سیاسی

سخنی با رهبری

سخنی با رهبری

بشیر معتمدی

باسمه تعالی

اجازه دهید بدون معطلی به سراغ اصل قضیه بروم. امروز سخنرانی جنابعالی را  در جمع مردم اصفهان شنیدم و ناامیدتر از پیش شدم. ناامید از اینکه عنایت بفرمائید که مردم، تنها اغتشاشگرانی نیستند که جان و مال مردم هدف قرار داده اند و البته کسی هم با مجازات متعرضان به جان و مال مردم مخالف نیست، بلکه بسیاری به عملکرد حاکمیت اعتراض دارند و تنها خواسته شان این است که اعتراض آنها را بشنوید و آنها را به دشمنان این ملت منتسب نکنید.

تنها خواسته آنها این است که حاکمیت بپذیرد که در موارد متعدد اشتباه داشته و به تعبیر امیرالمؤمنین(ع) حاضر باشد که از مردمش عذرخواهی کند. تنها درخواست آنها این است که حق رأی ملت را که به تعبیر امام (ره) میزان است به رسمیت بشناسید، نه اینکه متولیان امر، انتخابات فرمایشی سال گذشته را رقم بزنند و همه رقیبان را به اسم نظارت استصوابی حذف نمایند تا کاندیدای مورد حمایت حاکمیت رأی آورد و عملا مردم سالاری و جمهوریت را ذبح نماید.

تنها درخواست آنان این است که آزادی آنها در بیان انتقادات از حاکمیت را به رسمیت بشناسید، نه آنکه منتقدان با زندان، محرومیت، سانسور  و… مواجه شوند. تنها خواسته آنان این است که دست از سرکوب ملت بردارید و به این بیندیشید که آیا مواجه با مردم غیر از سرکوب، راه دیگری دارد یا خیر؟

جنایعالی که می‌فرمایید پیامبر (ص) هم داغ داشت و هم مرهم، آیا جز داغ از سوی حاکمیت نصیب مردم شده است؟ آیا مرهمی بر زخمهای مردم گذاشته شده است؟ غیر از این است که می توانستند با عذرخواهی از مردم از همان روز فوت مرحوم مهسا امینی این مرهم را بر زخمهای آنها نهند تا فجایع این مدت رقم نخورد؟ آیا نمی توانستند با برخورد با مأموران خاطی نیروی انتظامی، بسیج و لباس شخصی و… که بارها و بارها فیلمهای آنها در ضرب و جرح و کشتار مردم عادی در شبکه های اجتماعی پخش شده است، مرهمی برای مردم فراهم نمایند؟ کجاست آن مرهمی که می فرمایید؟

جنابعالی که مرتب به انبوه مردمان که در خیابان در تشییع جنازه ها و مراسمات مختلف استناد می‌کنید و معتقدید که اکثر مردم همراه حاکمیت هستند و معترضان را عده قلیلی می‌دانید، چرا یکبار تن به رفراندوم نمی‌دهید تا معلوم شود چند درصد مردم از عملکرد حاکمیت راضی هستند؟ چرا یکبار به معترضان بر اساس قانون اساسی اجازه تجمع و بیان اعتراض نمی‌دهید تا معلوم شود چند درصد به عملکرد حاکمیت اعتراض دارند؟

جنابعالی می‌فرمایید که هرکس القای ناامیدی کند، ایران ستیز است. آیا غیر از این است که مسئولان جمهوری اسلامی با عملکرد خود در همه زمینه‌ها مردم را روز به روز ناامیدتر می‌کنند؟ آیا غیر از این است که مسئولان با عدم پذیرش اشتباه و اقدام در جهت جبران و اصلاح هر روز بر طبل ناامیدی میان مردم بیشتر می‌دمند؟ پس ایران ستیزان را بیش از هرکس در مسئولین نظام جستجو کنید تا شاید کشور از این بحرانها خارج شود.

من به عنوان یک فرزند شهید از عملکرد کنونی حاکمیت جمهوری اسلامی شرمنده هستم و نمی‌توانم به مردم خود بگویم که پدران ما شهید شدند تا حاکمیتی سرکار بیاید که جز سرکوب و خشونت و تحجر، زبان دیگری برای مواجهه با مردم خود نمی‌شناسد.

پدران ما از جان خود گذشتند و شهید شدند تا استقلال، آزادی، جمهوریت و اسلام حقیقی را به مردم خود هدیه دهند، اما هر روز که می‌گذرد، دریغ و افسوس برای خونهای به زمین ریخته شده این عزیزان بیشتر می گردد که آنها برای چه آرمانهایی شهید شدند و ما اکنون چرا فرسنگها با آن آرمانها فاصله داریم؟

لذا باید این شعر اقبال را زمزمه کنیم که:

از ناله ی مرغ چمن از بانگ اذان خیز

از گرمی هنگامه ی آتش نفسان خیز

از خواب گران خواب گران خواب گران خیز

از خواب گران خیز

خبرهای مشابه

‫۲ دیدگاه ها

  1. جناب آقای معتمدی، درد شما از سر دلسوزی برای جمهوری اسلامی است که خونهای زیادی جهت به ثمر رسیدن آن ریخته شده است از جمله خون پدر شهیدتان. احساستان قابل تقدیر است.
    کاش قدر این جمهوری اسلامی را بیشتر می دانستیم خصوصا مسئولین و برای همدلی و وفاق ملی تلاش می کردیم، کاش همدیگر را بپذیریم همانطور که هستیم و به عقاید هم احترام می گذاشتیم و به رسمیت می شناختیم، خداوند پدر شهیدتان را رحمت کند و مادر عزیزتان را حفظ فرماید.مهین بروجردی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا