تحلیلسیاسی

بیانیه‌‌ای برای منافع ملی، نه بازی در زمین دشمن

بیانیه‌‌ای برای منافع ملی، نه بازی در زمین دشمن/

نتیجه‌ این بیانیه جز تقویت جبهه داخل، آشتی ملی و تقویت رابطه دولت و ملت، تقویت جایگاه بین‌المللی ایران که بر خلاف خواست دشمنان ایران است، نیست/

محسن صنیعی (عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز)

در شرایط پس از تجاوز غیرقانونی ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران و شهادت بسیاری فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هسته‌ای، که در یک آتش بس یا به عبارتی توقف آتش هستیم و همچنان، دلهره شروع جنگ وجود دارد و در حالی که اروپایی‌ها مکانیزم ماشه یا اسنپ بک را فعال کردند و امکان فعال شدن تحریم‌های بین‌المللی سازمان ملل و الزام پذیر توسط همه کشورها و قراردادن ایران در فصل هفتم منشور سازمان ملل وجود دارد و در حالی که ناترازی‌های مختلف انرژی و آب و گاز و ناکارآمدی‌های مختلف در حوزه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کاملا از واقعیت های امروز جامعه ایران است، جبهه اصلاحات ایران با اکثریت قاطع و تنها یک رای مخالف، بیانیه‌ای برای خروج از این شرایط بحرانی در اختیار حاکمیت و جامعه قرار داده است. سخنی که بسیاری از بزرگان و دلسوزان، در سخنرانی‌ها و بیانیه های مختلف به آن اشاره کرده بودند، از جمله بیانیه ۱۵ ماده‌ای آقای خاتمی در سال ۱۴۰۱، نامه ۱۸۰ اقتصاددان و استاد دانشگاه، سخنرانی اخیر آقای روحانی و ….

این بیانیه، با نقدهای فراوان مواجه شده است. نقدهایی با زبان های مختلف، بعضی ها این بیانیه را تا حد خیانت تعبیر کرده‌اند و بعضی‌ها آن را خروج از درون سیستم تصور کرده‌اند و یا آن را بر خلاف مبانی اصلاحات که تدریجی بودن است، گفته‌اند، بعضی‌‌ها آن را کادوپیچی نسخه تسلیم یا خنجری بر قلب دولت یا عبور از گفتمان وفاق یا ترجمه فارسی سخنرانی نتانیاهو، یا پاس به تندروها خوانده‌اند، بعضی‌ها هم آن را کاملا به جا ولی دیرهنگام تصور کرده‌اند که سخن جدیدی ندارد و موافقان نیز آن را «صریح و شفاف» و به‌دور از تعارف برای برون رفت از ابرچالش‌ها و مشکلات و خروج از شرایط کشور تعبیر و تفسیر می‌کنند.

اما بیشترین موضع‌گیری که از طرف ائمه جمعه، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس و بعضی مسئولان دیگر شد این است که این بیانیه را «بازی در زمین دشمن» دانستند. نگارنده می‌پرسد اگر دشمن بخواهد با ما با جنگ برخورد کند، زمین در بازی دشمن، چه الزاماتی دارد؟ و اگر دشمن بخواهد با ما مذاکره کند و از ما امتیاز بگیرد، بازی در زمین دشمن، چه الزاماتی دارد؟

قطعا مهم‌ترین الزام دشمن چه در جنگ چه در مذاکره، تضعیف جبهه داخلی و تضعیف رابطه حکومت و ملت و نیز متشنج کردن روابط میان ایران و منطقه و نیز در سطح بین المللی است. اگر دشمن بخواهد جنگ بکند، تضعیف نیروهای مسلح خواست دشمن است. در جنگ ۱۲ روزه دیدیم که دشمن با اتکاء بر نارضایتی عمومی، واقعا تصور سرنگونی زودهنگام حکومت را داشت، اما موقعی که دفاع یکپارچه ایرانیان چه در داخل و چه در خارج، از وطن را دیدند، خواب آن‌ها، تعبیر نشد.

حال اگر به خواسته‌های یازده گانه بیانیه جبهه اصلاحات نگاه کنیم، جز تقویت جبهه داخلی و رابطه میان دولت و ملت که بر خلاف خواست دشمن است، چیز دیگری می‌بینیم؟

آیا «اعلام عفو و بخشودگی عمومی و آزادی همه زندانیان سیاسی، عقیدتی و فعالان مدنی، رفع حصر از آقای مهندس موسوی و رفع حصر تصویری آقای خاتمی، تغییر گفتمان حکمرانی به توسعه ملی از طریق تدوین و اجرای «دکترین توسعه و آبادانی ایران، تغییر معنادار در نهادهای انتصابی و رویکرد آن‌ها و پایان دادن به چندگانگی در تصمیم‌گیری‌ها، اصلاح رویکرد و مدیریت صدا و سیما و آزادی رسانه‌ها و حذف سانسور، تغییر در قوانین مربوط به حقوق زنان، اصلاح سیاست خارجی بر پایه آشتی ملی و همبستگی میان همه ایرانیان داخل و خارج از کشور، نتیجه‌ای جز تقویت جبهه داخل و رابطه میان مردم و حکومت که بر خلاف خواست دشمنان این سرزمین است، خواهد داشت؟

همگرایی منطقه‌ای برای ایجاد صلح پایدار و استفاده از فرصت تعامل با همسایگان و حتی خواست «بکارگیری ابتکار هسته‌ای برای خروج از بحران و اعلام آمادگی تعلیق داوطلبانه غنی‌سازی و پذیرش نظارت آژانس انرژی اتمی در قبال رفع کامل تحریم‌ها» نتیجه‌ای جز تقویت جایگاه بین المللی ایران و در نتیجه تضعیف خواست دشمن برای ضربه به ایران، نتیجه‌ای خواهد داشت؟

اگر در یک بند، بیانیه خواستار «خروج نیروهای نظامی از حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ و بازگشت به رسالت واقعی خود»، شده است، در حقیقت از نیروهای نظامی خواسته است که به جایگاه ذاتی خود که دفاع از امنیت و حریم کشور است برگردند و اقتصاد را به مردم واگذار کنند و این یعنی تقویت نیروهای مسلح در مقابل دشمن نه تضعیف نیروهای مسلح. نیروی مسلحی که به فکر محاسبات اقتصادی پروژه‌ها باشد، طبیعی است که از وظیفه ذاتی خود باز می ماند.

خارج کردن اقتصاد کشور از حاکمیت نهادهای حکومتی و ایجاد فرصت‌های برابر اقتصادی برای همه مردم، نتیجه‌ای جز بازگشت حکومت به وظایف ذاتی خود در تامین رفاه مردم و در نتیجه تقویت رابطه ملت و حکومت، نخواهد داشت. در مورد حمایت از تشکیل کشور مستقل فلسطین مطابق با خواست مردم این سرزمین و همراه با دیگر کشورهای اسلامی، می‌توان استدلال کرد که هیچ راهی جز وادار کردن جهانیان به پذیرفتن کشور مستقل فلسطین وجود ندارد.

این نوشتار، حوصله استدلال در این مورد را نمی‌دهد. در شرایط پسا‌جنگ ۱۲ روزه که همچنان دلهره شعله ور شدن جنگ وجود دارد و در حالی که مکانیزم ماشه فعال گردید و خطر بازگشت تحریم‌های بین المللی وجود دارد و در این شرایطی که کشور از ناترازی‌ها و ابرچالش های مختلف رنج می‌برد، رهبران کشور باید به خروج کشور از بحران‌ها و جهت‌دهی کشور به مسیر توسعه و پیشرفت فکر کنند و اجازه ندهند تندروان افراطی، تریبون‌های رسمی کشور را به دست بگیرند و کشور را به نام انقلابی‌گری وارد جنگی دوباره بکنند.

بیانیه جبهه اصلاحات، بیانیه‌ای است که احساس مسئولیت جبهه اصلاحات را به ایران و ایرانیان نشان می‌دهد و راهبردهایی برای خروج از بحران در اختیار قرار می‌دهد. این بیانیه بر خلاف آنان که آن را «بازی در زمین دشمن» دانسته‌اند نتیجه‌ای جز تقویت جبهه داخل، آشتی ملی و تقویت رابطه دولت و ملت، تقویت جایگاه بین‌المللی ایران که بر خلاف خواست دشمنان ایران است، نیست.

به نقل از: همدلی

خبرهای مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا