته رو به افزایش گذاشته است. در سطح ملّی هم در مقایسه‌ی وضعیت کنونی با گذشته، جز خون دل خوردن و تاسف کاری نمی‌توان کرد! نگاه مسئولان کشور به دانشگاه در این زمان و بیش از گذشته، امنیتی و سیاست‌زده و همراه با سوءظن و بدگمانی است و هیچ اولویتی در عمل ( و نه فقط با شعار)، در برنامه‌های توسعه برای آموزش‌عالی تعیین نشده است.

فضای دانشگاهی ساکت و خاموش‌ است، کیفیت آموزش و تولیدات علمی و پژوهشی در رتبه‌بندی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در فرآیندی رو به نزول‌ قرار دارد. بسیاری از استادان دانشگاهی با حقوق ۲۰۰ دلاری بزیر خط فقر رفته و تحقیر شده‌اند و میزان مهاجرت نخبگان علمی هم بطور تصاعدی افزایش یافته است.

خبرنگار: بعد از برنامه‌هایی که در زمان وزارت جنابعالی در زمینه‌ی استقلال دانشگاه‌ها اجرایی شد، آیا اتفاقات و تصمیمات بعدی تاثیر عکسی روی آن برنامه‌ها داشته؟ و احیانا تصمیمات خوبی هم در دو دهه‌ی گذشته گرفته شده یا نه؟

دکتر معین: کاش اگر به تعبیر شما تصمیمات خوبی در این زمینه گرفته شده است، من هم از آن‌ها باخبر می‌شدم! ولی تصمیمات و اقدامات مغایر با استقلال دانشگاه و آزادی آکادمیک (که سنتی تاریخی و پذیرفته شده در دانشگاه‌های معتبر دنیاست) کم به اجرا در نیامده است! انتصاب روسای دانشگاه‌ها بعد از هفت‌خوان استعلام از نهادهای اطلاعاتی و امنیتی و قضائی و… نمونه‌ای از مسلوب‌الاختیار شدن استادان و دانشگاهیان در اداره‌ی خانه‌ علمی خود است. همچنین جذب هیات علمی و نیز پذیرش دانشجو کلا” در اختیار وزارتخانه یا دقیق‌تر بگویم تحت نظارت و اعمال نفوذ دبیرخانه شورای انقلاب فرهنگی، با معیارهای سیاسی و ایدئولوژیک است. سایر اموری چون برنامه‌‌های درسی و آموزشی یا پژوهشی و آئین‌نامه‌ها نیز از بالا به پائین پیگیری و ابلاغ می‌شود!

در دوره‌ی مسئولیتم در دولت اصلاحات، برای اولین بار (و البته آخرین بار!) در سال‌های بعد از انقلاب، با آئین‌نامه‌ای که به دانشگاه‌ها و موسسه‌های تحقیقاتی ابلاغ گردید، انتخاب و پیشنهاد مدیریت‌‌های مراکز را برعهده‌ی اعضای هیات علمی آن‌ها گذاشتیم که این کار از دانشگاه ارومیه آغاز شد و به ۱۴ دانشگاه بزرگ دیگر مانند تهران، تبریز، صنعتی اصفهان، امیرکبیر و…گسترش یافت.

نتیجه‌ی این تفویض اختیار بسیار موفقیت‌آمیز بود، در برخی از دانشگاه‌ها که بحران مدیریت داشتند، از آن‌ها رفع بحران شد و در سایر دانشگاه‌ها، به ارتقای شاخص‌های کیفی و کمّی آموزشی و پژوهشی و مدیریتی انجامید. امّا به فاصله‌ی کوتاهی از استعفا و خارج شدن من از دولت در شهریور سال ۱۳۸۲، با اولین انتخاب رئیس دانشگاه توسط اعضای هیات علمی در دانشگاه علم و صنعت، با بحران سازی توسط بسیج دانشجوئی و تحمیل خشونت به رئیس منتخب، موضوع را به شورای انقلاب فرهنگی کشاندند و با فضاسازی سیاسی، موجب شدند که وزیر جدید علوم اجرای آئین‌نامه‌ی انتخابی شدن مدیریت دانشگاه‌ها را متوقف نماید.

خبرنگار: آیا تشکل‌های اصلاح‌طلب در حال حاضر، بخصوص در قالب جبهه‌ی اصلاحات از انسجام و کارایی کافی برخوردار هستند؟ چه پیشنهادهایی برای بهبود اوضاع دارید.

دکتر معین: انسجام و کارآئی تشکل‌های سیاسی از جمله اصلاح‌طلب، در گرو عملکرد تشکیلاتی، شفافیت و پاسخگوئی آن‌ها در دفاع از حقوق جامعه و اعتماد متقابل مردم به آن‌هاست، که از این نظر کارنامه قابل دفاعی نداشته‌اند. بنابراین به طریق اولی، جبهه‌ی اصلاحات هم فاقد اثربخشی و جلب اعتماد جامعه و بویژه جوانان خواهد بود.

چسبیدن به پست و مقام و وابستگی به دولت، استفاده از رانت قدرت، پدیده آقازادگی و ژن خوب هیچ نسبتی با تفکر اصلاحات ندارد و تنها زمینه‌ساز پایان ماجرای جریان‌های سیاسی اصلاح‌طلب و اصول‌گرا طبق شعارهای جوانان در سال‌های گذشته است. راهکاری که برای اعاده‌ی حیثیت و بازگشت اعتماد به جریان اصلاح‌طلب وجود دارد، این است که ضعف‌ها و اشتباهات گذشته‌ی خود را بپذیرند، و با تجدید نظر در رویکردها و عملکرد خود، رابطه‌ای شفاف و صادقانه و مستمر، همراه با پاسخگوئی در دفاع از حقوق اساسی مردم و پی‌گیری خواسته‌های حق آن‌ها داشته باشند.

خبرنگار: اگر صلاح می‌دانید نظرتان را در مورد انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها هم بدانیم بد نیست.

دکتر معین: از نزدیک با ساختار انجمن و تشکیلات درونی آن آشنا نیستم ولی با شناختی که از موسسان و مرکزیت آن دارم، آن‌ها را افرادی صالح و دلسوز می‌دانم. همچنین، مواضع سیاسی و اجتماعی انجمن را که در برخی از بیانیه‌ها و یا همایش‌های آن خوانده و شنیده‌ام در جهت حفظ منافع ملّی و حقوق شهروندی می‌دانم، ولی باید با رویکرد علمی و صراحت بیشتری در عرصه‌ی مطالبه‌ی استقلال دانشگاه و آزادی‌های علمی، اولویت‌ علم و فنّاوری در برنامه‌های توسعه و درخواست اصلاحات ساختاری در نظام مدیت کشور، در میدان حضور جدّی‌تری داشته باشند.

خبرنگار: اگر فرمایشی دارید که در قالب پاسخ به این پرسش‌ها نمی‌گنجند خوشحال می‌شویم از شما بشنویم.

دکتر معین: برای شما، در انجام مسئولیت‌های علمی، اخلاقی و اجتماعی خود آرزوی موفقیت دارم.

خبرنگار: ما هم برای شما بهترین آرزوها را داریم و از خداوند استدعا داریم که شما را برای ایران عزیز ما سالم و سربلند نگه دارد. وجود شما مایه دلگرمی ماست.

خبرهای مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا